X
تبلیغات
انجمن شعر و ادب شهریار گیلان

انجمن شعر و ادب شهریار گیلان

مجمع شعرا و نویسندگان تورک زبان گیلان

بايرام تبريكي

عيد

      بر شما

                مبارك


اي  قارانلوق    گئجه ني    گوندوز ائدن     اللاه 

قارا  يئر     توپراقــــــيني     اولدوز ائدن      اللاه

كومك ائت چوره ك  ايش شن ساغليقلار ياراداق

اي ايشيق    خط له ريني    دوم دوز ائدن   اللاه


+ نوشته شده در  جمعه یکم فروردین 1393ساعت 23:44  توسط اینجه باخیش  | 

گزارش شب شعر دي ماه



جلسه ي شب شعر انجمن شعر و ادب شهريار گيلان همچون ماه هاي گذشته در منزل يكي از اعضاي انجمن  از ساعت نه و نيم شب يكشنبه مورخ 92/10/15  شروع و تا پاسي از شب ادامه يافت .

اين جلسه با شركت جناب اسماعيل پور مدير كل محترم ارشاد استان گيلان و جناب ملكي معاونت دادستاني و پيشگيري از جرائم استان گيلان و باشركت گسترده ي جمعي از اعضا و علاقه مندان تشكيل شد .

در اين جلسه پس از تلاوت آياتي از قران مجيد ،

دبير انجمن ضمن خوش امد گويي و تشكر از حضور عزيزان ، ادامه دادكه با توجه به نكات:

الف ) شهرستان هاي استارا و منجيل ترك زبان بوده ، و همچنين  افراد كثيري  در همه ي شهرستان هاي استان گيلان ساكن بوده و متكلم بدين زبان  مي باشند .

ب) استان گيلان همسايه مرز به مرز با چهار استان ترك زبان مي باشد.

ج) استان گيلان همسايه ي مرز به مرز با چند كشور ترك زبان مي باشد

 

خواستار دو مورد ذيل گشت :

1         خلائ موجود  عدم استفاده ي راديو تلويزيوني  از زبان تركي رفع گردد  و همچنان كه براي  زبان تالشي اوقاتي  منظور گشته براي زبان تركي نيز ساعاتي اختصاص داه شود  ،  تا هر چه بيشتر زمينه ي نفوذ  به تار و پود قلب هاي ساكنين  استان  و همسايه هاي استاني و همسايه هاي كشوري و جهاني فراهم ايد

 و بدين روش باب ديگري براي انجام مسئوليت خطير انساني و اسلامي  گشوده شود ،  كه درمقابل تبليغات  مغرضان و دشمنان ايران زمين ، در بين روش هاي مختلف  دفاعي ، بدين روش نيز توجه شود .


2 با بذل توجه به انجمن شعر و ادب شهريار گيلان  از مورد  گسترش فعاليت ها در امور مختلف فرهنگي و هنري و ايجاد همايش ها ي شعر و شاعري و هنري ياري و ياوري لازم صورت  گيرد .

سپس مدير كل محترم فرمودند كه : فعاليت انجمن شعر و ادب شهريار گيلان هيچ منع قانوني ندارد ، و يك انجمن رسمي و مورد تاييد ارشاد مي باشد

در ادامه با اشاره به نكته ي وجود 54 مسجد  آذري زبان  فعال رشت، اين امر را دليل خوب و زيباي توجه معطوف  عنوان قرار داده و فرمودند كه:

ما نيز در تقويت كانون هاي فرهنگي مساجد قول همكاري و همراهي را مي دهيم .

سپس با اشاره به خصايص متعالي مجتهد بزرگ حضرت ايت الله مرعشي نجفي و بيان خاطره ي  زيبايي از آن حضرت در كنار شاعر بزرك سيد محمدحسين بهجت تبريزي متخلص به شهريار ، توجه شهريار  به ائمه ي معصومين را ستوده و چنين اشعار را ماندگار و جاوداني و نجات بخش توصيف نمودند.

.

در ادامه جناب ملكي معاونت محترم دادستاني و پيشگيري از جرائم استان ضمن خواندن اشعاري بسيار زيبا از شاعر توانمند و اجتماعي مرحوم جهانشاه خديو(شاعر مجله توفيق) و خودشان ، بيانات ارزشمندي را در مورد انجام مراسم مذهبي گسترده و مقتدر ايراد نمودند.

جلسه با شعرخواني و نقد شعر و نكته گويي از طرف تك تك شركت كنندگان  ادامه يافت و حاضرين در حاليكه همگي شور و شعف و نيروي قابل توجه را كسب كرده و معترف آن بودند ، بشاشتر از قبل جلسه را ترك  نمودند ، واضح است كه نيروي انجام خدمات اجتماعي و عمومي از كانون همين انجمن ها قدرت رشد و نمو و پرواز مضاعف گرفته و مي گيرد ،  پس تا شركت و گزارش شب شعر بعدي لحظه شماري مي كنيم.

 

                            دبير انجمن  سيد نجم الدين دانيالي

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1392ساعت 21:57  توسط اینجه باخیش  | 

گزارش شب شعر دي ماه



+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1392ساعت 15:7  توسط اینجه باخیش  | 

دیدار اقای نیکومنش از دفتر انجمن .

i

       حضور عضو شورای شهر رشت در دفتر انجمن


 

روز سه شنبه سی ام مهر ماه جناب مظفر نیکومنش به همراه  هیئت همراه در ساعت یک ظهر به محل دفتر انجمن واقع در ساختمان خاتم الانبیای رشت تشریف اوردند

در این دیدار اکنده از نور و محبت  ابتدا دبیر انجمن سید نجم الدین دانیالی ضمن خوش امد گویی ، تاریخچه ی تشکیل انجمن و حضور شاعران ترک و گیلک  در انجمن را به استحضار رساند سپس هر یک از اعضای امنای انجمن یعنی اقایان جواد معراجی و بشیر قهرمانی و تقی تقوی مطالبی  راجع به پیشرفت انجمن مطرح، و لزوم حمایت مسئولان از اقدامات فرهنگی را بیان داشتند .

سپس جناب حاج مظفر نیکومنش نودهی در سخنانی ضرورت تشکل ها و انجمن های فرهنگی را بیان داشته و قول مساعد برای حمایت مادی و معنوی جهت  گسترش این امور فرهنگی را داده  و در دفتر انجمن قولشان را همراه با شعر ذیل  زیبنده نمودند

 زندگی زیباست ای زیبا پسند

  زنده اندیشان به زیبایی رسند……….

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1392ساعت 17:46  توسط اینجه باخیش  | 

اطلاعیه


تشکرو قدر دانی

اجرای موفقیت آمیز کنسرت موسیقی گروه خطایی با سرپرستی استادآواز آذربایجان ودود موذن در تاریخ 24 الی 26 مهرماه به مناسبت عید سعید قربان واقع در شهرستان بندر انزلی بنا به اظهار دست اندرکاران این برنامه  استقبال بی نظیری ازاین کار هنری فرهنگی  شده در ضمن انجمن ادبی شاعران ترک زبان گیلان (اینجه باخیش )که یکی برگزارگنندکان برنامه بوده از کلیه  روسای ادارات ارکانها نهاد های فرهنگی وهنری وهم چنین فرد به فرد عزیزانی که دخیل برگزاری این برنامه  بوده اند تشکر وقدردانی نموده امید آنکه شاهدبرگزاری هم چنین برنامه های فاخری در سایر شهرهای استان باشیم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 18:19  توسط اینجه باخیش  | 

گیلان تورک شاعیرلر بیرلیگی (اینجه باخیش)

سالام دئیرلی وطنداشلار گیلان تورک شاعیرلر بیرلیگی (اینجه باخیش)اوستاد شهریار آدینا5  ایله یوخون دور چالشیر 25 نفرشاعیر یازیجی سیخ امکداشلیق ائلیینی وار هر آیین 15 امکداشلارین ائوینده ساعات 9ال12شعیر مجلیسی قورولور ایندی سه گیلان اداره فرهنگ و ارشاد ایسلامی طرفین نن بو اینجه صنت اوجاغی دوسلارین چالیشماقی عرفه سینده رسمیت تاپیب مجتمع خاتم الانبیا رشتین میدان شهرداریسینده ایستگاه انزلی دن بیر آشاغی 4مرتبه لی بنادا قورولوش اولور دئدیگیمیز یرده بو انجمن یر آیریلیب هفته نین هر سه شنبه گونلری ساعات 4الی6 بیردا شعراوخونما وآراشدیرمالار  توپلانتی سی اولور بوتون ترک فارس گیلک یاخود هر دیلده شاعیر یازیجی بو جلسه یه قوشا بیلر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 10:51  توسط اینجه باخیش  | 

خبر آغاز به کار انجمن ادبی شاعران تورک زبان گیلان از سایت اداره ارشاد گیلان

انجمن شعر شهریار گیلان، وابسته به انجمن شعر و ادب اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی رشت، رسماً فعالیت خود را در مجتمع فرهنگی هنری خاتم الانبیا (ص) این شهر آغاز کرده است.

به گزارش روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی گیلان، این انجمن از نهم مهرماه جاری به سرپرستی سید نجم الدین دانیالی و با همکاری جواد معراجی، تقی تقوی و بشیر قهرمانی تشکیل و سه شنبه هر هفته نشستی را با موضوعات شعر و ادب در محل انجمن شعر و ادب واقع در طبقه اول مجتمع مذکور برگزار خواهد کرد.

بنا بر این گزارش، این انجمن تعداد قابل توجهی اعضای فعال دارد که هم اکنون آثارشان درمطبوعات مورد توجه و چاپ بوده و تعدادی کتاب نیز به مرحله ی چاپ و انتشار رسانده اند.

روابط عمومی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان رشت

23مهرما1392

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 10:33  توسط اینجه باخیش  | 

فهرست---یاشایش حاقیندا---اوستاد وجه اله رمضانی کیوی (وجی)---یوسف حسین زاده

 بو قونودا قویدوقوموز 25نفرلیک گیلان تورک شاعیرلری نین بیوگرافی سی وشعیر نمونه سی دیر (اینجه باخیش)آدینا بیر کیتاب شکلینده 100 صفحه ده مطبعه چی تاپیشیرمیشیق کی اومود ائدیریک قیشین  سون آیلاریندان چاپدان چیخسین

1---استادوجه ا...رمضانی کیوی (وجی)

2---یوسف حسین زاده(یوسف)

3---جمشید تقوی(تقوی)

4---خانم میهن ذولفقاریان(میهن)

5---جواد معراجی(فائق)

6---باقرنقوی(نقوی)

7---صاحبعلی طلوعی(طلوعی)

8---سید نجم الدین دانیالی

9---داریوش نوری

10---غلامحسین ابراهیمی(یالنیز)

11---محرم دهقانی قنبرلی(دهقان)

12---حاج تقی تقوی(تقی)

fبهبود مرادی (ائلچی بئی)

13---بشیرقهرمانی(بشیر)

14---غیاث لطفی(لطفی)

15---هادی قربانی

16---رایت عبادی(رایت)

17---صابرعبادی(عبادی)

18---شمسعلی مجیدی(شمسعلی)

19---حسین قلیزاده

20---فاطمه قسمتی(آتیش)

21---بهنام صداقت

22---بابک طاهری(بابک)

23---نیلوفر محمدی

24---محمد عزتی اردی

25---کیوان قدیرنژاد

مقدمه

نام--- وجه الله  رمضانی کیو ی             

نام شعری--- وجی

استاد وجي در سال 1311خورشیدی در قصبه‌ي کیوی خلخال متولد شددر اوایل كودکی به اتفاق خانواده  بندر انزلی مهاجرت کرد. بنا به مشكلات معشیتی خانواده از درس و مدرسه باز ماند.  به قول خودش عطش آموختن در وجودش همواره شعله ور بود. از نوجوانی به شعرو شاعری روی آورد. بنا به اظهار دوستانش، اوایل شعر فارسی می گفت.

 درعین جوانی بالندگی در عالم هنربرخورد ظالمانه خاندان پهلوی كه در قضیه ‌ي 21 آذر 1324 با هم وطنان خودش قریب 51 هزار از مردم قهرمان آذربایجانرا قتل عام نموده بودند، تاب تحمل این ظلم را نیاورده با قلم آتشین خود به دفاع خلق مبارز آذری قیام نمود. همین جاست که وجی شاعر قلم را به شمشیرتبدیل نمود تا آخر عمر این راه را ادامه داد.

نقطه‌ي پنهان زندگی استاد رمضانی ایناست که در اوایل جوانی با دختر خانم آبکناری قرار ازدواج نهاده بود كه بنا به اقتضاي قضا وقدر این وصلت صورت نمیگیردبعد ها با نجیبه خانم مادر  فرزندانش ازدواج نموده تا جایی که وجی تفکر مبارزه طلبی داشته، بارها به زندان افتاده در حين حبس نجیبه خاتون را ازدست میدهد. دوران باز نشستگی با عزیزه خانم خواهر دکتر محمد حسین سروری یکی از خویشان خود ازدواج نمود آخری عمری به انزلی برگشت. دوجلد از آثارش در حال حیات خودش به نام (وجی نین غزللری) و(ساحیل گورسنیر) چاپ نمود. جایگاه وجی در شعر کلاسیک آذربایجان از مرتبه بالایی برخوردار است . چرا که ادامه دهنده‌ي راه بزرگان شعر آذری بود. آن چه میتوان به کارنامه هنری وجی اضافه نمود،آنکه زبان شعری رادر غزل به زبان عامه‌ي مردم نزدیک ترنمودند. استاد  سرانجام در سن 76 سالگی در خردادماه 1387با غزلهای نا نوشته ي خود، بدون خدا حافظی چشم از جهان فرو بست ودر گورستان انزلی در قطعه‌ي هنر مندان بخاک سپرده شد. هر سال از 17الی21 خردادماه دوستدارانش برسر مزارش حاضرشده وغزل خوانی و عطر افشانی میكنند.

غزل

ایاقیم یولدا گوزوم دالدا اورک سر گردان

آپاریر حادثه موجی منی غلطان غلطان

بیلمیرم نابلدم یا یولوم آزقین یولدور

هاردایام ایندی گئدیردیم هاراگلدیم هاردان

خورجونوم بوش دیلیم الکن سفریم نا معلوم

بیری یوخدور کی قوتارسین منی بو اوهامدان

گونلوم ایستیر قوشولام کاهدا ایتن قافیلیه

قورخورام آلادابیردن یاری یولدا شیطان

گون گون اورتا چیخان اولدوزلاری گویده سانیرام

هر بیری آیدان ایشیق شمس منیردن تابان

سور یوخومدورولی هفت سین بساطین جورله میشم

سمنی سیرکه سماق سینی سمن سکه سنان

مجبورام شمعه کی میزدن گوتورم نیزه قویام

اجنبی گلسه دفاع ائیلیم ایمانیمدان

(وجی )چرشنبه ده گئشدی ینی بایرام دا گلیر

بایرام اولسون گله جک گونله روز هر گون هر آن

غزل

نه ائیله دیم سنه ای گول ندن مضیقه ده سن

مگر بو دالغالی دریاده تک سفینه ده سن

او گون کی بوش الینن باشلادیم سن هاردایدین 

یقین جوابی تاپارسان عدالت ایشله ده سن

دارالتمیشام یرووی آمایولچیام گئدیرم

روا دئیر کی ساعاتدا جانیمی تیتره ده سن

بو ائوکی وار اوزوم کرپیچین دوتوب قوردوم

منه وفا ایله میرسن نه جور گرک گئده سن

آتام اولنده فقط غیرتین منه وئردی

آدیندا بیلمه دوز افسوس نمونه اورگده سن

حیف کی عنعنه لرقالدی ماشین آلتیندا

بودورکی گونده گرک یوز نفرمی اینجی ده سن

زمانه مظلومی یخماق زوالین اورگتدی

حریفی گوجلی گورنده قیلینجی گیزلده سن

(وجی) گئت آیری خیاواندا مشتری آختار

سه راه مسگری لری ده چکیرسن عربده سن

غزل

منیم احوالیمی ای آشنا ترک وطن بیلمز

وفالی عندلیب آغلار غمین زاغ و زغن بیلمز

دانشما ای دل رسوا گونول اسرارین اغیاره

دولان صراف قابل تاپ دغل سوز گزدیرن بیلمز

لیاقت خلعتی وئردی عدالت گوسترن حاکیم

بهاسین میر لشکر دن سوروش خلعت تیکن بیلمز

باغون آباد اولسون باغبان شیریندی محصولی

تامارزی لذتین بیلدی ولی راحت یین بیلمز

خرابات صداقتده قلندر قیبله آختارماز

ریایی زهدونه باخمابو اسراری سمن بیلمز

سلیمان منتظردور قوم بلقیسه خبر وئرسین

قارانقوش بلکه تاپسین مقصدی مرغ چمن بیلمز

اوره گیم تیغ چکیر گاهدا ویریر بنیانیما آتش

(وجی)شب زنده دار آختار بو دردی گون سورن بیلمز 

2

نام ---یوسف حسین زاده  کفاش مقدم    

نام شعری --- یوسف

یوسف در سال 1321 خورشیدی در انزلی به دنیا آمد  در نوجوانی پدر را از دست داد ضمن فعالیت در جهت کسب معاش از درس و مدرسه باز ماند تا در سربازی اندک سوادی در حدّ خواندن ونوشتن یاد گرفت. بعداز اتمام سربازی ازدواج نموده ، مخارج عایله‌ي پدری را هم به عهده گرفت. یوسف با داشتن صدای خوب، اوایل در جمع دوستان حلاوت نغعه‌ي خود را عرضه می داشت  و به تاثیر از خوانندگان آذربایجان( باکو)، غزلیات (فضولی) (سید عظیم شیروانی) علی آقا(واحد) را زمزمه می کرد. همین شناخت اندک در موسیقی بود كه به محافل هنری راه پیدا کرد. کم کم شروع به سرودن شعر نمود.

یوسف در سه زبان ترکی، فارسی وگیلکی تبحر شعری داشت. ذوق سر شارش دوستان و آشنایان یوسف را به خودش جلب کرده بود. از هر انزلچی كه سراغ شعر و هنر را می گرفتید، بلا تاخیر نشان کافه‌ي آرام یوسف را می دادند. چای پز خانه ای را که در روبروی سینما گلسرخ انزلی باز کرده بود، محل تجمع شعرا و ادبا تبدیل شده بود. قلب استاد حسین زاده بسیار رئوف و حساس بود. با دوستان خود در عالم شعر و شاعری  داستان ها داشت. شعر را خوب می شناخت. شیرینی شعر تر کی اش حلاوت خاص خود را داشت. تضمینی را که  به غزل « بهجت آباد خاطره سی » استاد شهریار نوشته اند، در جای خود یک شاهکار هنری محسوب می شود. نهایتاً شاعر دلسوخته در فصل خزان1381 برگ بار بودن را به دیار نا كجایی باقی بست و نزدیک در ورودی از طرف چهار راه معروف به آخر خط گورستان انزلی سمت چپ بطرف مسجد  گلزار شهدا به خاک سپرده شد.

بعد از وفات استاد یوسف حسین زاده، آثارش توسط بهبود مرادی خلاصه شرح حال وتعدادی اندکی اشعارش با همکاری اداره‌ي فرهنگ وارشاداسلامی در اولین سال مرگش در سال1382 چاپ و در بین حاضرین شرکت كننده در مجلس پخش گردید. دوّمین کتابش بنام گزیده‌ي اشعار یوسف در سال 1384 چاپ دوم در سال 1390 در 152 منتشر گردید.

غزل

ایستیرم یوز جانیم اولسون سنه قربان قاراباغ

نئیلییم اورتادا واردیر ینه هجران قاراباغ

سنون الفاظینیلن سوت منه وئرمیشدی آنام

سن منه بیر آنا سان منده نگهبان قاراباغ

بیر مثل وارکی یامان گون عوموری تز قوتارار

نیگران اولما بویوکدور غنی سبحان قاراباغ

کومگیز خاطره لرده هله وار جان جگریم

ائله دیز *زلزله ده بیر بئله احسان قارا باغ

هاممیز باهم اولاق ظولمی کوکوندن قازاریق

یر اوزونده مگر آز واردی مسلمان قاراباغ

گله جک گونلرینه یاخچی حیات آرزیلیرام

تاپاجاقسان گله جکده ینی دوران قاراباغ

چاتار امدادینه قاراداشلاریمیز صبر ائله سن

بیردادا واردی بیزیم آذر بایجان قاراباغ

من او شاعر دئییرم دردینه لایق سوز آچام

اکتفا ائیله میشم بیر نچه عنوان قاراباغ

(یوسفین) گر چه بضاعت ده چاتیشمیر اومیدی

قوری بیر جان وار الینده سنه قوربان قاراباغ

*رودبار زلزله سینه اشاره دیرکی قوزی آذاربایجاندایاردیم ائله میشدی

*بو شعر شاعرین سالیغیندا اوتایداکیریل الفباسیندا چاپ اولموشدی

غزل

آنایوردوم وطنیم انزلی دیر

توپراغی جان و تنیم انزلی دیر

یارادان منده گوزل الهامی

شیرین اولسا سخنیم انزلی دیر

بولودی صبح یاغیشی یاشیل دنیزی

اونا اخشار چمنیم انزلی دیر

دئمرم گول اونا عمری آز اولار

بلکه لعل یمنیم انزلی دیر

قیشینا گرچه حیاتیم چکیلیب

ینه ده یاسمنیم انزلی دیر

دئمه ییز آیری ولایتدی منه

 تورکم اما وطنیم انزلی دیر

وئرمرم تورپاغینی یوز ارمه

گرچه بیت الحزنیم انزلی دیر

یوسفم گوزلییر اولمکده منی

تا بیلیسن کفنیم انزلی دیر

غزل

ای گوزل سن سیز جهاندا جان نه لازیم دیر منه

من کی دردین سئومیشم درمان نه لازیم دیر منه

سانکی تیر غمزه وی جاندان خریدار اولموشام

قانیمی توکسون اگر افغان نه لازیم دیر منه

ای بویون قربانی گل قورتار بو محنتدن منی

سن سیز ای روح روان سامان نه لازیم دیز منه

من کی روحوم اوز قویوب بتخانه لر سمتین گزیر

قوی دئسینلر کافرم برهان نه لازیم دیر منه

وئرمیشم عقل درایت آلمیشام دیوانه لیک

پند واعظ نئیلرم ایمان نه لازیم دیر منه

حجتیم آشفته لیک ویرانه لر دور مسکنیم

گر ملامت اهلییم دیوان نه لازیم دیر منه

باش قویوم من هانسی تورپاق اوسده ممکون اولماسین

قیبله م اولسایدین رخ جانان نه لازیم دیر منه

فایدا وئرمز (یوسفا) ظاهرده انسان اولماقون

باطنین آخدارمییان انسان نه لازیم دیر منه

3


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 9:29  توسط اینجه باخیش  | 

جمشید تقوی---خانم میهن ذوالفقاریان---جواد معراجی (فایق)

3

نام---جمشید تقوی سوره برق  

نام شعری --- تقوی

در سال 1316در روستای سوره برق کیوی خلخال متولد شده و دوران کودکی و نوجوانی را در آغوش خانواده‌ي مذهبی خود و تحت تعلیم پدرخود که مدرس قران بود، سپری کرد. در اوایل جوانی با مفاهیم قرانی آشنا شد. از دوران قبل از انقلاب 1357به شهرستان رشت مهاجرت نموده  به شغل آزاد در بازار روی آورد. بعداز چهل سال سکونت در این شهر هم اکنون کم و بیش دراین شغل فعالیت دارند تا جایی که آقای جمشید تقوی اهل مطالعه بود با دواوین شعرای بزرگ همچون حافظ و سعدی انس پیدا کرده بود. در مواقعی از روی تفنن شعری گفته و در بعضی از جراید به چاپ می رساند. در واقع تقوی از شاعران کم گوی وگزیده گوي محسوب می شوند. در شعرترکی متاثر از علی آقا واحد و در شعر فارسی خود شکر شکن هستند تا به حال آثاری ازایشان چاپ نشده است در ضمن با داشتن كهولت سن عضو فعال انجمن ادبی شاعران آذری زبان استان گیلان بوده  به عنوان پیر بزرگ مجلس رئیس انجمن شعر ادب استاد شهریار (اینجه باخیش) محسوب می شوند.

غزل

یاریم منه ظلم ائیلمه دنیا بئله قالماز

هیچ کیم قوناغین غیضیله جانا یولا سالماز

گیرم که قوناقون دئیرم رهگذرم من

بیر ذره منه لطف ائله سون لطفون آزالماز

انصاف ائله دلبر سنی تاری توت الیم نن

رحم ائیله عزیزیم بو گوزلیک سنه قالماز

دنیاده وفا یوخدی توجه قیل عزیزیم

بیریاخشی یامان قالسا قالار آیریسی قالماز

فعلا گوله بنزرسن آخیردا سولاجاق سان

فکر ائت سوزومه حاق سوزی هیچ کیم یره سالماز

باغیم چمنیم بلبل شیدایه نظر قیل

اغیاره وفا قیلما آدام وئردیگین آلماز

من خسته‌ي عشقم گوزلیم سنده طبیبیم

لطف ایله علاج ائت منه دنیا بئله قالماز

مایل ائده سن گوشه چشمون منه ساری

غونچام آچیلارگوللریم عالمده سارالماز

یاندیرما فراقوندا منی رحم ائله جانا

آق اولدی توکوم سینه ده افسوس قارالماز

چوخداندی دولانام سر كویوندا تانیرسان

آدیم (تقوی) چوخدی علاقه م هیچ آزالماز

رباعی

فلک باما چه بی رحمانه تا کرد

گرفت از ما توان پیری عطا کرد

 گرفته دست ما چرخاند چرخاند

سپس در وادی غم ها رها کرد

***

از نغمه عاشقی بسی دلشادم

از قید و تعلق جهان آزادم

باکم نبود زسیل ویرانگر دهر

چون پایه‌ي خانه بر صفا بنهادم

***

شب تا به سحراز غم هجر تو بسوزم

شد تیره تر از شام سیه جمله روزم

از ترس به هم بر  ننهم پلک به یکدم

در راه تو وآمدنت دیده بدوزم

***

خواهم که مرا به مهر خود بنوازی

دلخوش بکنی به نغمه ای آوازی

خواهم به ابد به سینه ات جا گیرم

چون سرّ مگوی جاودان چون رازی 

4 

نام--- میهن ذوالفقاریان   

نام شعری--- میهن

در سال 1334 در خلخال متولد شد در دامن مادری مهربان و پدري فداکار بزرگ شد چنانکه در خاطرات خود می گوید :

     نیمه اسفند سال سی و چار         چشم  بگشودم  به دنیای بهار

    مهر مادرشد نسیم جان من          هم صداقت در پدر ایمان من

دوره‌ي ابتدایی و دبیرستان را در خلخال گذراند. در سال 1352 وارد دانشسرای مقدماتی تبریز شد در آنجا بودکه با اساتیدی هم چون دکتر سعید قارا بي لی و آقای دکتر مسگر نژاد آشنا شد تا جایی که این عزیزان از بزرگان ادبیات بودند بانو میهن از حضور اساتید نهایت بهره را می برند.

پس از اتمام تحصیلات در دانشسرا وارد اداره‌ي آموزش پرورش شد و در حین خدمت به شهرستان انزلی منتقل می گردند. بعداز سی سال خدمت در کار تعلیم تربیت نهایتا در سال 1382 باز نشست شد. خستگی سی کار را با نوشتن شعر به حافظه تاریخ می سپارند  تا بحال آثار خود را منتشر نکرده اند، امیدواریم در آینده‌ي نزدیک شاهد چاپ سروده های این شاعره‌ي خوش قریحه باشیم.

خانم ذوالفقاریان افتخارحضور در محضر استاد شهریار را داشته اند. ايشان  در دو زبان فارسی و ترکی شعر می نویسند. اما شیرینی شعر ترکی اش مزه‌ي خاصی داشته گاه بی گاه اشعارش در مجلات استان چاپ می گردد. ایشان مدتی جزء هئیت رئیسه‌ي انجمن بانوان اهل قلم پروین انزلی بوده ، هم چنین  عضو انجمن ادبی شاعران آذری زبان  استاد شهریارگیلان(اینجه باخیش) هستند هر از گاهی در جلسات انجمن شیداي انزلی هم شرکت می كنند. 

   غزل 

دوداقین خالینا ای یار گرفتار اولدوم

گوردوم ایمانووی هم علم وی بیدار اولدوم

تا کی بطلان یولونا گئتمییم آخر هرگز

عاشق اولدوم یولووا من سنه دلدار اولدوم

باده نوش قدح فضلونم ای پیر خرد

او اوجا طبعوده جانلا خریدار اولدوم

گون کیمی روشن ائدیب سن کی بوتون دنیانی

آتش عشقووه من یار وفادار اولدوم

سن سن عزت یارادان طالب علم هنره

کی سنین همتووه عاشق دادار اولدوم

انتخاب ائیله میشم عشق محبت یولونی

عاشق مهر علی حیدر کرار اولدوم

(میهن) نین شعری اولوب شانووه هذیان دئملی

یاعلی ایله مدد بیرجه سنه یار اولدوم

 غزل

حافظ کیمی شاعر مه کیوان اولا بیلمز

هم پیر خرد شاه سخندان اولا بیلمز

سلطان غزلدی غزلی شهره آفاق

هم عارف و هم عابد رندان اولا بیلمز

پیمانه سی مست ائتدی بوتون کلّ جهانی

حافظ کیمی مست مِی مستان اولا بیلمز

شبنم اوتوروب لاله و ریحان غزلینده

گولزار جهاندا بئله ریحان اولا بیلمز

حافظ نه گوزل سویله میسن عشق جنونی

هر عشقی سئون لیلی دوران اولا بیلمز

چکدی باشینا تشنه لبان جام شرابی

هر جرعه ایچن عاشق پیمان اولا بیلمز

حافظ غم عشقونده اولوب سوز نیستان

هر ناله‌ي جانسوز نیستان اولا بیلمز

حافظ دی یانیر عشق اوتونا مثل سمندر

هر عشقه یانان دلبر جانان اولا بیلمز

(میهن) نقدر سویلیسن جاه مقامین

عاجیزدی دیلین بیله غزلخوان اولا بیلمز

 غزل

پروین سوزی گوی وسمه کیمین بوستانا بنزر

او دادلی رطب سوزلری نخلستانا بنزر

هر تیکه کلامی ادب و گول چیچک اولدی

گلزار ارم ده نجه گور ریحانا بنزر

هر ذره سوزی اولدی یاقین در یمانی

شهد سخنی بالدی کلامی شانا بنزر

بس مبحث تحقیقی یازیب دفتره گویچک

هم مسلک اولوبدور جانیما دای جانا بنزر

جیران کیمی دیر باغ گولوستان هنرده

مشتاقینی صید ائتمه گیچین جیرانا بنزر

هم حکمتی وارسوزلری نین شهدی شکر تک

او حق و حقیقتلی سوزی قرانا بنزر

(میهن) نقدر سولیسن قیمتین آزدیر

عاجیزدی سوزون علم و هنرده کانا بنز

5

 نام جوادمعراجی لرد

نام شعری--- فایق    

استاد فایق در بهمن 1335در روستای لرد شاهرود خلخال متولد شد. بعد از گذراندن تحصیلات در رشته‌ي علوم طبیعی، وارد آموزش پرورش شده و در حين خدمت  موفق به اخذ دوره‌ي کارشناسی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تبریز و دوره‌ي کارشناسي ارشد در همان رشته  در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرکزی تهران شد.

 مدتی مدرس دانشگاه های آزاد و پیام نور خلخال بوده است. همچنین   سه سال ریاست اداره‌ي آموزش پرورش شهرستان كوثر( کيوي ) را بعهده داشته و در سال 1381 به استان گیلان منتقل تا در نهایت بازنشست شده  ساکن رشت می باشند. استاد  فایق خلخالی شعر و شاعری را به صورت جدی از سال 1370 آغاز نموده و فعالیت چشمگیری در این زمینه داشته است.

ایشان علاوه بر شعر پژوهش وتحقیق در موضوعات مختلف ادبی به ویژه در باره‌ي گویش تاتی فعالیت داشته و از آثار منتشر شده‌ي ایشان می توان کتاب ارزشمند (فرهنگ موضوعی تاتی به فارسی)  و دفتر شعر (در کوچه باغ آرزو)اشاره نمود. آثار در حال چاپ از فایق شامل (گنجینه ای از حکمت تات) و دفتر شعر( نجوای تاتی) را که مجموعه ای از دوبیتی های او به گویش تاتی است، نام برد. استاد فایق در حال حاضر جز هیئت رئیسه‌ي  انجمن ادبی استاد شهریارِ(اینجه باخیش) شاعران آذری زبان استان گیلان بوده و حضورش در انجمن جز افتخارات اعضاء و شاعران جوان می باشد. 

غزل

ماه رویت گشته پنهان در پس گیسوی تو

زان سبب گم کرده ام راه و نشان کوی تو

پرده بر گیر ای دلارام از رخ خود تا كنم

جان فدای آن لب و خال و خط وگیسوی تو

آرزو دارم که بینم قبله گاه عشق را

تا بجا آرم نماز شکر بر  ابروی تو

غمزه ها و عشوه هایت می خرم با نقد دل

مایه‌اي جز دل ندارم در قبال روی تو

گر به بازار نکو رویان خرامی ای صنم

فتنه بر پا می شود زان قامت نیکوی تو

جان خود سازم بلاگردان جانت ماهرو

گر بیاید گو بیاید صد بلا از سوی تو

تا دهم گوشم به دستت از پی فرمانبری

حلقه ای خواهم ز تار زلف عنبر بوی تو

کاسه‌ي چشمت پراز مِي کن بنوشان جرعه ای

بر گدای جرعه نوش قانع رهپوی تو

دست (فایق) کوته از دامان و سر بر آستان

تا که شاید سر نهد یک لحظه بر زانوی تو

غزل

بی حضورت نبود بار و برم باور کن

بی تو خواهم که نباشد اثرم باور کن

شوق دیدار تو ای مونس جان زد شرری

گاه بی گاه بر این بال پرم باور کن

اشک سرخم دهد از راز درونم خبری

باورت نیست نگر چشم ترم باور كن

غير دل دادن و در عشق تو مبهوت شدن 

حاصلي نيست در این رهگذرم باور کن

از شعف جامه زنم چاک چوگل در قدمت

گر نمایی به عنایت نظرم باور کن

نا امیدم مکن از درگه خود رحم نما

سالها در پی تو دربدرم باور کن

با سراپای وجودم شده ام خاک رهت

(فایقم) عاشق بی پا و سرم باور کن

  غزل

روز و شب در طلبت واله و شیدا شده ام

در هوای لب تو غرق تمنا شده ام

مدتی هست که با دیدن آن سرو روان

کشته و مرده‌ي آن قامت رعنا شده ام

گل حسنت به سحر گاه دمی جلوه نمود

فارغ از هوش و خرد محو تماشا شده ام

دل و دینم بربودی تو به یک گوشه‌ي چشم

بی خود ازخود من از آن نرگس شهلا شده ام

بس نشاط و طرب وعیش به من روی نمود

از شعف سرخ تر از لاله‌ي حمرا شده ام

هرگز از دل نرود خاطره‌ي روی نگار

که تاثیر رخش گوهر یکتا شده ام

ساقی از جام محبت به چشان بار دگر

(فایقم)خیره یآنساغر صهبا شده ام

6

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 9:25  توسط اینجه باخیش  | 

باقر نقوی خلخالی---صاحیبعلی طلوعی---سید نجم الدی دانیالی---داریوش نوری

 نام ---باقرنقوی خلخالی    

نام---شعری ---باقر 

استاد باقر نقوی در سال 1327 درسنجبد خلخال تولد یافت تا دوران ششم ابتدایی درس خواند تاجایی که در خانواده مذهبی رشد و نمو یافته بود متاثر از فضای معنوی و مذهبی خانواده، شخص متدین و پای بند به اصول دینی شده و به فرایض شرعی خود اهمیت می داد تا اینکه رفته رفته به مطالعه‌ي آزاد روی آورده و اندوخته های خود را روز به روز بیشتر کرد. در امتداد همین مطالعات بود که با دواوین شعرا از جمله شعر آیینی مراثی آشنا شد تا این که قریحه‌ي شعر از درون  آقای نقوی به غلیان در آمد. در همان اوایل به سبب مشکلات عدیده اي که حاکمان ستم شاهی در منقطه‌ي آذر بایجان بوجود آورده بودند تن به مهاجرت داد و ناچاراً در شهرستان رشت ساکن شد و به شغل آزاد روی آورد. استاد نقوی در شعر مراثی سبک خود را داشته در بین شاعران مطرح مرثیه سرا، جای خود را داشته از احترام و عزت بیشتری بر خوردار هستند. از ميان شاعران مراثی سرا تا جایی که ارتباط نزدیکی با توده‌ي مردم دارند، زودتر معروفیت پیدا کرده و از مقبولیت اجتماعی برخوردار می گردند.

نقوی در حال حاضر بازنشست از کار و تلاش، هم چنان ساکن رشت با شعر و سرودن سر وکار دارد. در عین حال عضو انجمن ادبی شاعران آذری گیلان درانجمن استاد شهریار(اینجه باخیش) به عنوان بزرگ مجلس حضور دارند. آثار چاپ شده‌ي ايشان عبارتند از : (آرزوی نقوی) (آبروی نقوی) (باقیات صالحات) . یقیناً سروده های چاپ نشده ای هم دارند. 

غزل

قاشلارین طاقینه محراب دئمیشم چوخ یاراشار

گوزلرون گوهرینه ناب دئمیشم چوخ یاراشار

لبلرون غنچه گوله دیشلروی آق صدفه

اوخشادیب حسنووه مهتاب دئمیشم چوخ یاراشار

نقدر عومروم اولا نظمه چکم حسنووی من

زلفووین تارینه مین باب دئمیشم چوخ یاراشار

دئسم اوخ کیپریگیوه حیفیدی اوخ قانه باتار

دئمرم اوخ گئنه  میضراب دئمیشم چوخ یاراشار

آرزو ائیلییرم بیر اولا چرشنبه سوری

 باغلا تز شالیما جوراب دئمیشم چوخ یاراشار

منه گوز آلتی باخیب قاش گوزولن دیندیریسن

اوندا لعل لبووه ناب دئمیشم چوخ یاراشار

ولی بی مهرسن ای شوخ گوزل(باقر)ووه

سنه من قاتل الاحباب دئمیشم چوخ یاراشار

غزل

ایللر بویی درس آلمیشام من مکتب پروانه دن

یانسام اگر پروانه تک آیا ائدم پروا نه دن

عاشق فقط پروانه دی شمعین دوزر هر نارینه

اوندان صورا یوخ حاجتی نه آبی دن نه دانه دن

دوز عاشقم پروانه تک گیزلتمرم دوز عشقیمی

آینا کیمین صافم اودورگلمز خوشوم هر شانه دن

شانه سخن چیندی گزر باشین دالیندا موبمو

هر عیبی گورسه فاش ائدراغیاره صاحب خانه دن

آیینه نین بیر حسنی وار هر نه گوروبدی دوز دییر

باک ائیلمز سیندیرسالار نه یادیدن بیگانه دن

مجنون نیا مجنون اولوب مبهم سوالیدی منه

آیا نه فرقی واریدی دیوانه نین دیوانه دن

اوز داستانیم  بیر گئجه وئردی سوالیما جاواب

آختارما هر گز علتین اسفاریدن افسانه دن

دوز عاشیقدی قیس چون آلدی بهاسین عشقی نین

قالدی همیشه اوج دا او شهرت شاهانه دن

فرهادین آلدیم تیشه سینیاردیم اورگ ویرانه سین

عشق آدلی گوهر تاپمیشام من بو دل ویرانه دن

من کی مریض عشقیدیم درمان گزیردیم دردیمه

آلدیم خبر درمانیمی هر دکتر فرزانه دن

نسخهیازیب گوندردیلرآخر منی میخانیه

دردیم دواسی کشف اولور گور هانسی داروخانه دن

بیر ساقی آزاده دن آلدیم شراب معرفت

میخانیه وئردیم صفا بیر نعره‌ي مستانه دن

هر چه (نقوی) پیر اولور مست مِی تطهیر اولور

گئتمز اولونجه نشئه سی هر گز سر پیرانه دن

غزل

نشئه عشق هوسم ای رفیق

نیست ولی هم جلسم ای رفیق

بلبل شیدای دلم پر کشید

مانده تهی این قفسم ای رفیق

یک قدم از قافله پس مانده ام

بانگ نزد یک جرسم ای رفیق

خسته و وامانده  منم در کویر

لنگد و پای فرسم ای رفیق

دست تهی توشه کم و ره دراز

ترسم و جایی نرسم ای رفیق

داد رسم نیست به دادم رسد

نیست کمک هیچکسم ای رفیق

سیل سرشگم نداد مهلتی

غرقه‌ي رود ارسم ای رفیق

زنده ام اکنون نکند یاد من

کس نپراند مگسم ای رفیق

مرده پرستی به چه کار آیدم

گریه چه لازم ز پسم ای رفیق

یادی کنییاد بکن زنده ام

گرچه به راه تو خسم ای رفیق

پس (نقوی) از چه به ترسد زمرگ

کاش بودی هم نفسم ای رفیق

 7

 نام---صاحبعلی طلوعی

نام شعری---طلوعی

در سال 1338 در یکی از روستاهای اردبیل متولد شد دوران ابتدایی تحصیل را  در اردبیل سپری نموده بنا به مشكلاتی از ادامه‌ي تحصیل باز  ماند  از اوایل نوجوانی با شعر مراثی ارتباط بر قرار کرده در بعضی محافل مذهبی مداحی نمودند همین علاقه باعث شد با دواوین شعرا آشنایی پیداکند  رفته رفته ذوق خود را به محک کشیده هر از گاهی شعر می گفتند.

آقای طلوعی مدت زیادی است در رشت ساکن بوده یکی از محترمین  محسوب می گردند فعلاً یکی از اعضای فعال انجمن ادبی شاعران آذری زبان استاد شهریار( اینجه باخیش) گیلان هستند. آثاری تا بحال از ایشان منتشر نشده است يك قطعه شعر از ایشان در اين مجموعه بسنده می كنیم. 

غزل

گئچدی آیلار دولانیب نیمه شعبان گلدی

مژده وئر شیعه لره ماه درخشان گلدی

 

پای لیین نقل نبات سو سپین کوچه لره

بزیین شهری میزی خسرو خوبان گلدی

 

خیر مقدم دییرم من آقامین گلمه گینه

گوز آچیب عالمه بیر سئوملی انسان گلدی

 

هدفی عشقی گوزل صورت زیباسی گوزل

فاطمه یوسفیدی لب لری خندان گلد ی

 

احسن احسن دییرم سرو کیمین قامتینه

یارادیبدیر نه گوزل حامی قرآن گلدی

 

 پرده‌ي ظلمتی گلدی گوتوره تز آرادان

پرچم نصر و من الله  هه نگهبان گلدی

بو گئجه گویده ملک لرهامسی شادلیق ائدیر

اصغرین قانین آلان حرمله دن جان گلدی

جشن میلادیوی هر ایل یازام دفتریمه

یاز (طلوعی)دییرم دردووه درمان گل

 8

نام--- سید نجم الدین دانیالی    

نام شعری--- دانیال

سید نجم الدین دانیالی

در سال1337 در روستای خوجین  شهرستان خلخال به دنیا آمد .

تحصیلات خود را تا مدرک لیسانس  ریاضی در محل زادگاه و شهرهای اردبیل و تبریز و رشت ادامه داد .

در سال 1357 به استخدام آموزش و پرورش در آمده و در شهرستان خلخال با عنوان دبیر ریاضی مشغول خدمت به آینده سازان جامعه گردیدند. همچنین در کنار معلمی با یاری جستن از دوستان ،  انجمنی فرهنگی را بنیان نهاده  همراه این انجمن در امر نویسندگی و کارگردانی چندین نمایشنامه فعالیّت نمودند .

   در سال 1368 به شهرستان رشت منتقل شده و ضمن ادامه ی تحصیل در مدارس استان مشغول خدمت گردیدند و در سال 1386 از آموزش و پرورش بازنشست شده  و در امر شعر و شاعری همگام  با دوستان شاعر آذری زبان انجمنی را به نام انجمن شعر و ادب شهریار گیلان پایه گذاری کرده و در این انجمن به عنوان دبیر، کارهای اجرایی انجمن را با همراهی عزیزان امنا و اعضا به پیش می برند. 

 صهیونیسلر 85 اینجی ایلده «قانادا» اوشاقلاری بمباران ائیلردیــلر ، اوشاقلاردان اوتری

            (درین دَهـَنز)

1-   

اولکه داغی   سن مهرووی    بؤل له سان

قاصـــــدووی    سن دریایه     یؤل له سان

        سن ظالمی چای سه سیـنن هویله سان

                             اوره گون نن  قؤرخورام    من پارددیـا

                             پس قوی دئییـــم  کؤزلرینـــنن  دریایا

2-   

درین دهــَنز     قولاخلارون       آچ گینان

گونش تکین   سن مهرووی   ساچ گینان

        دردی  ائشــید    درمانیــــــنا   قاچ گینان

                             آهای نجور    یاتابیلیب سن       اویان

                             آغلارائلـــین   سن دردینه     گل بؤیان

3-   

  گؤی یئرلری     ظالم بمبا      باغلایر

  یارا ویریر       داغلی لاری     داغلایر

           ائو ییخیلر      اوشاقلاردا       آغلایر

                              اوره کلرین      غملرینی     کوره یون

                              ظالملرین      لشلرینی     سوره یون

4-

         بمبی سالیر    چادیرلارین     باشینا

         زَهـَـر توکور     چؤره گینه       آشینا

         انسان قــیریر    ختمی یازیر  یاشینا

                                 دؤوش ویرئش   انسانلیقا    یاراشماز

                                 وحشی اولماغ  دوشونوننه  داراشماز

5-   

مرداد آیی     «قانا» باتدی      قان قانا

اوشاقلاری   قیرقین اولدی   جان جانا

چاغیردیلار    آتــــا آتــــــا    جان آنـــا

                             آتــا آنــا  ئیلان      ویرمیش      قارالار

                             بالا ســیچیـن   داش کسسگی  آرالار

 9

نام--- داریوش نوری

نام شعری--- نوری    

در سال 1337خورشیدی در بخش سنجبد خلخال متولد شد. بعد از اتمام دبستان ابتدایی اجباراً درس و مشق را رها نموده وارد بازار شد در اوایل انقلاب 1357 به شهرستان رشت مهاجرت نموده حالیه در این شهر سکونت داردتاآنجایی که آقای داریوش نوری در خانواده مذهبی رشد و نما یافته بود تا اندازه ای با مفاهیم قرانی آشنایی پیدا کرده بود همین امر باعث شد به دواوین شعرا دسترسی داشته باشد مدت 20 سال است هر از گاهی شعر سروده در دفتر دل نوشته هایش ثبت می كند. نوری عموماً شاعر اهل بیت بوده مجموعه ای از سروده های مراثی خود را آماده‌ي چاپ دارند در ضمن عضو انجمن ادبی شاعران آذری زبان استاد شهریار( اینجه باخیش) گیلان می باشند. 

(تک سوار) 

کی اذن یزدان می رسد

حامی مستان می رسد

ای رهنما ای تک سوار

ای یوسف والا تبار

مشتاقم هر لیل نهار

                 فرمان زجانان می رسد

اندر میان سینه ها

بخل عناد کینه ها

بشکسته کبر آیینه ها

                 سلطان خوبان می رسد

ای رهبر آزادگان

هر روز و شب ای عاشقان

سوزد فراقت بی امان

               هجران به پایان میرسد

ای حامی مستضعفان

ای مهدی صاحب زمان

ای عدل گستر در جهان

                 بازوی ایمان می رسد

سردار خوبان در رهی

در راه دین جان می دهی

پا چشم  ما کی می نهی

                 امکان هر آن می رسد

پرگشته عالم از ستم

درماند گی با رنج و غم

گمراهم اندر پیچ و خم

                  از بهر ایمان می رسد

ای نور چشم شیعیان

بشکسته جام صبر ما

در انتظارم هر زمان

                 کی میر دوران می رسد

ره توشه کن ره توشه کن

در کار خود اندیشه کن

بی وقفه تقوا پیشه کن

                  فرز ند قران می رسد

روشن کند این دیده را

شادی دهد غم دیده را

برهم زند هر ایده را

 ساقی مستان می رسد

غزل

گئجمیش گئجه گویا منه بخت ائیله دی یاری

دوردوم یوخودان خلوت ائدم بیر گئجه یاری

گئتدیم قورام عشقین قورولان بزم بساطین

بو نحوایله ارضا ائلییم کونلمی باری

قالدیم او سایاق من ینه یارین گذرینده

جذبه ائیلدی عشقیم منی معشوقونا ساری

قویدوم اوزومو نازلی یارین خاک درینده

یالواردیم اوقدر راضی سالام بلکه او یاری

چوخ شوق ایله تاکید ائله دیم یاره تمنا

ائتدیم اوقدر گوزیاشی رخساریما جاری

گوردوم ینه گیزلتدی گوزل حسنی جمالین

چیرپیردی اورک گورمه گه تز نازلی نگاری

غرق اولدوم اودم عالم عشقین جذبیندن

مست ائیله دی مستانه گئچیردیم شب تاری

قورخور یتیشه پیک اجل گورمیه (نوری)

واقفدی که بیر جمعه ده دی قول وقراری;}

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 9:21  توسط اینجه باخیش  | 

غلامحسین ابراهیمی ---محرم دهقان---تقی تقوی---بهبود مرادی---بشیر قهرمانی

 
10  
نام--- غلامحسین ابراهیمی پرگو    
نام شعری---یالنیز
در سال 1340خورشیدی در روستای پرگو خلخال (کیوی) تولد یافت بعد از اتمام تحصیلات  با مدرک دیپلم وارد کار در بخشداری سنجبد خلخال شد بعد از مدتی به شهرستان انزلی مهاجرت نموده مدیریت شهرک دهکده ساحلی را به عهده گرفت بعد از مدتی بنا به دلایلی از کاراداری دولتی کناره گرفته و به شغل آزاد روی آورد. آقای ابراهیمی شعر را از سال های 1359آغاز نمود دل نوشته های خود را در جراید منتشر می کرد. یالنیز چینش واژه ها را هم چون آجر طلایی کنار هم چیده شکل خاصی بدان می بخشد. یکی ازحامیان استاد وجه الله رمضانی کیوی  بوده که خدمات ارزنده در حق استاد کرده اند. آقای ابراهیمی در حوزه‌ي هنری در منطقه فعال بوده عضوکانون های ادبی استان اردبیل ،کرج ،گیلان و همچنین باکو هستند. به غیراز شعر و شاعری چندین نمایشنامه به نام های «توروب تاماشی» را با همکاری استاد وجی همچنین نمایشنامه «آیین شایین» را با همکاری بابک طاهری روی صحنه برده است. فعلا عضو انجمن ادبی شاعران آذری زبان گیلان (اینجه باخیش)  استاد شهریار بوده و جزء هئیت رئیسه انجمن شیدا وسرپرست انجمن بانوان اهل قلم پروین انزلی فعالیت دارند آثار چاپ شده منظومه‌ي «گونئی داغی» به زبان ترکی می باشد.
غزل
سولدی گولزار محبت باغی نین باغبانی
کسدی جلاد اجل عشقیده باش سلطانی
یاندی پروانه کیمی عشق اوتونا عومر بویی
نجه معنا ائلییم من بو آغیر فرمانی
هر آنا قدرینه قربان وئرسن ارزشی وار
کیمسه انکار ائله سه چوخدی اونون نقصانی
منده یازدیم سوزومی گول آنامین باش داشینا
آتمارام وار نقدرجاندا نفس پیمانی
لطف ائله شانلی  آنام من یازیقا خیر و دعا
یازارام بوندان آغیر حاقیوا بیر دیوانی
پارچالانمیش اورگه کیم اولاجاق محرم راز
راحت اولدون منه وئردین بو آغیر عنوانی
گوزومون یاشی دونوب قانه توکولدی اورگه
ویرارام باش گوزومه یوخ آنانین جبرانی
هر کیمین عمری مقدر اولونوب روز ازل
آچماچوخ پرده نی قالسین یازیلان فرمانی
شبهه یوخدی بو سوزه هاممی گرک تابع اولا
مرگ حق است وهمه می رود این مهمانی
قالمادی نوح نبی گئتدی سلیمان وصبا
ایزله سون واردی کتابلاردا اونون داستانی
زار دل خسته یازیب شعرینی (یالنیز) آنایا
یارادان یاخچی بیلیریوخ بو غمین پایانی
*بو شعر آنامین اولومونه یازیلیب
غزل
معلم شمع دیر نوری چاتار کیهانه پروا سیز
بو سودا ده گرک اولسون فنا پروانه  پروا سیز
کمال عشق و عرفان مکتبی عالمده وار اولموش
اونون اوستون سبب کاری اولوب فرزانه پروا سیز
اگر جنت باغیندا آدمه تعلیم اولونسیدی
تاپاردی معرفت حاشا یمزدی دانه پروا سیز
توکولموش قانلارا دونیاده جهلین حکمی حکم ائتمیش
ادب مولکونده قان اولماز اولار مستانه پروا سیز
اگر قابل ادب سرچشمه سینده جرعه ایچسیدی
دچار اولمازدی نفرینه سبب اول قانه پروا سیز
یاشیل باغلاردا گوم گویده آق آباق صلح معناده
معلیم عشقدیریالنیز چاتار هر یانه پروا سیز
خزانلار ساپ ساری غملی قارانلیق قاپ قارا زیندان
توکن قیب قیرمیزی قانلار صفت نادانه پروا سیز
بو معنا دوپ دوری آیدیندی عالمده اونا سوز یوخ
معلیم روح وئرن جانلار گئدر میدانه پروا سیز
سوزی تپ تازه ناقذ یومیوموشاق بال کیمین شیرین
چیخادار جهل اورکلردن دوزر دورانه پروا سیز
سعادت کیمیاسین آختاران دریاده اوزگونچی
تاپارچون گوهر نابی چاتار عرفانه پروا سیز
رسالت حوکمنی هر کیمسیه وئرمزله زحمت سیز
آلار اونلار کی عشقیلن یتر جانانه پروا سیز
چکر منصوری دار اوسده کمال معرفت (یالنیز)
معلیم اورگه دیب چاتسین باشی یزدانه پروا سیز
 
غزل
 
چوخداندی کوسوب شعر وغزل دفتریمیزدن
عشقین اوتدی سونمز بیلیرم سنگریمیزدن
هریاندا بو بیر عارضه دیریا کی اویوندی
شوم عقرب هله ال گوتومور اختریمیزده
بو كهنه مدارین نجه مین دوره سی واردیر
هر کیم بی قاریج غارت ائدیبدی وریمیزدن
سون قویماغایریوخدی هله دوره سنوندی
زنجیر آسیلیب ایندی آغیر شهپریمیزدن
بیریرده دایانماز بیلیسن چرخین حسابی
خانلار اوتوروب فرمان آلا نوکریمیزدن
قاش گوزدن آشاغی اوتورا تز گوزی یرتار
قان تر توکولر گوز یاشی تک پیکریمیزدن
غیرت دامارین تزریقی یولدان دای آزیبدی
لازیم دی قاتاق ذره اونا جوهریمیزدن
(یالنیز) غزله قاتسون اوزون سوز تامی اولماز
خیره ساری باخ سویلمه آرتیق شریمیزدن
 
(یک قدم آن ورتر )
 
یک قدم آن ورتر
رود طغیان کی رو به هواست
این طرف حس قشنگی به تب خود بینی
در تمنای دلی می سوزد
این یکی آگه و رام
وآن د گر جاهل و دون
وارد صحنه‌ي صفین شده
 نیزه ها بر قران
رنگ تزویر به هر باد
  شبی می رقصد
چاه کوفه به شب زار علی در چاه است
من به اندازه‌ي لبخند شما می گریم
11
نام---محرم دهقانی قنبرلی
نام شعری---دهقان    
 
در سال 1347 در دشت مغان حومه شهرستان گرمی روستای قنبرلی متولد شد بعد از اتمام دوران تحصیلات به عنوان معلم به استخدام اداره آموزش و پرورش در آمد بنا به موقعیت شغلی به گیلان منتقل در شهرستان رشت ساکن شد. آقای دهقان با اینکه شعر را دیر شروع کرده است اگر جدیتی نشان بدهد یکی از شاعران موفق خواهدشد چون خمیر مایه در وجودش هست. چندین غزل كه تا بحال نوشته خیلی پسندیده است. حال هوای غزلیات سید عظیم شیروانی واحد را تداعی می کند. من خیلی تلاش کردم دوست عزیزم  آقای دهقان فرصت بیشتری برای مطاله شعر در نظر بگیرد دریغ که از درگیریهای اجتماعی شغلی کم نمی کند حالیه عضوانجمن ادبی شاعران آذری زبان استاد شهریار(اینجه باخیش) گیلان می باشد.
غزل
 
ای گوزی شهلا اوزی جیران سنه قربان
ائتمیش منی اوز عشقینه حیران سنه قربان
مستم مئی عشقینله جانیمنان چیخا جانیم
قوچ قربانییوخ بلکه شیرین جان سنه قربان
چوخ حسرتیوی چکمیشیدی غصه لی جانیم
مدرک سوزومه دشت بیابان سنه قربان
من ویرقینیام قاره اولان زلفوه چوخدان
گل ائتمه عزیزیم منی نالان سنه قربان
دیداروی جانا گئنه گونلوم هوس ائیلر
قوی سیر ائلییم باغ گلستان سنه قربان
قویما قدمون تورپاغا قوی گوزلریم اوسده
آزاریتیرر خار مغیلان سنه قربان
چوخ دور گلئیییم گردش دورانیدن ای گول
یازمیش منه چون غصه لی دوران سنه قربان
گل آتما منی غصه دلیر باغریمی جانا
غربتدهیاتان غصه لی (دهقان) سنه قربان
 
غزل
 
ای کان کرم اسوه احسان توت الیمنن
حج فقرا لولو مرجان توت الیمنن
ای گون گونشیم بودل زاره نظر ائیله
احوالیم اولوب زار پریشان توت الیمنن
دریای غمه غوطه ورم ضامن آهو
قویما دولانام گوزلری گریان توت الیمنن
بیمارم آقا اوزگه طبیبه اومودوم یوخ
ای میر اطبا شه خوبان توت الیمنن
چوخدور گوناهیم اما اومیدیم ینه واردیر
ای شمس امامت مه تابان توت الیمنن
چوخدور کرمون ملک سخا باب مرادیم
تفسیر سوور آیه فرقان توت الیمنن
هر کس گله او درگهووه بوش یولا دوشمز
زوارینام ای ضامن جیران توت الیمنن
من سنن آقا بیرجه شباهت واریمیزدیر
منده غریبم شاه غریبان توت الیمنن
 مین دردیله گلمیش قاپیوا غصه لی( دهقان)
ای کان کرم شاه خراسان توت الیمنن
 
غزل
 
مست ائدیر چشم خمارین دل بیماریمی ای گول
روشن ائله  حسنونله شب تاریمی ای گول
داروی شفابخش دیر اول گوشه چشمین
یعنی کی سئویرسن بو دل زاریمی ای گول
قربان گوزووه باخما خمار جانیما آلما
رسوا ائلییر شهره‌ي بازاریمی ای گول
رسوا ائلمه دهرده اوز عشقیووه خاطیر
ثابت ائلرم عشقیمی ایثاریمی ای گول
چین چین تلیوی توکمه گینن ماه رخ اوسده
گیزلتمه گینن ماه رخ یاریمی ای گول
بو حسن جمالین بویوروب عالمی یکسر
حسنون گتیریب  میدانا اغیاریمی ای گول
حسرتده قالیب دیر دل زاریم بو سبب دن
اظهار ائلییه تک سنه اسرارینی ای گول
رسوای جهان ائله دین آخر منی گئتدین
 پوزدون سا باشیمدان اولان افکاریمی ای گول
(دهقان)دیر ازل گونده سنین حوسنونه .یرقین
آلما سن الینن بو گوزل یاریمی ای گول
12
نام --- تقی تقوی سوره برق
نام شعری--- تقی
 
در پانزدهم تیرماه سال 1341 درروستای سوره برق کیوی خلخال متولد شد در همان اوایل به اتفاق خانواده به شهرستان رشت مهاجرت نموده بعد از اتمام تحصیلات در سال 1359 موفق به دریافت دیپلم در رشته‌ي فرهنگ و ادب شد. بعد از اتمام تحصيلات وارد بازار می شد از دوران جوانی سرودن شعر را آغاز نموده و به زبان های ترکی و فارسی خلق آثار می نمایند. سبک شعری تقی عمدتاً غزل مي باشد. درحال جمع آوری آثار خود با نام (سوره برق) در صدد چاپ انتشار هستند. آقای تقوی همواره به مطالعه‌ي آثار بزرگان اهتمام داشته، شعر را می شناسند. اخیراً همکاری نزدیکی با جراید استان داشته و مسئول صفحه‌ي ادبی هفته نامه‌ي نقش قلم رشت می باشند هم چنین عضو تاثیر گذار درجمع شاعران آذری زبان گیلان در انجمن ادبی استاد شهریار (اینجه باخیش) می باشند.
 
غزل
 
هی دئیر سن منه گئت قاتل جان ایسده میرم
بسدی دای آه فغان آه فغان ایسده میرم
گئجه گوندوز وئریرم عشقیمی هر نوعی نشان
دئیسن جوریله کی نام نشان ایسده میرم
عادتیم اولدی کی من مهر ائلییم سنده جفا
یاندیرام روح روان روح روان ایسده میرم
اورگیم قانه دونوب اولدی جوانلیقدا فنا
سن سیز ای حاصل جان عمر جوان ایسده میرم
اولدی دیوانه دوشوب چوللره مجنون منده
دوشموشم چوللره دای کوی مکان ایسده میرم
چوخ یره قویدی قدم قانه بلنمیش کونلوم
اولدی آواره دئدی دیر مغان ایسده میرم
من اوموردوم کی سنه عاشق جانان اولاسان
سن دئیرسن کی منه کی قاتل جان ایسده میرم
ایستیرم منده گئدم عشق سالیبدیر بنده
عشق سوداسیدی  بوسود و زیان ایسده میرم
 
غزل
 
کونلوم ایستیر دلبری ماه درخشان ایسده میر
خاک کویون ائیلییب جنات رضوان ایسده میر
گوزلرین چون بنزه دیب گویده اولان اولدوزلارا
شب پرست اولموش داخی خورشید رخشان ایسده میر
کشف ائدیبدیر گوهر عشقی داخی بوندان سورا
هیچ بینمیر لولو و درّ بدخشان ایسده میر
وئردی بو سودا ده اونقدینه ی جانین آلیب
لبلرین گول غونچاسین باغ گولوستان ایسده میر
سرویدن کونلوم کوسوب میل ائیله میر بستانلارا
سرو قدین خوشلاییب گلزار بستان ایسده میر
رسم دیر صیاد ائدر آهولاری هردم شکار
ائتمیسن صیاد اسیرجز بند زندان ایسده میر
بس مرور ائلیر مدام فیکیرینده دایم گولمه گین
غونچا لبلردن سورا صهبای خندان ایسده میر
ساتماییب عشقون سنون ملک سلیمانه اینان
باخ بو استاد هنرملک سلیمان ایسده میر
سندن ای عاشق لرین دردانه سی ایستیر( تقی )
بیر محبت نغمه سی مرغ خوش الحان ایسده میر
 
قطعه
 
مایلم تا همه ی عمر من خسته شود
لحظه ای ناب که در پای تو ایثار كنم
چونکه عشقت به دلم خیمه زده مهوش من
عشق هر یار دگر یکسره انکار کنم
جان چه بی قدر حقیر است اگر در ره عشق
من دلداده فدای ره دلدار کنم
عمر صد باره اگر دست دهد جمله آن
پیش کش در قدمت ای گل گلزار کنم
کاش می شد که فقط نام تو را از همه عمر
مثل وردی به زبان رانده وتکرار کنم
کاش می شد( تقوی) کاش میسر بودی
دو جهان فدیه آن نرگس بیمار کنم
 13
 

نام ---بهبود مرادی   

نام شعری--- ائلچی بئی

در سال 1343 خورشیدی در خلخال متولد و پس از اتمام تحصیلات به انزلی مهاجرت نمود درحین جوانی دچار عشق نافرجام گردید. همین امر باعث شد دچار سردرگمی و افسردگی گردد. در عین حال با آثار بزرگانی هم چون سعدی وحافظ از جمله اشعار استاد شهریار(حیدر بابایه سالام) ارتباط بر قرار کرد بلکه راه بن بست رفته‌ي خود را باز یابد. همین امر باعث شد با ادبیات ترکی و فارسی آشنا یی داشته باشد بعد از سربازی ازدواج نموده و وارد بازار کار شد. شعر و شاعری را بصورت جدی از سال 1370 آغاز نموده و در شعر ترکی نام «ائلچی بئی» را برای خود انتخاب نمود.

افتخار درک حضور اساتیدی همچون (وجه الله رمضانی وجی)، (یوسف حسین زاده) را داشته و در زبانهای ترکی و فارسی گاهي گیلکی شعر سروده و در جراید کشور به چاپ می رساند. مرادی در واقع یکی از فعالین فرهنگی این شهر محسوب شده خدمات زیادی در زمینه‌ي اشاعه‌ي فرهنگ و هنر داشته اند  جزء هئیت رئیسه‌ي انجمن شیدای انزلی و از موسسین انجمن ادبی شاعران آذری زبان استاد شهریار(اینجه باخیش) استان گیلان هستند. سروده های ایشان شامل مجموعه‌ي اشعار منظومه‌ي ترکی(غم نامه ائلچی) در سال و 1379مجموعه‌ي شعر ترکی غزلیات (آسیلی گوزلر) در سال 86 13چاپ دوم در سال 1390 سومین کتاب شعر (چاو) ترکی در سال 1386 شامل چند منظومه و اشعار سربست و (دفتر شعر) فارسی در 76 صفحه در 1389 مجموعه شعر ترکی (خینالی داشلار)درسال 1390 و هم چنین ترجمه‌هایی از اد بیات ترکی ازبکی دارنددیوان ترکی(نوادر الشباب)670صفحه دیوان ترکی آستان قدس در 126صفحه امیر علشیر نوایی در 126 صفحه دیوان ترکی (ثانی جغتایی)برگردان تذکره شاعران تورک عثمانی در 252 صفحه و..........  

(سیرا سیرقا) 

ائله قاریشیبدی یوخوم گئجه لر

یاسدیغیم باشیمی قویونونا آلمیر

صبح هارای چکیرم بونون الینن

هر نه قیشقیریرام بویونونا آلمیر

 

یارام یاوایرده درد یاوایرده

آچیب اوره گیمی گورسدنمیرم

ایسده سیز کونلومی آرایان باخین

درد وار آچیغینی مس دیینمیرم

 

آخی نجور دئییم درد منده دئیر

دولموش بولودلارین یاغیشیندا دیر

سارایلار داغیدان ائولری یخان

آلا گوزلولرین باخیشندا دیر

 

شاعرین دنیز کیمین چایلار درد کیمین

آخیب بیربیرینه قوئوشان زامان

آرزیدان دانیشار گلئی دن دییر

سئوگی سئوگیسینه یوئوشان زامان

 

هر سنی گورنده گوزومی یومودوم

ائله بیلیردیم گوزومده سن سن

باتدیم قارانلیقا ظلمت ایچینه

اوردا دا گوردوم کی اوزومده سن سن

 

کاسام بالاجادی پیالام دایاز

اوزومو اوزومه یغا بیلمیرم

ای منیم عومرومون ینی وارلیقی

سن لیگی اوزومه سیغا بیلمیرم

 

(تبریز حسرتیم)

 

فلک چنگه لیب کونلومون باشین

کدردیرناقینان دارادی تارلام

 

ای منیم کدریم تبریز حسرتیم

گونومو سوروشسان قارادی تارلام

 

خمار باخیشلارین آلدی دوزومو

دیللردن دیللره سالدی سوزومو

ائله ایتیرمیشم اوزوم اوزومو

 

بیلمیرم بوراسی هارادی تارلام

 

اورگیم آچیلمیر دانیشام گوللم

آغزیمدا بوغولموش شیرین بیردیللم

حسرت گوزلرینه دولان نیسگیلم

 

گوزومون گیله سی یارادی تارلام

 

دیدرگین دوشموشم اوزوم اوزومنن

دار گلیر اءینیمه بیچیلن کفن

خان چوبان اولموشام باخدی قارا من

 

سئله تاپشیردیغیم سارادی تارلام

غزل

رفتند دوستان زدورم یکی یکی

تنها گذاشتند حضورم یکی یکی

نیست آن مجلس گرمی که داشتیم

سردی گرفت دور تنورم یکی یکی

 شب بود ماه ستاره چو بخت من

پر بود آسمان به نورم یکی یکی

دلخوش به دور کودکیم بودایدریغ

چون موی ریختند غرورم یکی یکی

عمری چنین روز سیه روزیم نبود

کم کم اضافه شد به جورم یکی یکی

هرگز فلک روی خوشی را بمن نداد

سنگ اجل شکست بلورم یکی یکی

شد در سر قرار باش من از مرکب خیال

از کوچه باغ عمر عبورم یکییکی

 

(پیام دوستی)

 

می دیل پوره زغصه زمانه

آقصه بو می شعر ره بهانه

آتشمه می دیل کشه زبانه

 

جان برر ای ذره تو گوش بوکون

می تلخ دردره ایپجه هوش بوکون

 

دفتر عمره اروزه وا گودم

طالع بخته بیدمه تا گودم

مرغ دیله سینه دورون جا گودم

 

مرغ نبو بولبول پر کیفته بو

چند بهاری اونا در چفته بو

 

انزلی چی رشتی دینیاچالی

هی تو مره طعنه زنی خالخالی

چند کلمه حرف دارمه تو والی

 

    من اگه داشتم اویه دام دانه

   پا نوگودوم جان برر تی خانه

 

رو بوكوده اگر شیمی گیلانم

تاول دست امره بوخورده نانم

مینت هیچ کسه نوبورده جانم

 

    عیبه تره بینان بوشو تی کاره

یا کی نیشی سر بیگرم دوباره

 

می دیل داره تی حرف جان گلایه

هنوز گویی تورکان عجب لایه

 بلا چییه تی گردنه طلایه

 

 گیلک توی ملک بویی در عالم

 تی امره جان بیکیفته اون نهالم

 

می چوم داره تی سبز رنگ رنگه

كوهه بیدین هنوز خوره قشنگه

(میرزه) بیکیفته اوروزه توفنگه

 

     من اونه هی جان برر گوفتیمی

(میرزیه) دسته همته گیفتیمی

 

جنگل شیره همه یاور بومه

خوابه واناشدیم بایه هرگز چومه

تا سحره دءلی دءلی گوفتیمه

 

دست قضایه نبه ک بوكودن

    (میرزه) بی خواسته امره روكودن

 

خالخالیام تی امره هم قرارم

خزان نییم تی برکه ره بهارم

تی خانیه حلب نی بم حصارم

 

چی فیکر كونی مگر هچین وچینه

    می حرفه گوش بوكون می حرف همینه

 

برنجی کی خوری می دسته رنجه

آدریا کی نهه نهفته گنجه

شیمی خورد خوراک اگر برنجه

 

    گندم نان كنیم خوریم آدم

    فکر نوكونی تی امره خانه زادم

 

تی سرنوشت تی امره روبرایه

آدشت دشت خرمی تره پنایه

مره کی نان فاده امی خودایه

 

    عیبه بوشو تهمت بیجا نزن

بیگیفته بخته تی شینه پا نزن

 

تو که داری عقده دل تورک جان

ایبجه بینیش فکر بوكون تی میان

چوم واكونا عالم فندیر فلان

 

    تورک عرب غیریه صوحبت نیه

    حورمته قائل بوبون انسان کیه

 

دریای طوفان جلو فوش آیه

(ائلچی) شعران تره دل خوش نایه

هر که بوبو می جای ره جوش آیه

 

    شوفره گوفتن ناتانیم تاکسی چی

    تا بیده خالخالیام حالا بی

14
نام ---بشیر قهرمانی 
نام شعری--- بشیر
 
در سال 1345 خورشیدی در حوالی دشت مغان تولد یافت بعد از اتمام دوران درس و مشق تا مقطع راهنمایی  به شهرستان رشت مهاجرت کرده، وارد بازار کارمی شود. آقای بشیر قهرمانی پدری فداکار برای فرزندانش بوده یکی از معتمدین خوش نام منطقه محسوب می گردند. در عین حال دوست صمیمی ایست در خانه اش همواره به روی اهل دل باز است یکی از فعالین فرهنگی در حوزه شعر و شاعری بوده و خدمات خوبی در این زمینه داشته اند. شعر ترکی را به سبك خاص خود می گویند. از شعر فارسی و گیلکی هم سروده هایی دارند که اشعارش در مجلات مختلف منتشر می گردد با استاد رحمت موسوی در ارتباط بوده جامه در چامه غزل وی دوخته اند. بشیریکی از بنيانگذاران انجمن ادبی شاعران آذری زبان استاد شهریار(اینجه باخیش) گیلان بوده در جمع اعضاء به خزانه دار انجمن ایفای نقش کرده در این زمینه فداکاریهای زیادی داشته اند. ضمناً با کانونهای ادبی شعری در ارتباط بوده در فضای سیاسی اجتماعی شهرستان رشت چهره تاثیر گذار محسوب میگردند. مدت 20 سال است شعر می نویسند در زبانهای ترکی و فارسی هر از گاهی گیلکی. آثار منتشره شده فعلاً تنها کتابی است به نام (زیور محافل) که شامل اشعار ترکی بوده تا جایی كه من خبر دارم مجموعه ای دیگری از آثار وي در حال نشر می باشد.
 
غزل
    
ائدیب آشفته منیم حالیمی خالین گوزلیم
ده گوروم واردی منیمله نه خیالین گوزلیم
نیا سالدین منی بو آریلیقین آتشینه
منیله صحبت ائله اولسا گر حالین گوزلیم
منی اولدورمه جفا ایله وفاسیز دییلر
آرتاجاق اولسم اگردیلده ملالین گوزلیم
عیبی یوخ من سایارام گونلری عومروم قوتارا
قوتاراننان سورا گل اولسا مجالین گوزلیم
بیلیسن چاره سیزم درد درین چاره م یوخ
گوئه ریب قلبیده کی غملی نهالین گوزلیم
یتیشم وصلووه گویا کی اجل قویمیاجاق
اولمادی قسمتیم عالمده وصالین گوزلیم
ائدیب عاشق دانیشام قویمادی معشوقیله من
منه جور ائتدی سنین آرتدی جلالین گوزلیم
منه عکس ائیلمه کویوندا گزیب آغلاماغی
چرخ دوننان خبر آل اولسا سوالین گوزلیم
یازارام سینمه اولدوردی منی نازیلن
حشرده بسدی (بشیره) بو مدالین گوزلیم
 
غزل
 
بیرنور کی حاقدان گله کور ائیلمک اولماز
دوز توکمه گینن چشمه نی شور ائیلمک اولماز
انسانه بلا گلسه اگر قهر خدادن
کفر ائیلمه گینن اونی دور ائیلمک اولماز
محکوم ائله سه قاضی عادل سنی دینمه
اجرای عدالتده کی زور ائیلمک اولماز
قانون بشردن بیری گر اولماسا آگاه
انسانلیقا الحق اونی جور ائیلمک اولماز
انسانه دئدین سوز باشینا باتمادی بوشلا
قانماز آدامی اهل شعور ائیلمک اولماز
بیر کله سی داغ اولسا دلالتله دوزلمز
شور تورپاغی هیچ واقت بلور ائیلمک اولماز
معلومیدی بیر عده بشر اولماییب آگاه
آگاه اولان انسانی شرور ائیلمک اولماز
بیر کس اولا اولدن اگر جاهل و مجنون
اول شخصی مسلمدی صبور ائیلمک اولماز
ذاتا گرک انساندا اولا غیرت و وجدان
بی غیرتی روشندی غیور ائیلمک اولماز
بیر شخصی خداوند جهان خلق ائده قاره
عالم یغیشا قاره نی. بورائیلمک اولماز
به به ائوین آباد (بشیرا) نه یازیبسان
انصافیدان الحق کی عبور ائیلمک اولماز
 
غزل
سارالمیشام اوقدرهای سالیب پاییز منده
زمانه یاره لرین قوی دئیم ساییز منده
بیر ائلچی یم ائلیمینحاققی واردی بوینومدا
گلین دئیم سیز قوی قالماسین پاییز منده
دوشوبدی ائللره بیر سئل سارای سارای آپاریر
نقدری قیشقیریرام گلمییر هاییز منده
کامان کیمین چکیلیب داردا قالمیشام نئی نیم
آچیلمییر نقدر دارتیرام یایززمنده
قولاق قولاق سینه مین سوزلرین ائشیتمیرسیز
آرازآراز نجه گور قایناییر چاییز منده
قالاق قالاق قالانیب سینه مده غم قالاسی
ائلین یامان گونودور سیزده یاتمایز منده
کیسوءکیمین یانیرام قورجالار قوپورمندن
بئلنچی اولمه گی سیز بیلمه یز جایز منده
ائلمین یاتیب نقدر سسلیرم دوران یوخدور
آماندی یوخلایرام یولدا قویمایز منده
دئدیم (بشیره) ائلین قالدی دالی ائللردن
دئدی بو غم اثری قویدی یوز فاییز منده

 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 9:17  توسط اینجه باخیش  | 

غیاث لطفی---رایت عبادی----صابر عبادی

14

نام ---غیاث لطفی

نام شعری--- لطفی    

در سال 1341دریکی از روستاهای دشت مغان متولد شد. به اندازه ابتدایی خواندن نوشتن آموخت تا جایی که لطفی علاقه ای زیادی به خاندان ائمه داشته از دوران جوانی به مداحی پرداخته با آثار شعرای مراثی آشنایی کامل پیدا کرد از سال 1375 کم کم سروده های خود را در مجالس و مناسبتها زمزمه کرده و حالیه یکی از شاعران مراثی در منطقه محسوب می گردد.ایشان مثل سایر هم وطنانش به شهرستان رشت مهاجرت نموده مدتی زیادی است دراین شهر سکونت پیدا کرده است آثاری تا به حال از غیاث لطفی منتشر نشده در آینده نزدیک  سروده های خو درا چاپ و منتشر خواهد کرد. در ضمن عضو انجمن ادبی شاعران  آذری زبان استاد شهریار گیلان (اینجه باخیش می باشند. 

غزل 

من دنیانین ازل گوندن اداسین گوردوم

گورمه دیم صدق صفابلکه جفاسین گوردوم

یاندیرار عاشقی پروانه تک عشقین اوتونا

هر کیم عاشیق دی غرض باشدا بلاسین گوردوم

یازیقام من ولی شُکر ائیلییرم الله

کربلاده آقامین عالی بناسین گوردوم

آرزو ائیلریدیم دشت غم افزانی گورم

عاقبت لطف ائله دی کربو بلاسین گوردوم

باشیما دوشموشیدی شوری گوزل بارگهین

گنبدی اوسده اسن قانلی لواسین گوردوم

زینبین تلینی بین الحرمین قتل گهین

ظولمونن غارت اولان خیمه سراسین گوردوم

او گوزل قبری ابوالفضل آقامین گورمه لیدی

قبر شش گوشه شاه شهداسین گوردوم 

غزل

در حریم دلربایش ناله ها دارد بقیع

بی قراران دمبدم گویا نوا دارد بقیع

ظاهرا رونق ندارد در بقیع خاک است و سنگ

باطنا در قلب مشتاقان جا دارد بقیع

تربت پاکش بود بر بی نوایان کیمیا

ای گرفتار بلا خاک شفا دارد بقیع

همچو خود مظلوم مرقد شد امام اربعه

صادق وسجاد و باقر مجتبی دارد بقیع

مرقد زهرای اطهر قره تالعین رسول

آشکارا نیست بلکه در خفا دارد بقیع

از غم پهلوی بشکسته امام منتظر

در گلوی بی کسی گریه ها دارد بقیع

(لطفیم) یارب به من فرصتی ده یک شبی

تا ببینم که چه سان حال و هوا دارد بقیع

 15 

   نام ---رایت عبادی

نام شعری---رایت

آقای رایت عبادی 1352خورشیدی درروستای منامون خلخال متولدشد دارای تحصیلات عالیه می باشد در دانشگاه رشت مشغول به کار بوده و شعر آذری را در قالب غزل در حد عالی می نویسد. تلاش نمودم در مورد عبادی بیشتر بنویسم ولی اطلاعاتی کمتری از ایشان به دست آوردم. تنها به درج یک غزل از دوست عزیزم رایت عبادی بسنده می كنم . 

غزل

  اولدوردی خمارلیق منی گزدیر مئی ساقی

قورتار مئی قویماقالا  جرعه ده باقی

اویناق ائلییک عرصه ي میخانیه بیز مست

تا بلکه گوتوردوک آرادان تخم نفاقی

آذر ائلی یک اهل کرم دیر بیزیم ائللر

ساخلالا کرم اهلی گوز اوسدونده قوناغی

آسوده اولار خاطری آشفته م اولونجه

ال وئرسه وصالی اوپرم باللی دوداقی

هر چند سالیب فاصله زاهد آرامیزدان

لعنت اولا هر کیمسه یاراتدی بو فراقی

آلاتماگینان خالقی یاماقلی چولا زاهد

زهد اولسا یاماق من بیلرم فن یاماقی

دعوت ائله خلق الهی آرامش صُولحه

قویما سونه جهلیله نظامین اوت اجاقی

تزویر ائلمه خالقا بیلیرسن اولاجاقدان

هیچ کیمسه امام اولماسا بیلمز اولاجاغی

گلزار وطن عین حرم حورمتی واردیر

دوست اولماسا بیگانه گئچنمز یولاجاقی

(رایت) سفر آخرتی ائتمه فراموش

تک تک هامّی عقبا سفری نین گئدراغی

        16

نام--- صابر عبادی

نام شعری---باریش

سال1347 در مشکین شهر اردبیل متولد شد. بنا به دلایلی درس و مشق را در پنجم ابتدایی کنار گذاشته وارد بازار کار می شود.عبادی مثل سایر هم قطاران خود روی به مهاجرت گذاشته ساکن رشت می گردد. عضو انجمن ادبی شاعران آذری زبان استاد شهریار (اینجه باخیش) گیلان بوده شعری از ایشان را در شاًن مادر به نجوا می نشینیم .

(آنام دیر آنام)

گوزومون ایشیقی باشیمین تاجی

سوزلری شیریندی نه اینکه آجی

یاددان چیخماز قدیم تندیری ساجی

 

یادینا سالانیم آنام دیر آنام

قایدیما قالانیم آنام دیر آنام

 

دیزیمه طاقتدیر کونلومه جاندیر

نقدریامان اولسا جانیما جاندیر

عومرون اوزون ائله تانریم آماندیر

 

قاپیمی چالانیم آنام دیر آنام   

قایدیما قالانیم آنام دیر آنام

 

چاغیراندا جان جان دییر سوزومه

راضی اولماز داش توخونا گوزومه

محبتله گوزون تیکر گوزومه

 

یانیمی آلانیم آنام دیر آنام

قایدیما قالانیم آنام دیر آنام

 

شکردن شیریندیر هر بیر کلمه سی

کونلومی شاد ايلر دئییب گولمه سی

روحا سیغال وئرر گئدیب گلمه سی

 

جنتیم جنانیم آنام دیر آنام

قایدیما قالانیم آنام دیر آنام

 

باغچاداکی گولدن گوزلدی اوزی

بال نیه لازیم دی شیریندی سوزی

دردیمه درماندی او خمار گوزی

 

وار یوخدا اولانیم آنام دیر آنام

قایدیما قالانیم آنام دیر آنام

 

دانیشاندا بال سوزلر دوداقدان

ایی گلر اوتوردوقی اتاقدان

گوروم الله تز سالماسین ایاقدان

 

جیرانیم طرلانیم آنام دیر آنام

قایدیما قالانیم آنام دیر آنام

 

اولدورر اوزونی آخسا گوز یاشیم

دیزلرینی دویر آغریسا باشیم

ائوه گئج گلنده گئجه قارداشیم

 

ساچلارین یولانیم آنام دیر آنام

قایدیما قالانیم آنامدیر آنام

 

(عبادی) آنادیر آغیزلار سوزی

اولادینان اوتور آغلییار گوزی

دانیشسا دیلینه باسمایین گوزی

 

لایلاییم چالانیم آنام دیر آنام

قایدیما قالانیم آنام دیر آنام

 

 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 9:12  توسط اینجه باخیش  | 

شمسعلی مجیدی---حسین قلیزاده---خانم فاطما قسمتی----بهنام صداقت

نام---شمسعلی مجیدی    

نام شعری---شمسعلی

در سال 1356 در روستای تکله دشت مغان متولد شد تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم ادامه داده و مثل سایر هم وطنان خود روی به مهاجرت نهاده و بعد از اتمام دوران سربازی وارد بازار کار شده و تشکیل زندگی می دهد.

مدت 10 سال است به شعر روی آورده در محافل ادبی فرهنگی حضور پیدا کرده و یکی از اعضای فعال انجمن ادبی شاعران آذری زبان استاد شهریار (اینجه باخیش)  گیلان می باشد. حالیه ساکن رشت هستند.

(یار فراقیندا)

یاتمادیم صوبحه قدر یار فراقیندا بوگون

گزیرم شام و سحر تا کی سراغیندا بوگون

آتارام تورومی منظوری شکار یله سووا

ویرارام چادریمی دریا قیراغیندا بوگون

گئدرم بلکه قبول ائلییه بیر لحظه منی

راضیام پیلته کیمین یانسا چرا غینده بوگون

منه کیم یوخ جاوابی بوردادی معلوم اولاجاق

گورسنر عشق و محبتلی ایراغیندا بوگون

اونا قربان وئررم جانیمی هر آن اولسا

منی لن اولسا اگر یار ماراغیندا بوگون

(اهل ادب)

ایها الاهل ادب عشق خدادن دانیشاق

زور سوزی آت یره گل صولح و صفادن دانیشاق

مرحم جاندی بیزه ذاتا حقیقت سوزلر

غم و هجران نه دی گل تویدان حنادن دانیشاق

نه سیاست ندی غمخانه نه تكنو اوخوماق

بال کیمین موسیقیدن شهد و شفادن دانیشاق

اوزوی ویرمایره هی دئیسن آی قوجالیق

دور ایاقه اوخیاق نئی دن نوادن دانیشاق

بوزوسن اوز گوزوی گور نیه اوخشورصیفتین

آتماجا آتما سوزی زیر بنادن دانیشاق

دیواری ایری قویوبسان منی دومسوک لییسن

هانسی مذهب ده یازیب بیزده اوجادن دانیشاق

آدیوی  ائیله قویوب ویرما اوزون ساده لیگه

باخگینان دوره بره روز غزادن دانیشاق

زوریلن سالدی باشا بیزلری بو چاووشلار

نیه لازیم بئله بیز پرت و پلا دن دانیشاق

قوربانام علم و ادب صاحبی نین منصبینه

حاققا خاطیر اوتورا چون و چرادن دانیشاق

منه قیشقیرماگینان سوزلری آهسته دئنن

گل اوتور یولداش اولاق خیر دعادن دانیشاق

(شمسعلی) منطقی سوز خوش گلر هر کس دانیشا

بیر درین عاقلیووا سال صلح صفادن دانیشاق

19

حسین قلیزاده برندق

1359 خالخالین  برندق کندینده آنادان اولو ب ایلکه تحصیلاتینی کتده آلارکن اولوب قالان اورتاق درسینی خالخال شهرینده داوام ائتمیشدی سونرادان عالی تحصیلاتینی دانشکده هنر اهواز  گرافیک رشته سینده سونا یتیریپ ایندیسه گیلانین صومعه سرا شهرینده معلیم لیک پئشه سینده چالشیر حسین بئی اوزی دئمیشکن بیرایل بوندان قاباخدان شعیره اوزگتیریپ ایک یازدیقی شعری من اوخویاندا ائله بیلیردیم  کی بو شاعر نچه ایللردی شعر یازماقا باشلاییب من امینم کی بیر آذربایجان ادبیاتیمزدا حسین بئی قلیزاده بیر اولدوز کیمی پارلیاجاق گنج تورک شاعریمیز  شعیردن علاوه گرافیک رساملیق ایشیندده چالشیر ایندی سه گیلاندا آذربایجان بیر لیگی (اینجه باخیش) شعر اوجاقنین امکداشیدی

غزل

کؤرپوسوز چای دیر گؤزوم یوخدور اوتای دان یول بورا

بیر گمی ایستیر چکه اول سئللی چِِــــــــای دان یول بورا

پنجره چوخداندی سالخاخدیریریندن آی بولوت               

بیر قاریشیان دور اونو قویموشدوم آی دان یول بورا

قیش یامان قیش دیر بو ایل گول کؤینک اوستونده سولور

بیر کیشی ایستیر سالا بیلدیرکی یای دان یول بورا

خــان چوبان، الدن بیر ایش گلمیر سنه یاردیم ائدم

آغلارام شاید سالا سئللر سارای دان یول بورا

چوخ چیچکلریالقیز اؤلدو داشلار آلتیندا بو گون

قوی اؤلک سس سیز گولوم،یوخدور هـارای دان یول بورا

غزل

عزیز آنالارا اتحاف

آنـامین تر- تر اؤپوشلر دوداغیندان سوزولور

مین قلم نازلی باخیش گؤز واراغیندان سوزولور

داشا دء‌یمیش سو کیمین تئللری آغ رنگه چؤنوب

یئتمیش ایلدیر اوجــا شر-شر داراغیندان سوزولور

اوزو گول تک قیزاریب گون قاباغیندا ، هردن

یئل ده‌ییریایلیغی نین گول ساچاغیندان سوزولور

گونه اوخشاتدیم عزیزلر آنامی ایسراغا گون

باشیمین کولگه‌سی باخدیم آیاغیندان سوزولور

سول الیمدن یاپیشیبدیر گئدیریک یان با یانا

گوزگو سولدان یئرییر داشدا ساغیندان سوزولور

بیــلمیرم باشدا نه گیزلین سؤزو واردیر آنامین ؟!!

بیر دنیز گؤز یاشی گؤردوم یاناغیندان سوزولور 

باخیرام پنجره‌دن گاه داغا گاه‌دان کوچه‌یه

سانکی آخشام چـاغی گوندوز شافاغیندان سوزولور

بیلیرم بوغدا گولو دئمده وغملر سارالار

اما باخسان اجلین شرم اوراغینـدان سوزولور

ساخسی گولدان آلیرام بوغدا گولوم خوش گؤره‌سن

سو باشیندان تؤکولور زیغ چاناقیندان سوزولور

چوخ تئز اندیم قوجاقیندان یره افسوس افسوس

ایندی دای آرزولاریمدیر قوجاغیندان سوزولور

غزل

ترلی چیخما سویوغا قونچا گولوم ، شاخدا یاماندیر

آسقیرارسان جیریلار کؤینه‌یین اینینده آماندیر

قویگینان بیر نئچه ساعت قالا اؤربندین اوزونده

زندگی پرده‌نین آلتیندادی، اوستونده یالان دیر

آنامین یایلیغی نین گوللرینه آند اولا ای گول

یاز دا بو دار نفسین گل - گئدیشیندن نیگراندیر

منه باخما نفسیم ایستی‌دیر ای گول دؤشوم ایچره

بیر کؤزه‌رمیش اوره‌گیم وار ؛ اودو جان ، اود یاغی قاندیر

هله سن کولگه‌لر آلتیندا گزرکن ؛ داریخیرسان!!!

قاپیمیزدان ایکی آتدیم ائله گئت گؤر نه خزاندیر؟!

ساخسی گولدان کیمی چاتلار دوداغین ایوان ایچینده

داغ- داشا چیخماق ایچین ایندی بنؤشه‌م نه زماندیر؟

ایسترم یول گئدسن نازینی یئل داغ داشا چیرپسین

اما نئیلیم آیاغین آلتی گولوم تئیخا تیکاندیر

کاش بیله‌یدین گؤزلیم بیر قاپی‌سیز دونیا دؤشونده

کاش بیله‌یدین بو اوجا دروازالی دونیا هایاندیر !!!

یله وئرسین تئلینی سَللم الینده دارایارلار

هیچ دئمز لر او اوزو سَللمین ای قونچا طیفاندیر

یاخچی سن تئز بیتیریرسن بو یالان عومرو گؤزل گول

یوخسایایدان سورا باشلاردا چؤکن آرزو دوماندیر

عیبرت آل بو قارا گوندن ، سوزه باخ ترلی بنؤشه‌م

باشلاما کاس یاشامی باشلاما بیرگون قوتاراندیر

20

نام---فاطمه قسمتی کرنق

نام شعری---آتـیش    

سال 1363 در شهرستان رشت متولدشد تحصیلات خود را تا مقطع فوق لیسانس ادبیات فارسی و در مهندسی صنایع غذایی ادامه داده و بعدها بنا به دلایل شخصی از کار دولتی کناره گرفته وارد بازار کار شدند.

خانم قسمتی یکی از فعالین فرهنگی منطقه محسوب شده همکاری نزدیکی با کانونهای فرهنگی ادبی داشته در بیشتر جراید محلی آذربایجان غربی وگیلان فعالیت نموده اند . خانم (آتیش) ساکن رشت بوده در هنرکده خوشنویسی خود مشغول کار می باشد تا جایی که من خبردارم ایشان در یک خانواده‌ي فرهنگی  رشد و نمو یافته شعر را با شیرینی حلاوت به فارسی و ترکی می گویند. حزن اندوهی که در سروده های ترکی ایشان مشاعده کردم خیلی متاثر شدم. آینده‌ي روشنی برای ایشان می بینم با شوق و جدیت به طرف قله های معرفت و شعر قدم بر می دارند.

حالیه یکی از اعضای انجمن ادبی شاعران آذری ز بان استاد شهریار(اینجه باخیش) استان گیلان محسوب می شوند. مجموعه شعری از سروده هایش در آینده نزدیک منتشر خواهد شد.  

غزل

هریرده سنی آختاریرام هار داسان ای گول

چوللرده چمنده گزیرم هارداسان ای گول

آواره یم عشقونده سوزوم وصلیده یوخدور

اولدورمه منی چون اولورم هارداسان ای گول

گل دای منی اینجیتمه توانیم گئدیب الدن

گل گل گوزلیم جان وئریرم هارداسان ای گول

من شمع وجودیم سنه خاطیر آلیشیب دیر

یاندیریا اوزوم چون یانیرام هارداسان ای گول

گوزیاش توکولور دفتریم اوسده ینه ده من

عشقونده کتابلار یازیرام هارداسان ای گول

انصاف مروت کی ایتیب ملک جاهاندا

ساتما منی جانیله وارام هارداسان ای گول

من های باخیرام های باخیرام یولارا اما

بیهوده سنه اینتظارام هارداسان ای گول

ناز ائیلمه گل گل چچکیم تک منی قویما

گور من نقدر یالواریرام هارداسان ای گول

دای بس دیر عذاب ائتمه بو مستانه نی (آتیش)

قویموریاشییام دای قاچیرام هارداسان ای گول

*بو شعرده قافیه بولوم لری دوزوم بوفورمادا چیخماغینان شاعره عایدیر اوزی بیلرکدن بئله دوزوب.

مخمس

توتولوب قلب گنهکاریم آقا باخ منه بیر

آچیلیب غم چچکی رنگی قارا باخ منه بیر

قارالیب هر نه بساط بصری ده کی اولور

آپاراریسان آقا لیلانی هارا باخ منه بیر

 

یارالاندیمیارالاندیمیارالاندیم مولا

 

سرکویون دولودور سوت جامی مرحم ایله

بالا اللر اوجالیب دیر گویه غم موسم ایله

یارا چوخ وارد اولوب محضرووه درک ائلیین

آتاسیزلیق بو قارانلیق ده چتین دیر غم ایله

 

یارالاندیم یارالاندیم یارالاندیم مولا

 

دئدیلر شیره جانین چیخیبان جان توکولور

دئدیلر زینب زهرا داریخیر قان توکولور

قیزلارین باش یولوب دای سنی آغلاتدی آقا

نه قارانلیق گئجه دیر بس ناواقت دان سوکولور

 

یارالاندیم یارالاندیم یارالاندیم مولا

غزل

بیلمیرم چوخ بی وفاسن عشقی دن چوخ  بی خبر

گوزیاشیم نالان توکور چوخ بی اثردیر بی ثمر

سن منیم یادیمدا هیچ واقت اولمادین عالم بیلیر

کی من اوز عمرومده سن سیز قالمیشیدیم بی نظر

من بوجور دیوانییم عشقونده من افسانییم

 عاشقم پروانییم مستانییم بیر مختصر

مجنونوم اولسان اگر بیرجه تک لیلا منم

کاش مجنونوم اولایادین حالیم اولمازدی بتر

من بئله حال پریشان سن بئله خوش حالداسان

تانری ایندی هم منی همده سنی گورمور مگر

گئجه گوندوز هیچ منه فرق ائیله میر سن اولماسان

چوخ چتین سن سیز منه آیلار گئچر ایللر گئچر

(آتیشم) من کی سوزوم دیلده آلوودور معنی سی

حیف اولا عشق آتشیندن هاممی ائیلر الحذر

21

بهنام صداقت  حور

1356گونش ایلینده اردبیلین نمین شهرینین حورماحالیندا دوغولوب گورپه چاغلاریندان عایله سیله بیرگه رشت شهرینه کوچمک مجبوریتینده قالمیش بهنام بئی صداقت عالی تحصیلیدی فارسجا شعری اولدوقیجا یرلی یاتاقلی یازیر ساده دیلینن دئسم یاشینا باخمیاراق بوگون کی ینی فارس غزلی نین آدلیم شاعیری سایلیر نچه دوستلارلا بیرگه اوستاد شهریار ادیناگیلان(رشت انزلی)(اینجه باخیش) تورک شاعیرلرانجمن ادبی سینده چالیشیر دوسلارین اوز ویرماسیلا بیردنه ده تورکی غزل یازیب ایندی سه تورکی غزلی بیر فارسجا شعیرله سیزه اتحاف ائلمگ ایستیرم

غزل

سارای سارای دولوب عشق ایله تک لیگونده بیز اول

آراز قوئشولما بو نامردلره اوزون دنیز اول

دور آیریلیق سیراسیندان چکین قوشول اوزووه

سهندی نن ساوالان آرخاسیندا دیز به دیز اول

آراز چوخ عشق آپاریبسان اولوبدی دریا قدر

سارای لاناندا عاشق قیزلاراوئما کینه سیز اول

بیز ایتمیشیک ایچیمیزده تاپ آی آخار کونولوم

وقارلی ائل اوز ائلوندی باخیشدا تر تمیز اول

اوتور دیز اوسده اگر قایدانین دیلی نین بیلی سین

آراز تک آذری لر حورمتینده سینه خیز اول

 

 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 9:8  توسط اینجه باخیش  | 

بابک طاهری---نیلوفر محمدی---محمد عزتی(ایتگین بئی)----کیوان قدیرنژاد

نام---بابک طاهری    

نام شعری--- بابک 

در سال 13 در بخش نمین اردبیل متولد شد در اوان كودكي بابك، خانواده اش به انزلی مهاجرت نموده در این شهر سکونت دارند. فعلا در حال تحصیل بوده مدارس عالی را طی می کند.

آقای طاهری به غیر از شعر و شاعری با هنر سینما و تئاتر نیز سر و کار دارد. جزء هیئت رئیسه‌ي انجمن ادبی شیدای انزلی و هم چنین عضو انجمن ادبی شَاعران آذری زبان استاد شهریار( اینجه باخیش) گیلان می باشند و کارگردان و بازیگر نمایشنامه‌ي «آیین شایین» بوده که سال جاری در سالن آمفی تئاتر اداره‌ي فرهنگ وارشاد اسلامی انزلی  روی صحنه رفت.

(آدمک...آی پدر)

باران که می زند

دل که می گیرد

کوچه که طوفانی ایست

و زمین سخت به دنبال پناهی محکم

آدمک می ترسد

وتنش می لرزد

وسرش گرم بماند چه کند ...مغلوب است

من که از پشت شبی دغدغه باران می بینم

نگران منتظرم حاصل امسال به یغما نرود

دود سیگار پدر پنچره را می گیرد

که من از دیدن آبادی همسایه پریشان نشوم

نکند عاشق همسایه شوم

به همان مزرعه ی گم شده درآب و علف

یا به مردی که شب از غصه ی نابودی گندم نالید

آدمک...آی پدر

نکند ضعف کنی

نشود بیماری ...

پاسبانی باش که همسایه دیواری

با کلنگی به کمین منتظر خواب تو است

23

 نام---نیلوفر محمدی

سال1363 از پدر مادرخلخالی متولد شد ساکن انزلی  درحال تحصیل در مقطع دانشگاه بوده با آقای مجید زیرک ازدواج نموده که آقای زیرک هم یکی از جوانان مستعد در عالم شعر هستند. نیلوفر به دو زبان ترکی فارسی شعر سروده عضو انجمن های ادبی شاعران آذری زبان (شهریار) و (شیدا) همچنین بانوان اهل قلم پروین انزلی می باشد.

(آواره‌ي من)

ای گولوم قیلما روا سن سیز قالام آواره من

هیچ بیلیرسن سندن اوتری اولموشام بیچاره من

         گل یتیش فریادیما قویما قالا سن سیز باری

تا نقدری باغلییام سن سیز باشیما قاره من

(خالخالمین) 

خالخالیمین گوزل اریک باغلاری

دره لری تپه لری داغلاری

 باش اءیبدی بارلانان آغاجلاری

یادیم دادی یاخچی یاشیل دوزلری

               دیلیمده دیر شیرین شیرین سوزلری

 ( تنهایی) 

امروز

که بی تو بودن را قدم می زنم

به اندازه کف پاهایم چه راحت مرا

سر می کشد تنهایی

آنگاه ضربانهای قلبم

تاول می زند جای پاهایم

وتو

هنوز اول انتظار ایستاده نشسته ای

(بی خبری)

آموختم از تو روش بی خبری را

بردم ز دلم حسرت بی بار و بری را

    بر کوچه ي عشقت گذر افتاد گذشتم

یارای نشستن نبود رهگذری را

(بت)

روزی بتی خواهم ساخت از پیکرت

و شبی خواهم شکست چون ابراهیم

وقتی که دستی دیگر لذت نوازش کردن

پیکرت را ببرد

(ویترین)

دستان یخ زده ات

چشمان گرد گرفته ام

پاهای سنگی ات

قلب ترک خورده ام

و حسرت عشق خاک

خورده ات در ویترین شیشه ای

که نوشته بود

لطفا دست نزنید

24

محمد عزتی(ایتگین بئی)

1372گونش ایلینده ار دبیلین اردی کندینده دوغولوب ایلک تحصیلاتینی کتده اردبیلده قوتاران کیمین عمران کاردانی رشته سینده دانشگاها گئدیر بیر ایکی ایلدیر شعیر یازیریازدیقی غزللر خداآفرین یادا آیری درگی لرده چاپ اولونور ایندی سه گیلان تورک شاعیرلربیرلیگی اوستاد شهریار آدینا(اینجه باخیش)انجمنی له امکداشلیق آپاریربو گنج شاعیر پارالاق اولدوزکیمین پارلاماق ایستیر 

غزل

آچ سوزون ای دل تنها من بیماره دئنن

آتش عشقی سپیب خرمن دلداره دئنن

گوزلرون غملیدی بیلمیر نجه باخسین گوزومه

سینه ووه یق نفسی یوم گوزی یکباره دئنن

قوتارام محنت الینن اولام آسوده اگر

اوندا گئت سوزلری نی زهرلی بیر ماره دئنن

سوزلرون قت کیمی دیر قوی دوداقون اوسدونده

دانیش ای نازلی صنم شهد شکر پاره دئنن

بیری اربابیدی آنجاق پولا هیچ پول دئمییر

سنده یوخسولف سان اگر دردینی دیناره دئنن

دوزموشم دردوغمه دهریده یوخدور بیلنیم

دردی درد اهلی بیلر دردی اولاناره دئنن

ندیر ای عارف دانا غم ومحنت چاراسی

سنده معشوقی گزیب سوزلرین آشکاره دئنن

بی خبرلر نه بیلیر مئی ندی مئی جامی ندیر

مئی مندن خبر آل لذتی میخواره دئنن

غزل

مجنون دییر هر لحظه ده لیلا گزیرم

بیر یاریم اولا گوزلری شهلا گزیرم

توتدوم سوراغین قطره نی گلدی یره دوشدی

بیر قطره آبم دئدی دریا گزیرم من

بیر بال چیبی نی قوندی گوله وئردی جوابیم

واضحدی بلی شهد مصفا گزیرم من

بو دهریده هر کیمسه نی گوردوم خبر آلدیم

بیر عده دئیلر هله دونیا گزیرم من

بیلمم کی بو دونیا ده نه وار وورقونی اولدوز

بیر منطق وبرهان هویدا گزیرم من

اوخشاتما منی زاهیده ای عاقل ودانا

گور هیچ دئیرم جنته اعلا گزیرم من

دونیا منه زیندانیدی مولا بویوروبدی

چون شیعه ام آری ره مولا گزیرم من

عقد ائلمرم جنت ودونیاایله حاشا

عقد اولسا اگر عقد ثریا گزیرم من

ای انجمن شعیرده حضار گرامی

بیر مجلس شعر اولسا مهیا گزیرم من

25

کیوان قدیر نژادگنج کیوان قارداشیمیزایندی سه رشتده یاشایر هردن بیر گیلان تورک شاعیرلرین استاد شهریار آدینا(اینجه باخیش)اینجه صنت اوجاغینا گلیر جدیت له داوام ائله سه گلجکده یازماغاچوخلی سوزلری واردیر شعیر قالیبنده

غزل

یوسفی حیران قویوب اوج گوزلیکده حسین

گول توکور دونیایه گویا باغ جنتدن حسین

چوخ حسین آدی گلیبدی عالمه چون آنلادیم

هیچ بیری اما اولانماز شان شوکتدن حسین

بیرده نه زهرا گلر دونیایه نه شیر خدا

پرورش الحق تاپیب دامان عصمتدن حسین

درریدن باشدیبو زهرا مکتبیین پرورده سی

آی کیمین دور گورسنیر نور امامتدن حسین

صولتیندن سیرتیندن مورتضایه اوخشیور

معرفت دریاسی دور سیماو سیرتدن حسین

آغلاسین آغلا حسینون جان وئرن اوقاتینا

دونمه دی بیر لحظه ده راه شهادتدن حسین

گول گوزلدیر آلتی آی عومر ائیلییر اما سولار

تا جاهان واردی ولی دوشمز گوزلیکدن حسین

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 9:1  توسط اینجه باخیش  | 

اینجه باخیش کیتابی

{behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);}
 
 
1---استادوجه ا...رمضانی کیوی (وجی)
2---یوسف حسین زاده(یوسف)
3---جمشید تقوی(تقوی)
4---خانم میهن ذولفقاریان(میهن)
5---جواد معراجی(فائق)
6---باقرنقوی(نقوی)
7---صاحبعلی طلوعی(طلوعی)
8---سید نجم الدین دانیالی
9---داریوش نوری
10---غلامحسین ابراهیمی(یالنیز)
11---محرم دهقانی قنبرلی(دهقان)
12---حاج تقی تقوی(تقی)
13---بشیرقهرمانی(بشیر)
14---غیاث لطفی(لطفی)
15---هادی قربانی
16---رایت عبادی(رایت)
17---صابرعبادی(عبادی)
18---شمسعلی مجیدی(شمسعلی)
19---حسین قلیزاده
20---فاطمه قسمتی(آتیش)
21---بهنام صداقت
22---بابک طاهری(بابک)
23---نیلوفر محمدی
24---محمد عزتی اردی
25---کیوان قدیرنژاد
26---بهبودمرادی (ائلچی بئی)
 
مقدمه
 
 
 
 
1

 
نام--- وجه الله  رمضانی کیو              
نام شعری--- وجی
 
استاد وجي در سال 1311خورشیدی در قصبه‌ي کیوی خلخال متولد شددر اوایل كودکی به اتفاق خانواده  بندر انزلی مهاجرت کرد. بنا به مشكلات معشیتی خانواده از درس و مدرسه باز ماند.  به قول خودش عطش آموختن در وجودش همواره شعله ور بود. از نوجوانی به شعرو شاعری روی آورد. بنا به اظهار دوستانش، اوایل شعر فارسی می گفت.
 درعین جوانی بالندگی در عالم هنربرخورد ظالمانه خاندان پهلوی كه در قضیه ‌ي 21 آذر 1324 با هم وطنان خودش قریب 51 هزار از مردم قهرمان آذربایجانرا قتل عام نموده بودند، تاب تحمل این ظلم را نیاورده با قلم آتشین خود به دفاع خلق مبارز آذری قیام نمود. همین جاست که وجی شاعر قلم را به شمشیرتبدیل نمود تا آخر عمر این راه را ادامه داد.
نقطه‌ي پنهان زندگی استاد رمضانی ایناست که در اوایل جوانی با دختر خانم آبکناری قرار ازدواج نهاده بود كه بنا به اقتضاي قضا وقدر این وصلت صورت نمیگیردبعد ها با نجیبه خانم مادر  فرزندانش ازدواج نموده تا جایی که وجی تفکر مبارزه طلبی داشته، بارها به زندان افتاده در حين حبس نجیبه خاتون را ازدست میدهد. دوران باز نشستگی با عزیزه خانم خواهر دکتر محمد حسین سروری یکی از خویشان خود ازدواج نمود آخری عمری به انزلی برگشت. دوجلد از آثارش در حال حیات خودش به نام (وجی نین غزللری) و(ساحیل گورسنیر) چاپ نمود. جایگاه وجی در شعر کلاسیک آذربایجان از مرتبه بالایی برخوردار است . چرا که ادامه دهنده‌ي راه بزرگان شعر آذری بود. آن چه میتوان به کارنامه هنری وجی اضافه نمود،آنکه زبان شعری رادر غزل به زبان عامه‌ي مردم نزدیک ترنمودند. استاد  سرانجام در سن 76 سالگی در خردادماه 1387با غزلهای نا نوشته ي خود، بدون خدا حافظی چشم از جهان فرو بست ودر گورستان انزلی در قطعه‌ي هنر مندان بخاک سپرده شد. هر سال از 17الی21 خردادماه دوستدارانش برسر مزارش حاضرشده وغزل خوانی و عطر افشانی میكنند.
 
 
غزل
 
ایاقیم یولدا گوزوم دالدا اورک سر گردان
آپاریر حادثه موجی منی غلطان غلطان
بیلمیرم نابلدم یا یولوم آزقین یولدور
هاردایام ایندی گئدیردیم هاراگلدیم هاردان
خورجونوم بوش دیلیم الکن سفریم نا معلوم
بیری یوخدور کی قوتارسین منی بو اوهامدان
گونلوم ایستیر قوشولام کاهدا ایتن قافیلیه
قورخورام آلادابیردن یاری یولدا شیطان
گون گون اورتا چیخان اولدوزلاری گویده سانیرام
هر بیری آیدان ایشیق شمس منیردن تابان
سور یوخومدورولی هفت سین بساطین جورله میشم
سمنی سیرکه سماق سینی سمن سکه سنان
مجبورام شمعه کی میزدن گوتورم نیزه قویام
اجنبی گلسه دفاع ائیلیم ایمانیمدان
(وجی )چرشنبه ده گئشدی ینی بایرام دا گلیر
بایرام اولسون گله جک گونله روز هر گون هر آن
 
غزل
 
نه ائیله دیم سنه ای گول ندن مضیقه ده سن
مگر بو دالغالی دریاده تک سفینه ده سن
او گون کی بوش الینن باشلادیم سن هاردایدین 
یقین جوابی تاپارسان عدالت ایشله ده سن
دارالتمیشام یرووی آمایولچیام گئدیرم
روا دئیر کی ساعاتدا جانیمی تیتره ده سن
بو ائوکی وار اوزوم کرپیچین دوتوب قوردوم
منه وفا ایله میرسن نه جور گرک گئده سن
آتام اولنده فقط غیرتین منه وئردی
آدیندا بیلمه دوز افسوس نمونه اورگده سن
حیف کی عنعنه لرقالدی ماشین آلتیندا
بودورکی گونده گرک یوز نفرمی اینجی ده سن
زمانه مظلومی یخماق زوالین اورگتدی
حریفی گوجلی گورنده قیلینجی گیزلده سن
(وجی) گئت آیری خیاواندا مشتری آختار
سه راه مسگری لری ده چکیرسن عربده سن
 
غزل
 
منیم احوالیمی ای آشنا ترک وطن بیلمز
وفالی عندلیب آغلار غمین زاغ و زغن بیلمز
دانشما ای دل رسوا گونول اسرارین اغیاره
دولان صراف قابل تاپ دغل سوز گزدیرن بیلمز
لیاقت خلعتی وئردی عدالت گوسترن حاکیم
بهاسین میر لشکر دن سوروش خلعت تیکن بیلمز
باغون آباد اولسون باغبان شیریندی محصولی
تامارزی لذتین بیلدی ولی راحت یین بیلمز
خرابات صداقتده قلندر قیبله آختارماز
ریایی زهدونه باخمابو اسراری سمن بیلمز
سلیمان منتظردور قوم بلقیسه خبر وئرسین
قارانقوش بلکه تاپسین مقصدی مرغ چمن بیلمز
اوره گیم تیغ چکیر گاهدا ویریر بنیانیما آتش
(وجی)شب زنده دار آختار بو دردی گون سورن بیلمز 
 
 
 
 
 
 
2
 

 
 
 
نام ---یوسف حسین زاده  کفاش مقدم    
نام شعری --- یوسف
 
یوسف در سال 1321 خورشیدی در انزلی به دنیا آمد  در نوجوانی پدر را از دست داد ضمن فعالیت در جهت کسب معاش از درس و مدرسه باز ماند تا در سربازی اندک سوادی در حدّ خواندن ونوشتن یاد گرفت. بعداز اتمام سربازی ازدواج نموده ، مخارج عایله‌ي پدری را هم به عهده گرفت. یوسف با داشتن صدای خوب، اوایل در جمع دوستان حلاوت نغعه‌ي خود را عرضه می داشت  و به تاثیر از خوانندگان آذربایجان( باکو)، غزلیات (فضولی) (سید عظیم شیروانی) علی آقا(واحد) را زمزمه می کرد. همین شناخت اندک در موسیقی بود كه به محافل هنری راه پیدا کرد. کم کم شروع به سرودن شعر نمود.
یوسف در سه زبان ترکی، فارسی وگیلکی تبحر شعری داشت. ذوق سر شارش دوستان و آشنایان یوسف را به خودش جلب کرده بود. از هر انزلچی كه سراغ شعر و هنر را می گرفتید، بلا تاخیر نشان کافه‌ي آرام یوسف را می دادند. چای پز خانه ای را که در روبروی سینما گلسرخ انزلی باز کرده بود، محل تجمع شعرا و ادبا تبدیل شده بود. قلب استاد حسین زاده بسیار رئوف و حساس بود. با دوستان خود در عالم شعر و شاعری  داستان ها داشت. شعر را خوب می شناخت. شیرینی شعر تر کی اش حلاوت خاص خود را داشت. تضمینی را که  به غزل « بهجت آباد خاطره سی » استاد شهریار نوشته اند، در جای خود یک شاهکار هنری محسوب می شود. نهایتاً شاعر دلسوخته در فصل خزان1381 برگ بار بودن را به دیار نا كجایی باقی بست و نزدیک در ورودی از طرف چهار راه معروف به آخر خط گورستان انزلی سمت چپ بطرف مسجد  گلزار شهدا به خاک سپرده شد.
بعد از وفات استاد یوسف حسین زاده، آثارش توسط بهبود مرادی خلاصه شرح حال وتعدادی اندکی اشعارش با همکاری اداره‌ي فرهنگ وارشاداسلامی در اولین سال مرگش در سال1382 چاپ و در بین حاضرین شرکت كننده در مجلس پخش گردید. دوّمین کتابش بنام گزیده‌ي اشعار یوسف در سال 1384 چاپ دوم در سال 1390 در 152 منتشر گردید.
 
غزل
 
ایستیرم یوز جانیم اولسون سنه قربان قاراباغ
نئیلییم اورتادا واردیر ینه هجران قاراباغ
سنون الفاظینیلن سوت منه وئرمیشدی آنام
سن منه بیر آنا سان منده نگهبان قاراباغ
بیر مثل وارکی یامان گون عوموری تز قوتارار
نیگران اولما بویوکدور غنی سبحان قاراباغ
کومگیز خاطره لرده هله وار جان جگریم
ائله دیز *زلزله ده بیر بئله احسان قارا باغ
هاممیز باهم اولاق ظولمی کوکوندن قازاریق
یر اوزونده مگر آز واردی مسلمان قاراباغ
گله جک گونلرینه یاخچی حیات آرزیلیرام
تاپاجاقسان گله جکده ینی دوران قاراباغ
چاتار امدادینه قاراداشلاریمیز صبر ائله سن
بیردادا واردی بیزیم آذر بایجان قاراباغ
من او شاعر دئییرم دردینه لایق سوز آچام
اکتفا ائیله میشم بیر نچه عنوان قاراباغ
(یوسفین) گر چه بضاعت ده چاتیشمیر اومیدی
قوری بیر جان وار الینده سنه قوربان قاراباغ
*رودبار زلزله سینه اشاره دیرکی قوزی آذاربایجاندایاردیم ائله میشدی
*بو شعر شاعرین سالیغیندا اوتایداکیریل الفباسیندا چاپ اولموشدی
 
 
 
 
غزل
 
آنایوردوم وطنیم انزلی دیر
توپراغی جان و تنیم انزلی دیر
یارادان منده گوزل الهامی
شیرین اولسا سخنیم انزلی دیر
بولودی صبح یاغیشی یاشیل دنیزی
اونا اخشار چمنیم انزلی دیر
دئمرم گول اونا عمری آز اولار
بلکه لعل یمنیم انزلی دیر
قیشینا گرچه حیاتیم چکیلیب
ینه ده یاسمنیم انزلی دیر
دئمه ییز آیری ولایتدی منه
 تورکم اما وطنیم انزلی دیر
وئرمرم تورپاغینی یوز ارمه
گرچه بیت الحزنیم انزلی دیر
یوسفم گوزلییر اولمکده منی
تا بیلیسن کفنیم انزلی دیر
 
غزل
 
ای گوزل سن سیز جهاندا جان نه لازیم دیر منه
من کی دردین سئومیشم درمان نه لازیم دیر منه
سانکی تیر غمزه وی جاندان خریدار اولموشام
قانیمی توکسون اگر افغان نه لازیم دیر منه
ای بویون قربانی گل قورتار بو محنتدن منی
سن سیز ای روح روان سامان نه لازیم دیز منه
من کی روحوم اوز قویوب بتخانه لر سمتین گزیر
قوی دئسینلر کافرم برهان نه لازیم دیر منه
وئرمیشم عقل درایت آلمیشام دیوانه لیک
پند واعظ نئیلرم ایمان نه لازیم دیر منه
حجتیم آشفته لیک ویرانه لر دور مسکنیم
گر ملامت اهلییم دیوان نه لازیم دیر منه
باش قویوم من هانسی تورپاق اوسده ممکون اولماسین
قیبله م اولسایدین رخ جانان نه لازیم دیر منه
فایدا وئرمز (یوسفا) ظاهرده انسان اولماقون
باطنین آخدارمییان انسان نه لازیم دیر منه
 
3

 
 
 
 
 
نام---جمشید تقوی سوره برق  
نام شعری --- تقوی
 
در سال 1316در روستای سوره برق کیوی خلخال متولد شده و دوران کودکی و نوجوانی را در آغوش خانواده‌ي مذهبی خود و تحت تعلیم پدرخود که مدرس قران بود، سپری کرد. در اوایل جوانی با مفاهیم قرانی آشنا شد. از دوران قبل از انقلاب 1357به شهرستان رشت مهاجرت نموده  به شغل آزاد در بازار روی آورد. بعداز چهل سال سکونت در این شهر هم اکنون کم و بیش دراین شغل فعالیت دارند تا جایی که آقای جمشید تقوی اهل مطالعه بود با دواوین شعرای بزرگ همچون حافظ و سعدی انس پیدا کرده بود. در مواقعی از روی تفنن شعری گفته و در بعضی از جراید به چاپ می رساند. در واقع تقوی از شاعران کم گوی وگزیده گوي محسوب می شوند. در شعرترکی متاثر از علی آقا واحد و در شعر فارسی خود شکر شکن هستند تا به حال آثاری ازایشان چاپ نشده است در ضمن با داشتن كهولت سن عضو فعال انجمن ادبی شاعران آذری زبان استان گیلان بوده  به عنوان پیر بزرگ مجلس رئیس انجمن شعر ادب استاد شهریار (اینجه باخیش) محسوب می شوند.
 
 
غزل
یاریم منه ظلم ائیلمه دنیا بئله قالماز
هیچ کیم قوناغین غیضیله جانا یولا سالماز
گیرم که قوناقون دئیرم رهگذرم من
بیر ذره منه لطف ائله سون لطفون آزالماز
انصاف ائله دلبر سنی تاری توت الیم نن
رحم ائیله عزیزیم بو گوزلیک سنه قالماز
دنیاده وفا یوخدی توجه قیل عزیزیم
بیریاخشی یامان قالسا قالار آیریسی قالماز
فعلا گوله بنزرسن آخیردا سولاجاق سان
فکر ائت سوزومه حاق سوزی هیچ کیم یره سالماز
باغیم چمنیم بلبل شیدایه نظر قیل
اغیاره وفا قیلما آدام وئردیگین آلماز
من خسته‌ي عشقم گوزلیم سنده طبیبیم
لطف ایله علاج ائت منه دنیا بئله قالماز
مایل ائده سن گوشه چشمون منه ساری
غونچام آچیلارگوللریم عالمده سارالماز
یاندیرما فراقوندا منی رحم ائله جانا
آق اولدی توکوم سینه ده افسوس قارالماز
چوخداندی دولانام سر كویوندا تانیرسان
آدیم (تقوی) چوخدی علاقه م هیچ آزالماز
 
رباعی
 
فلک باما چه بی رحمانه تا کرد
گرفت از ما توان پیری عطا کرد
 گرفته دست ما چرخاند چرخاند
سپس در وادی غم ها رها کرد
 
***
از نغمه عاشقی بسی دلشادم
از قید و تعلق جهان آزادم
باکم نبود زسیل ویرانگر دهر
چون پایه‌ي خانه بر صفا بنهادم
 
***
شب تا به سحراز غم هجر تو بسوزم
شد تیره تر از شام سیه جمله روزم
از ترس به هم بر  ننهم پلک به یکدم
در راه تو وآمدنت دیده بدوزم
 
***
خواهم که مرا به مهر خود بنوازی
دلخوش بکنی به نغمه ای آوازی
خواهم به ابد به سینه ات جا گیرم
چون سرّ مگوی جاودان چون رازی
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

4
 
 
 
نام--- میهن ذوالفقاریان   
نام شعری--- میهن
 
در سال 1334 در خلخال متولد شد در دامن مادری مهربان و پدري فداکار بزرگ شد چنانکه در خاطرات خود می گوید :
     نیمه اسفند سال سی و چار         چشم  بگشودم  به دنیای بهار
    مهر مادرشد نسیم جان من          هم صداقت در پدر ایمان من
دوره‌ي ابتدایی و دبیرستان را در خلخال گذراند. در سال 1352 وارد دانشسرای مقدماتی تبریز شد در آنجا بودکه با اساتیدی هم چون دکتر سعید قارا بي لی و آقای دکتر مسگر نژاد آشنا شد تا جایی که این عزیزان از بزرگان ادبیات بودند بانو میهن از حضور اساتید نهایت بهره را می برند.
پس از اتمام تحصیلات در دانشسرا وارد اداره‌ي آموزش پرورش شد و در حین خدمت به شهرستان انزلی منتقل می گردند. بعداز سی سال خدمت در کار تعلیم تربیت نهایتا در سال 1382 باز نشست شد. خستگی سی کار را با نوشتن شعر به حافظه تاریخ می سپارند  تا بحال آثار خود را منتشر نکرده اند، امیدواریم در آینده‌ي نزدیک شاهد چاپ سروده های این شاعره‌ي خوش قریحه باشیم.
خانم ذوالفقاریان افتخارحضور در محضر استاد شهریار را داشته اند. ايشان  در دو زبان فارسی و ترکی شعر می نویسند. اما شیرینی شعر ترکی اش مزه‌ي خاصی داشته گاه بی گاه اشعارش در مجلات استان چاپ می گردد. ایشان مدتی جزء هئیت رئیسه‌ي انجمن بانوان اهل قلم پروین انزلی بوده ، هم چنین  عضو انجمن ادبی شاعران آذری زبان  استاد شهریارگیلان(اینجه باخیش) هستند هر از گاهی در جلسات انجمن شیداي انزلی هم شرکت می كنند.
 
 
 
 
غزل
 
دوداقین خالینا ای یار گرفتار اولدوم
گوردوم ایمانووی هم علم وی بیدار اولدوم
تا کی بطلان یولونا گئتمییم آخر هرگز
عاشق اولدوم یولووا من سنه دلدار اولدوم
باده نوش قدح فضلونم ای پیر خرد
او اوجا طبعوده جانلا خریدار اولدوم
گون کیمی روشن ائدیب سن کی بوتون دنیانی
آتش عشقووه من یار وفادار اولدوم
سن سن عزت یارادان طالب علم هنره
کی سنین همتووه عاشق دادار اولدوم
انتخاب ائیله میشم عشق محبت یولونی
عاشق مهر علی حیدر کرار اولدوم
(میهن) نین شعری اولوب شانووه هذیان دئملی
یاعلی ایله مدد بیرجه سنه یار اولدوم
 
غزل
 
حافظ کیمی شاعر مه کیوان اولا بیلمز
هم پیر خرد شاه سخندان اولا بیلمز
سلطان غزلدی غزلی شهره آفاق
هم عارف و هم عابد رندان اولا بیلمز
پیمانه سی مست ائتدی بوتون کلّ جهانی
حافظ کیمی مست مِی مستان اولا بیلمز
شبنم اوتوروب لاله و ریحان غزلینده
گولزار جهاندا بئله ریحان اولا بیلمز
حافظ نه گوزل سویله میسن عشق جنونی
هر عشقی سئون لیلی دوران اولا بیلمز
چکدی باشینا تشنه لبان جام شرابی
هر جرعه ایچن عاشق پیمان اولا بیلمز
حافظ غم عشقونده اولوب سوز نیستان
هر ناله‌ي جانسوز نیستان اولا بیلمز
حافظ دی یانیر عشق اوتونا مثل سمندر
هر عشقه یانان دلبر جانان اولا بیلمز
(میهن) نقدر سویلیسن جاه مقامین
عاجیزدی دیلین بیله غزلخوان اولا بیلمز
 
غزل
 
پروین سوزی گوی وسمه کیمین بوستانا بنزر
او دادلی رطب سوزلری نخلستانا بنزر
هر تیکه کلامی ادب و گول چیچک اولدی
گلزار ارم ده نجه گور ریحانا بنزر
هر ذره سوزی اولدی یاقین در یمانی
شهد سخنی بالدی کلامی شانا بنزر
بس مبحث تحقیقی یازیب دفتره گویچک
هم مسلک اولوبدور جانیما دای جانا بنزر
جیران کیمی دیر باغ گولوستان هنرده
مشتاقینی صید ائتمه گیچین جیرانا بنزر
هم حکمتی وارسوزلری نین شهدی شکر تک
او حق و حقیقتلی سوزی قرانا بنزر
(میهن) نقدر سولیسن قیمتین آزدیر
عاجیزدی سوزون علم و هنرده کانا بنزر
 
 
 
 
 
 
 
 
5
 
 
 
 

 
 
 
 
نام –جوادمعراجی لرد
نام شعری--- فایق    
 
استاد فایق در بهمن 1335در روستای لرد شاهرود خلخال متولد شد. بعد از گذراندن تحصیلات در رشته‌ي علوم طبیعی، وارد آموزش پرورش شده و در حين خدمت  موفق به اخذ دوره‌ي کارشناسی زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه تبریز و دوره‌ي کارشناسي ارشد در همان رشته  در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرکزی تهران شد.
 مدتی مدرس دانشگاه های آزاد و پیام نور خلخال بوده است. همچنین   سه سال ریاست اداره‌ي آموزش پرورش شهرستان كوثر( کيوي ) را بعهده داشته و در سال 1381 به استان گیلان منتقل تا در نهایت بازنشست شده  ساکن رشت می باشند. استاد  فایق خلخالی شعر و شاعری را به صورت جدی از سال 1370 آغاز نموده و فعالیت چشمگیری در این زمینه داشته است.
ایشان علاوه بر شعر پژوهش وتحقیق در موضوعات مختلف ادبی به ویژه در باره‌ي گویش تاتی فعالیت داشته و از آثار منتشر شده‌ي ایشان می توان کتاب ارزشمند (فرهنگ موضوعی تاتی به فارسی)  و دفتر شعر (در کوچه باغ آرزو)اشاره نمود. آثار در حال چاپ از فایق شامل (گنجینه ای از حکمت تات) و دفتر شعر( نجوای تاتی) را که مجموعه ای از دوبیتی های او به گویش تاتی است، نام برد. استاد فایق در حال حاضر جز هیئت رئیسه‌ي  انجمن ادبی استاد شهریارِ(اینجه باخیش) شاعران آذری زبان استان گیلان بوده و حضورش در انجمن جز افتخارات اعضاء و شاعران جوان می باشد. 
 
غزل
ماه رویت گشته پنهان در پس گیسوی تو
زان سبب گم کرده ام راه و نشان کوی تو
پرده بر گیر ای دلارام از رخ خود تا كنم
جان فدای آن لب و خال و خط وگیسوی تو
آرزو دارم که بینم قبله گاه عشق را
تا بجا آرم نماز شکر بر  ابروی تو
غمزه ها و عشوه هایت می خرم با نقد دل
مایه‌اي جز دل ندارم در قبال روی تو
گر به بازار نکو رویان خرامی ای صنم
فتنه بر پا می شود زان قامت نیکوی تو
جان خود سازم بلاگردان جانت ماهرو
گر بیاید گو بیاید صد بلا از سوی تو
تا دهم گوشم به دستت از پی فرمانبری
حلقه ای خواهم ز تار زلف عنبر بوی تو
کاسه‌ي چشمت پراز مِي کن بنوشان جرعه ای
بر گدای جرعه نوش قانع رهپوی تو
دست (فایق) کوته از دامان و سر بر آستان
تا که شاید سر نهد یک لحظه بر زانوی تو
غزل
 
بی حضورت نبود بار و برم باور کن
بی تو خواهم که نباشد اثرم باور کن
شوق دیدار تو ای مونس جان زد شرری
گاه بی گاه بر این بال پرم باور کن
اشک سرخم دهد از راز درونم خبری
باورت نیست نگر چشم ترم باور كن
غير دل دادن و در عشق تو مبهوت شدن 
حاصلي نيست در این رهگذرم باور کن
از شعف جامه زنم چاک چوگل در قدمت
گر نمایی به عنایت نظرم باور کن
نا امیدم مکن از درگه خود رحم نما
سالها در پی تو دربدرم باور کن
با سراپای وجودم شده ام خاک رهت
(فایقم) عاشق بی پا و سرم باور کن
 
 
غزل
 
روز و شب در طلبت واله و شیدا شده ام
در هوای لب تو غرق تمنا شده ام
مدتی هست که با دیدن آن سرو روان
کشته و مرده‌ي آن قامت رعنا شده ام
گل حسنت به سحر گاه دمی جلوه نمود
فارغ از هوش و خرد محو تماشا شده ام
دل و دینم بربودی تو به یک گوشه‌ي چشم
بی خود ازخود من از آن نرگس شهلا شده ام
بس نشاط و طرب وعیش به من روی نمود
از شعف سرخ تر از لاله‌ي حمرا شده ام
هرگز از دل نرود خاطره‌ي روی نگار
که تاثیر رخش گوهر یکتا شده ام
ساقی از جام محبت به چشان بار دگر
(فایقم)خیره یآنساغر صهبا شده ام
 
6
 

 
 
 
                          
نام ---باقرنقوی خلخالی    
نام---شعری ---باقر
 
استاد باقر نقوی در سال 1327 درسنجبد خلخال تولد یافت تا دوران ششم ابتدایی درس خواند تاجایی که در خانواده مذهبی رشد و نمو یافته بود متاثر از فضای معنوی و مذهبی خانواده، شخص متدین و پای بند به اصول دینی شده و به فرایض شرعی خود اهمیت می داد تا اینکه رفته رفته به مطالعه‌ي آزاد روی آورده و اندوخته های خود را روز به روز بیشتر کرد. در امتداد همین مطالعات بود که با دواوین شعرا از جمله شعر آیینی مراثی آشنا شد تا این که قریحه‌ي شعر از درون  آقای نقوی به غلیان در آمد. در همان اوایل به سبب مشکلات عدیده اي که حاکمان ستم شاهی در منقطه‌ي آذر بایجان بوجود آورده بودند تن به مهاجرت داد و ناچاراً در شهرستان رشت ساکن شد و به شغل آزاد روی آورد. استاد نقوی در شعر مراثی سبک خود را داشته در بین شاعران مطرح مرثیه سرا، جای خود را داشته از احترام و عزت بیشتری بر خوردار هستند. از ميان شاعران مراثی سرا تا جایی که ارتباط نزدیکی با توده‌ي مردم دارند، زودتر معروفیت پیدا کرده و از مقبولیت اجتماعی برخوردار می گردند.
نقوی در حال حاضر بازنشست از کار و تلاش، هم چنان ساکن رشت با شعر و سرودن سر وکار دارد. در عین حال عضو انجمن ادبی شاعران آذری گیلان درانجمن استاد شهریار(اینجه باخیش) به عنوان بزرگ مجلس حضور دارند. آثار چاپ شده‌ي ايشان عبارتند از : (آرزوی نقوی) (آبروی نقوی) (باقیات صالحات) . یقیناً سروده های چاپ نشده ای هم دارند.
 
غزل
 
قاشلارین طاقینه محراب دئمیشم چوخ یاراشار
گوزلرون گوهرینه ناب دئمیشم چوخ یاراشار
لبلرون غنچه گوله دیشلروی آق صدفه
اوخشادیب حسنووه مهتاب دئمیشم چوخ یاراشار
نقدر عومروم اولا نظمه چکم حسنووی من
زلفووین تارینه مین باب دئمیشم چوخ یاراشار
دئسم اوخ کیپریگیوه حیفیدی اوخ قانه باتار
دئمرم اوخ گئنه  میضراب دئمیشم چوخ یاراشار
آرزو ائیلییرم بیر اولا چرشنبه سوری
 باغلا تز شالیما جوراب دئمیشم چوخ یاراشار
منه گوز آلتی باخیب قاش گوزولن دیندیریسن
اوندا لعل لبووه ناب دئمیشم چوخ یاراشار
ولی بی مهرسن ای شوخ گوزل(باقر)ووه
سنه من قاتل الاحباب دئمیشم چوخ یاراشار
 
غزل
 
ایللر بویی درس آلمیشام من مکتب پروانه دن
یانسام اگر پروانه تک آیا ائدم پروا نه دن
عاشق فقط پروانه دی شمعین دوزر هر نارینه
اوندان صورا یوخ حاجتی نه آبی دن نه دانه دن
دوز عاشقم پروانه تک گیزلتمرم دوز عشقیمی
آینا کیمین صافم اودورگلمز خوشوم هر شانه دن
شانه سخن چیندی گزر باشین دالیندا موبمو
هر عیبی گورسه فاش ائدراغیاره صاحب خانه دن
آیینه نین بیر حسنی وار هر نه گوروبدی دوز دییر
باک ائیلمز سیندیرسالار نه یادیدن بیگانه دن
مجنون نیا مجنون اولوب مبهم سوالیدی منه
آیا نه فرقی واریدی دیوانه نین دیوانه دن
اوز داستانیم  بیر گئجه وئردی سوالیما جاواب
آختارما هر گز علتین اسفاریدن افسانه دن
دوز عاشیقدی قیس چون آلدی بهاسین عشقی نین
قالدی همیشه اوج دا او شهرت شاهانه دن
فرهادین آلدیم تیشه سینیاردیم اورگ ویرانه سین
عشق آدلی گوهر تاپمیشام من بو دل ویرانه دن
من کی مریض عشقیدیم درمان گزیردیم دردیمه
آلدیم خبر درمانیمی هر دکتر فرزانه دن
نسخهیازیب گوندردیلرآخر منی میخانیه
دردیم دواسی کشف اولور گور هانسی داروخانه دن
بیر ساقی آزاده دن آلدیم شراب معرفت
میخانیه وئردیم صفا بیر نعره‌ي مستانه دن
هر چه (نقوی) پیر اولور مست مِی تطهیر اولور
گئتمز اولونجه نشئه سی هر گز سر پیرانه دن
غزل
نشئه عشق هوسم ای رفیق
نیست ولی هم جلسم ای رفیق
بلبل شیدای دلم پر کشید
مانده تهی این قفسم ای رفیق
یک قدم از قافله پس مانده ام
بانگ نزد یک جرسم ای رفیق
خسته و وامانده  منم در کویر
لنگد و پای فرسم ای رفیق
دست تهی توشه کم و ره دراز
ترسم و جایی نرسم ای رفیق
داد رسم نیست به دادم رسد
نیست کمک هیچکسم ای رفیق
سیل سرشگم نداد مهلتی
غرقه‌ي رود ارسم ای رفیق
زنده ام اکنون نکند یاد من
کس نپراند مگسم ای رفیق
مرده پرستی به چه کار آیدم
گریه چه لازم ز پسم ای رفیق
یادی کنییاد بکن زنده ام
گرچه به راه تو خسم ای رفیق
پس (نقوی) از چه به ترسد زمرگ
کاش بودی هم نفسم ای رفیق
 
 
 
7
 

 
 
 
 
نام---صاحبعلی طلوعی
نام شعری---طلوعی
 
در سال 1338 در یکی از روستاهای اردبیل متولد شد دوران ابتدایی تحصیل را  در اردبیل سپری نموده بنا به مشكلاتی از ادامه‌ي تحصیل باز  ماند  از اوایل نوجوانی با شعر مراثی ارتباط بر قرار کرده در بعضی محافل مذهبی مداحی نمودند همین علاقه باعث شد با دواوین شعرا آشنایی پیداکند  رفته رفته ذوق خود را به محک کشیده هر از گاهی شعر می گفتند.
آقای طلوعی مدت زیادی است در رشت ساکن بوده یکی از محترمین  محسوب می گردند فعلاً یکی از اعضای فعال انجمن ادبی شاعران آذری زبان استاد شهریار( اینجه باخیش) گیلان هستند. آثاری تا بحال از ایشان منتشر نشده است يك قطعه شعر از ایشان در اين مجموعه بسنده می كنیم.
 
غزل
گئچدی آیلار دولانیب نیمه شعبان گلدی
مژده وئر شیعه لره ماه درخشان گلدی
 
پای لیین نقل نبات سو سپین کوچه لره
بزیین شهری میزی خسرو خوبان گلدی
 
خیر مقدم دییرم من آقامین گلمه گینه
گوز آچیب عالمه بیر سئوملی انسان گلدی
 
هدفی عشقی گوزل صورت زیباسی گوزل
فاطمه یوسفیدی لب لری خندان گلد ی
 
احسن احسن دییرم سرو کیمین قامتینه
یارادیبدیر نه گوزل حامی قرآن گلدی
 
 پرده‌ي ظلمتی گلدی گوتوره تز آرادان
پرچم نصر و من الله  هه نگهبان گلدی
بو گئجه گویده ملک لرهامسی شادلیق ائدیر
اصغرین قانین آلان حرمله دن جان گلدی
جشن میلادیوی هر ایل یازام دفتریمه
یاز (طلوعی)دییرم دردووه درمان گلدی
 
 
 
 
 
 
 
 

8
 
 
نام--- سید نجم الدین دانیالی    
نام شعری--- دانیال
 
سید نجم الدین دانیالی
در سال1337 در روستای خوجین  شهرستان خلخال به دنیا آمد .
تحصیلات خود را تا مدرک لیسانس  ریاضی در محل زادگاه و شهرهای اردبیل و تبریز و رشت ادامه دادایشان در زمان تحصیل دوره ي کاردانی در شهرتبریز به پایان رسانددر سال 1357 به استخدام آموزش و پرورش در آمده و در شهرستان خلخال با عنوان دبیر ریاضی مشغول خدمت به آینده سازان جامعه گردیدند. همچنین در کنار معلمی با یاری جستن از دوستان ،  انجمنی فرهنگی را بنیان نهاده  همراه این انجمن در امر نویسندگی و کارگردانی چندین نمایشنامه فعالیّت نمودند .
   در سال 1368 به شهرستان رشت منتقل شده و ضمن ادامه ی تحصیل در مدارس استان مشغول خدمت گردیدند و در سال 1386 از آموزش و پرورش بازنشست شد  و در امر شعر و شاعری همگام  با دوستان شاعرآذری زبان انجمنی را به نام انجمن شعر و ادب استادشهریار گیلان پایه گذاری کرده و در این انجمن به عنوان دبیر، کارهای اجرایی فعالیت دارند
 
     
 صهیونیسلر 85 اینجی ایلده «قانادا» اوشاقلاری بمباران ائیلردیــلر ، اوشاقلاردان اوتری
            (درین دَهـَنز)
1-   
اولکه داغی  سن مهرووی   بؤللو سان
قاصدووی  سن دریایایؤللو سان
    سن ظالمی چای سه سیــنن هویللوسان
                                    اوره گون نن قؤرخورام من پارددیـا
                                    پس قوی دئییـــم کؤزلرینـــنن دریایا
 
2-   
درین دهــَنز قولاخلارون آچ گینان
گونش تکین سن مهرووی ساچ گینان
    سؤزی ائشــید سن درماناقاچ گینان
                                             آهای نجور یاتابیلیب سن اویان
                                    آغلارائلـــین سن دردینه گل بؤیان
 
3-   
 
گؤی یئرلری ظالم بمبا باغلایر
یارا ویریرداغلی لاری داغلایر
    ائو ییخیلراوشاقلارداآغلایر
                                        اوره کلرین غملرینی گوره یون
                                   ظالملرین لشلرینی  سوره یون
 
4-
بمبی سالیرلارچادیرلارین باشینا
زَهـَـر توکورچؤره گینه آشینا
انسان قــیریرختمی یازیریاشینا
                                   دؤوش ویریش انسانلیقا یاراشماز
                                   وحشی اولماغ دوشونوننه داراشماز
 
5-   
مرداد آیی «قانا» باتدی قان قانا
اوشاقلاری قیرقین اولدی جان جانا
چاغیردیلارآتا آتاجان آنا
                                      آتــا آنــاایلان   ویرمیش  قارالار
                                      بالا ســیچیـن داش کسسگی آرالار
 
    
 
 
 
9
 
 

 
 
 
نام--- داریوش نوری
نام شعری--- نوری    
 
در سال 1337خورشیدی در بخش سنجبد خلخال متولد شد. بعد از اتمام دبستان ابتدایی اجباراً درس و مشق را رها نموده وارد بازار شد در اوایل انقلاب 1357 به شهرستان رشت مهاجرت نموده حالیه در این شهر سکونت داردتاآنجایی که آقای داریوش نوری در خانواده مذهبی رشد و نما یافته بود تا اندازه ای با مفاهیم قرانی آشنایی پیدا کرده بود همین امر باعث شد به دواوین شعرا دسترسی داشته باشد مدت 20 سال است هر از گاهی شعر سروده در دفتر دل نوشته هایش ثبت می كند. نوری عموماً شاعر اهل بیت بوده مجموعه ای از سروده های مراثی خود را آماده‌ي چاپ دارند در ضمن عضو انجمن ادبی شاعران آذری زبان استاد شهریار( اینجه باخیش) گیلان می باشند.
 
(تک سوار)
 
کی اذن یزدان می رسد
حامی مستان می رسد
ای رهنما ای تک سوار
ای یوسف والا تبار
مشتاقم هر لیل نهار
                 فرمان زجانان می رسد
اندر میان سینه ها
بخل عناد کینه ها
بشکسته کبر آیینه ها
                 سلطان خوبان می رسد
ای رهبر آزادگان
هر روز و شب ای عاشقان
سوزد فراقت بی امان
               هجران به پایان میرسد
ای حامی مستضعفان
ای مهدی صاحب زمان
ای عدل گستر در جهان
                 بازوی ایمان می رسد
سردار خوبان در رهی
در راه دین جان می دهی
پا چشم  ما کی می نهی
                 امکان هر آن می رسد
پرگشته عالم از ستم
درماند گی با رنج و غم
گمراهم اندر پیچ و خم
                  از بهر ایمان می رسد
ای نور چشم شیعیان
بشکسته جام صبر ما
در انتظارم هر زمان
                 کی میر دوران می رسد
ره توشه کن ره توشه کن
در کار خود اندیشه کن
بی وقفه تقوا پیشه کن
                  فرز ند قران می رسد
روشن کند این دیده را
شادی دهد غم دیده را
برهم زند هر ایده را
 ساقی مستان می رسد
 
غزل
گئجمیش گئجه گویا منه بخت ائیله دی یاری
دوردوم یوخودان خلوت ائدم بیر گئجه یاری
گئتدیم قورام عشقین قورولان بزم بساطین
بو نحوایله ارضا ائلییم کونلمی باری
قالدیم او سایاق من ینه یارین گذرینده
جذبه ائیلدی عشقیم منی معشوقونا ساری
قویدوم اوزومو نازلی یارین خاک درینده
یالواردیم اوقدر راضی سالام بلکه او یاری
چوخ شوق ایله تاکید ائله دیم یاره تمنا
ائتدیم اوقدر گوزیاشی رخساریما جاری
گوردوم ینه گیزلتدی گوزل حسنی جمالین
چیرپیردی اورک گورمه گه تز نازلی نگاری
غرق اولدوم اودم عالم عشقین جذبیندن
مست ائیله دی مستانه گئچیردیم شب تاری
قورخور یتیشه پیک اجل گورمیه (نوری)
واقفدی که بیر جمعه ده دی قول وقراری
 
 
 
 
 
 

10
 
 
نام--- غلامحسین ابراهیمی پرگو    
نام شعری---یالنیز
 
در سال 1340خورشیدی در روستای پرگو خلخال (کیوی) تولد یافت بعد از اتمام تحصیلات  با مدرک دیپلم وارد کار در بخشداری سنجبد خلخال شد بعد از مدتی به شهرستان انزلی مهاجرت نموده مدیریت شهرک دهکده ساحلی را به عهده گرفت بعد از مدتی بنا به دلایلی از کاراداری دولتی کناره گرفته و به شغل آزاد روی آورد. آقای ابراهیمی شعر را از سال های 1359آغاز نمود دل نوشته های خود را در جراید منتشر می کرد. یالنیز چینش واژه ها را هم چون آجر طلایی کنار هم چیده شکل خاصی بدان می بخشد. یکی ازحامیان استاد وجه الله رمضانی کیوی  بوده که خدمات ارزنده در حق استاد کرده اند. آقای ابراهیمی در حوزه‌ي هنری در منطقه فعال بوده عضوکانون های ادبی استان اردبیل ،کرج ،گیلان و همچنین باکو هستند. به غیراز شعر و شاعری چندین نمایشنامه به نام های «توروب تاماشی» را با همکاری استاد وجی همچنین نمایشنامه «آیین شایین» را با همکاری بابک طاهری روی صحنه برده است. فعلا عضو انجمن ادبی شاعران آذری زبان گیلان (اینجه باخیش)  استاد شهریار بوده و جزء هئیت رئیسه انجمن شیدا وسرپرست انجمن بانوان اهل قلم پروین انزلی فعالیت دارند آثار چاپ شده منظومه‌ي «گونئی داغی» به زبان ترکی می باشد.
 
غزل
 
سولدی گولزار محبت باغی نین باغبانی
کسدی جلاد اجل عشقیده باش سلطانی
یاندی پروانه کیمی عشق اوتونا عومر بویی
نجه معنا ائلییم من بو آغیر فرمانی
هر آنا قدرینه قربان وئرسن ارزشی وار
کیمسه انکار ائله سه چوخدی اونون نقصانی
منده یازدیم سوزومی گول آنامین باش داشینا
آتمارام وار نقدرجاندا نفس پیمانی
لطف ائله شانلی  آنام من یازیقا خیر و دعا
یازارام بوندان آغیر حاقیوا بیر دیوانی
پارچالانمیش اورگه کیم اولاجاق محرم راز
راحت اولدون منه وئردین بو آغیر عنوانی
گوزومون یاشی دونوب قانه توکولدی اورگه
ویرارام باش گوزومه یوخ آنانین جبرانی
هر کیمین عمری مقدر اولونوب روز ازل
آچماچوخ پرده نی قالسین یازیلان فرمانی
شبهه یوخدی بو سوزه هاممی گرک تابع اولا
مرگ حق است وهمه می رود این مهمانی
قالمادی نوح نبی گئتدی سلیمان وصبا
ایزله سون واردی کتابلاردا اونون داستانی
زار دل خسته یازیب شعرینی (یالنیز) آنایا
یارادان یاخچی بیلیریوخ بو غمین پایانی
*بو شعر آنامین اولومونه یازیلیب
 
غزل
 
معلم شمع دیر نوری چاتار کیهانه پروا سیز
بو سودا ده گرک اولسون فنا پروانه  پروا سیز
کمال عشق و عرفان مکتبی عالمده وار اولموش
اونون اوستون سبب کاری اولوب فرزانه پروا سیز
اگر جنت باغیندا آدمه تعلیم اولونسیدی
تاپاردی معرفت حاشا یمزدی دانه پروا سیز
توکولموش قانلارا دونیاده جهلین حکمی حکم ائتمیش
ادب مولکونده قان اولماز اولار مستانه پروا سیز
اگر قابل ادب سرچشمه سینده جرعه ایچسیدی
دچار اولمازدی نفرینه سبب اول قانه پروا سیز
یاشیل باغلاردا گوم گویده آق آباق صلح معناده
معلیم عشقدیریالنیز چاتار هر یانه پروا سیز
خزانلار ساپ ساری غملی قارانلیق قاپ قارا زیندان
توکن قیب قیرمیزی قانلار صفت نادانه پروا سیز
بو معنا دوپ دوری آیدیندی عالمده اونا سوز یوخ
معلیم روح وئرن جانلار گئدر میدانه پروا سیز
سوزی تپ تازه ناقذ یومیوموشاق بال کیمین شیرین
چیخادار جهل اورکلردن دوزر دورانه پروا سیز
سعادت کیمیاسین آختاران دریاده اوزگونچی
تاپارچون گوهر نابی چاتار عرفانه پروا سیز
رسالت حوکمنی هر کیمسیه وئرمزله زحمت سیز
آلار اونلار کی عشقیلن یتر جانانه پروا سیز
چکر منصوری دار اوسده کمال معرفت (یالنیز)
معلیم اورگه دیب چاتسین باشی یزدانه پروا سیز
 
غزل
 
چوخداندی کوسوب شعر وغزل دفتریمیزدن
عشقین اوتدی سونمز بیلیرم سنگریمیزدن
هریاندا بو بیر عارضه دیریا کی اویوندی
شوم عقرب هله ال گوتومور اختریمیزده
بو كهنه مدارین نجه مین دوره سی واردیر
هر کیم بی قاریج غارت ائدیبدی وریمیزدن
سون قویماغایریوخدی هله دوره سنوندی
زنجیر آسیلیب ایندی آغیر شهپریمیزدن
بیریرده دایانماز بیلیسن چرخین حسابی
خانلار اوتوروب فرمان آلا نوکریمیزدن
قاش گوزدن آشاغی اوتورا تز گوزی یرتار
قان تر توکولر گوز یاشی تک پیکریمیزدن
غیرت دامارین تزریقی یولدان دای آزیبدی
لازیم دی قاتاق ذره اونا جوهریمیزدن
(یالنیز) غزله قاتسون اوزون سوز تامی اولماز
خیره ساری باخ سویلمه آرتیق شریمیزدن
 
(یک قدم آن ورتر )
 
یک قدم آن ورتر
رود طغیان کی رو به هواست
این طرف حس قشنگی به تب خود بینی
در تمنای دلی می سوزد
این یکی آگه و رام
وآن د گر جاهل و دون
وارد صحنه‌ي صفین شده
 نیزه ها بر قران
رنگ تزویر به هر باد
  شبی می رقصد
چاه کوفه به شب زار علی در چاه است
من به اندازه‌ي لبخند شما می گریم
 
 
 
11
 
 

 
 
نام---محرم دهقانی قنبرلی
نام شعری---دهقان    
 
در سال 1347 در دشت مغان حومه شهرستان گرمی روستای قنبرلی متولد شد بعد از اتمام دوران تحصیلات به عنوان معلم به استخدام اداره آموزش و پرورش در آمد بنا به موقعیت شغلی به گیلان منتقل در شهرستان رشت ساکن شد. آقای دهقان با اینکه شعر را دیر شروع کرده است اگر جدیتی نشان بدهد یکی از شاعران موفق خواهدشد چون خمیر مایه در وجودش هست. چندین غزل كه تا بحال نوشته خیلی پسندیده است. حال هوای غزلیات سید عظیم شیروانی واحد را تداعی می کند. من خیلی تلاش کردم دوست عزیزم  آقای دهقان فرصت بیشتری برای مطاله شعر در نظر بگیرد دریغ که از درگیریهای اجتماعی شغلی کم نمی کند حالیه عضوانجمن ادبی شاعران آذری زبان استاد شهریار(اینجه باخیش) گیلان می باشد.
 
غزل
 
ای گوزی شهلا اوزی جیران سنه قربان
ائتمیش منی اوز عشقینه حیران سنه قربان
مستم مئی عشقینله جانیمنان چیخا جانیم
قوچ قربانییوخ بلکه شیرین جان سنه قربان
چوخ حسرتیوی چکمیشیدی غصه لی جانیم
مدرک سوزومه دشت بیابان سنه قربان
من ویرقینیام قاره اولان زلفوه چوخدان
گل ائتمه عزیزیم منی نالان سنه قربان
دیداروی جانا گئنه گونلوم هوس ائیلر
قوی سیر ائلییم باغ گلستان سنه قربان
قویما قدمون تورپاغا قوی گوزلریم اوسده
آزاریتیرر خار مغیلان سنه قربان
چوخ دور گلئیییم گردش دورانیدن ای گول
یازمیش منه چون غصه لی دوران سنه قربان
گل آتما منی غصه دلیر باغریمی جانا
غربتدهیاتان غصه لی (دهقان) سنه قربان
 
غزل
 
ای کان کرم اسوه احسان توت الیمنن
حج فقرا لولو مرجان توت الیمنن
ای گون گونشیم بودل زاره نظر ائیله
احوالیم اولوب زار پریشان توت الیمنن
دریای غمه غوطه ورم ضامن آهو
قویما دولانام گوزلری گریان توت الیمنن
بیمارم آقا اوزگه طبیبه اومودوم یوخ
ای میر اطبا شه خوبان توت الیمنن
چوخدور گوناهیم اما اومیدیم ینه واردیر
ای شمس امامت مه تابان توت الیمنن
چوخدور کرمون ملک سخا باب مرادیم
تفسیر سوور آیه فرقان توت الیمنن
هر کس گله او درگهووه بوش یولا دوشمز
زوارینام ای ضامن جیران توت الیمنن
من سنن آقا بیرجه شباهت واریمیزدیر
منده غریبم شاه غریبان توت الیمنن
 مین دردیله گلمیش قاپیوا غصه لی( دهقان)
ای کان کرم شاه خراسان توت الیمنن
 
غزل
 
مست ائدیر چشم خمارین دل بیماریمی ای گول
روشن ائله  حسنونله شب تاریمی ای گول
داروی شفابخش دیر اول گوشه چشمین
یعنی کی سئویرسن بو دل زاریمی ای گول
قربان گوزووه باخما خمار جانیما آلما
رسوا ائلییر شهره‌ي بازاریمی ای گول
رسوا ائلمه دهرده اوز عشقیووه خاطیر
ثابت ائلرم عشقیمی ایثاریمی ای گول
چین چین تلیوی توکمه گینن ماه رخ اوسده
گیزلتمه گینن ماه رخ یاریمی ای گول
بو حسن جمالین بویوروب عالمی یکسر
حسنون گتیریب  میدانا اغیاریمی ای گول
حسرتده قالیب دیر دل زاریم بو سبب دن
اظهار ائلییه تک سنه اسرارینی ای گول
رسوای جهان ائله دین آخر منی گئتدین
 پوزدون سا باشیمدان اولان افکاریمی ای گول
(دهقان)دیر ازل گونده سنین حوسنونه .یرقین
آلما سن الینن بو گوزل یاریمی ای گول
 
 
 
 
 
 
 
12
 
 

 
 
 
نام --- تقی تقوی سوره برق
نام شعری--- تقی
 
در پانزدهم تیرماه سال 1341 درروستای سوره برق کیوی خلخال متولد شد در همان اوایل به اتفاق خانواده به شهرستان رشت مهاجرت نموده بعد از اتمام تحصیلات در سال 1359 موفق به دریافت دیپلم در رشته‌ي فرهنگ و ادب شد. بعد از اتمام تحصيلات وارد بازار می شد از دوران جوانی سرودن شعر را آغاز نموده و به زبان های ترکی و فارسی خلق آثار می نمایند. سبک شعری تقی عمدتاً غزل مي باشد. درحال جمع آوری آثار خود با نام (سوره برق) در صدد چاپ انتشار هستند. آقای تقوی همواره به مطالعه‌ي آثار بزرگان اهتمام داشته، شعر را می شناسند. اخیراً همکاری نزدیکی با جراید استان داشته و مسئول صفحه‌ي ادبی هفته نامه‌ي نقش قلم رشت می باشند هم چنین عضو تاثیر گذار درجمع شاعران آذری زبان گیلان در انجمن ادبی استاد شهریار (اینجه باخیش) می باشند.
 
غزل
 
هی دئیر سن منه گئت قاتل جان ایسده میرم
بسدی دای آه فغان آه فغان ایسده میرم
گئجه گوندوز وئریرم عشقیمی هر نوعی نشان
دئیسن جوریله کی نام نشان ایسده میرم
عادتیم اولدی کی من مهر ائلییم سنده جفا
یاندیرام روح روان روح روان ایسده میرم
اورگیم قانه دونوب اولدی جوانلیقدا فنا
سن سیز ای حاصل جان عمر جوان ایسده میرم
اولدی دیوانه دوشوب چوللره مجنون منده
دوشموشم چوللره دای کوی مکان ایسده میرم
چوخ یره قویدی قدم قانه بلنمیش کونلوم
اولدی آواره دئدی دیر مغان ایسده میرم
من اوموردوم کی سنه عاشق جانان اولاسان
سن دئیرسن کی منه کی قاتل جان ایسده میرم
ایستیرم منده گئدم عشق سالیبدیر بنده
عشق سوداسیدی  بوسود و زیان ایسده میرم
 
غزل
 
کونلوم ایستیر دلبری ماه درخشان ایسده میر
خاک کویون ائیلییب جنات رضوان ایسده میر
گوزلرین چون بنزه دیب گویده اولان اولدوزلارا
شب پرست اولموش داخی خورشید رخشان ایسده میر
کشف ائدیبدیر گوهر عشقی داخی بوندان سورا
هیچ بینمیر لولو و درّ بدخشان ایسده میر
وئردی بو سودا ده اونقدینه ی جانین آلیب
لبلرین گول غونچاسین باغ گولوستان ایسده میر
سرویدن کونلوم کوسوب میل ائیله میر بستانلارا
سرو قدین خوشلاییب گلزار بستان ایسده میر
رسم دیر صیاد ائدر آهولاری هردم شکار
ائتمیسن صیاد اسیرجز بند زندان ایسده میر
بس مرور ائلیر مدام فیکیرینده دایم گولمه گین
غونچا لبلردن سورا صهبای خندان ایسده میر
ساتماییب عشقون سنون ملک سلیمانه اینان
باخ بو استاد هنرملک سلیمان ایسده میر
سندن ای عاشق لرین دردانه سی ایستیر( تقی )
بیر محبت نغمه سی مرغ خوش الحان ایسده میر
 
قطعه
 
مایلم تا همه ی عمر من خسته شود
لحظه ای ناب که در پای تو ایثار كنم
چونکه عشقت به دلم خیمه زده مهوش من
عشق هر یار دگر یکسره انکار کنم
جان چه بی قدر حقیر است اگر در ره عشق
من دلداده فدای ره دلدار کنم
عمر صد باره اگر دست دهد جمله آن
پیش کش در قدمت ای گل گلزار کنم
کاش می شد که فقط نام تو را از همه عمر
مثل وردی به زبان رانده وتکرار کنم
کاش می شد( تقوی) کاش میسر بودی
دو جهان فدیه آن نرگس بیمار کنم
 
 
 
 
 
 
 
 
13
 
 
 
نام ---بشیر قهرمانی 
نام شعری--- بشیر
 
در سال 1345 خورشیدی در حوالی دشت مغان تولد یافت بعد از اتمام دوران درس و مشق تا مقطع راهنمایی  به شهرستان رشت مهاجرت کرده، وارد بازار کارمی شود. آقای بشیر قهرمانی پدری فداکار برای فرزندانش بوده یکی از معتمدین خوش نام منطقه محسوب می گردند. در عین حال دوست صمیمی ایست در خانه اش همواره به روی اهل دل باز است یکی از فعالین فرهنگی در حوزه شعر و شاعری بوده و خدمات خوبی در این زمینه داشته اند. شعر ترکی را به سبك خاص خود می گویند. از شعر فارسی و گیلکی هم سروده هایی دارند که اشعارش در مجلات مختلف منتشر می گردد با استاد رحمت موسوی در ارتباط بوده جامه در چامه غزل وی دوخته اند. بشیریکی از بنيانگذاران انجمن ادبی شاعران آذری زبان استاد شهریار(اینجه باخیش) گیلان بوده در جمع اعضاء به خزانه دار انجمن ایفای نقش کرده در این زمینه فداکاریهای زیادی داشته اند. ضمناً با کانونهای ادبی شعری در ارتباط بوده در فضای سیاسی اجتماعی شهرستان رشت چهره تاثیر گذار محسوب میگردند. مدت 20 سال است شعر می نویسند در زبانهای ترکی و فارسی هر از گاهی گیلکی. آثار منتشره شده فعلاً تنها کتابی است به نام (زیور محافل) که شامل اشعار ترکی بوده تا جایی كه من خبر دارم مجموعه ای دیگری از آثار وي در حال نشر می باشد.
 
غزل
    
ائدیب آشفته منیم حالیمی خالین گوزلیم
ده گوروم واردی منیمله نه خیالین گوزلیم
نیا سالدین منی بو آریلیقین آتشینه
منیله صحبت ائله اولسا گر حالین گوزلیم
منی اولدورمه جفا ایله وفاسیز دییلر
آرتاجاق اولسم اگردیلده ملالین گوزلیم
عیبی یوخ من سایارام گونلری عومروم قوتارا
قوتاراننان سورا گل اولسا مجالین گوزلیم
بیلیسن چاره سیزم درد درین چاره م یوخ
گوئه ریب قلبیده کی غملی نهالین گوزلیم
یتیشم وصلووه گویا کی اجل قویمیاجاق
اولمادی قسمتیم عالمده وصالین گوزلیم
ائدیب عاشق دانیشام قویمادی معشوقیله من
منه جور ائتدی سنین آرتدی جلالین گوزلیم
منه عکس ائیلمه کویوندا گزیب آغلاماغی
چرخ دوننان خبر آل اولسا سوالین گوزلیم
یازارام سینمه اولدوردی منی نازیلن
حشرده بسدی (بشیره) بو مدالین گوزلیم
 
غزل
 
بیرنور کی حاقدان گله کور ائیلمک اولماز
دوز توکمه گینن چشمه نی شور ائیلمک اولماز
انسانه بلا گلسه اگر قهر خدادن
کفر ائیلمه گینن اونی دور ائیلمک اولماز
محکوم ائله سه قاضی عادل سنی دینمه
اجرای عدالتده کی زور ائیلمک اولماز
قانون بشردن بیری گر اولماسا آگاه
انسانلیقا الحق اونی جور ائیلمک اولماز
انسانه دئدین سوز باشینا باتمادی بوشلا
قانماز آدامی اهل شعور ائیلمک اولماز
بیر کله سی داغ اولسا دلالتله دوزلمز
شور تورپاغی هیچ واقت بلور ائیلمک اولماز
معلومیدی بیر عده بشر اولماییب آگاه
آگاه اولان انسانی شرور ائیلمک اولماز
بیر کس اولا اولدن اگر جاهل و مجنون
اول شخصی مسلمدی صبور ائیلمک اولماز
ذاتا گرک انساندا اولا غیرت و وجدان
بی غیرتی روشندی غیور ائیلمک اولماز
بیر شخصی خداوند جهان خلق ائده قاره
عالم یغیشا قاره نی. بورائیلمک اولماز
به به ائوین آباد (بشیرا) نه یازیبسان
انصافیدان الحق کی عبور ائیلمک اولماز
 
غزل
سارالمیشام اوقدرهای سالیب پاییز منده
زمانه یاره لرین قوی دئیم ساییز منده
بیر ائلچی یم ائلیمینحاققی واردی بوینومدا
گلین دئیم سیز قوی قالماسین پاییز منده
دوشوبدی ائللره بیر سئل سارای سارای آپاریر
نقدری قیشقیریرام گلمییر هاییز منده
کامان کیمین چکیلیب داردا قالمیشام نئی نیم
آچیلمییر نقدر دارتیرام یایززمنده
قولاق قولاق سینه مین سوزلرین ائشیتمیرسیز
آرازآراز نجه گور قایناییر چاییز منده
قالاق قالاق قالانیب سینه مده غم قالاسی
ائلین یامان گونودور سیزده یاتمایز منده
کیسوءکیمین یانیرام قورجالار قوپورمندن
بئلنچی اولمه گی سیز بیلمه یز جایز منده
ائلمین یاتیب نقدر سسلیرم دوران یوخدور
آماندی یوخلایرام یولدا قویمایز منده
دئدیم (بشیره) ائلین قالدی دالی ائللردن
دئدی بو غم اثری قویدی یوز فاییز منده
 
 
 
 
14
 
 
 
 

 
 
 
نام ---غیاث لطفی
نام شعری--- لطفی    
 
در سال 1341دریکی از روستاهای دشت مغان متولد شد. به اندازه ابتدایی خواندن نوشتن آموخت تا جایی که لطفی علاقه ای زیادی به خاندان ائمه داشته از دوران جوانی به مداحی پرداخته با آثار شعرای مراثی آشنایی کامل پیدا کرد از سال 1375 کم کم سروده های خود را در مجالس و مناسبتها زمزمه کرده و حالیه یکی از شاعران مراثی در منطقه محسوب می گردد.
 ایشان مثل سایر هم وطنانش به شهرستان رشت مهاجرت نموده مدتی زیادی است دراین شهر سکونت پیدا کرده است آثاری تا به حال از غیاث لطفی منتشر نشده در آینده نزدیک  سروده های خو درا چاپ و منتشر خواهد کرد. در ضمن عضو انجمن ادبی شاعران  آذری زبان استاد شهریار گیلان (اینجه باخیش می باشند.
 
غزل
 
من دنیانین ازل گوندن اداسین گوردوم
گورمه دیم صدق صفابلکه جفاسین گوردوم
یاندیرار عاشقی پروانه تک عشقین اوتونا
هر کیم عاشیق دی غرض باشدا بلاسین گوردوم
یازیقام من ولی شُکر ائیلییرم الله
کربلاده آقامین عالی بناسین گوردوم
آرزو ائیلریدیم دشت غم افزانی گورم
عاقبت لطف ائله دی کربو بلاسین گوردوم
باشیما دوشموشیدی شوری گوزل بارگهین
گنبدی اوسده اسن قانلی لواسین گوردوم
زینبین تلینی بین الحرمین قتل گهین
ظولمونن غارت اولان خیمه سراسین گوردوم
او گوزل قبری ابوالفضل آقامین گورمه لیدی
قبر شش گوشه شاه شهداسین گوردوم
 
غزل
 
در حریم دلربایش ناله ها دارد بقیع
بی قراران دمبدم گویا نوا دارد بقیع
ظاهرا رونق ندارد در بقیع خاک است و سنگ
باطنا در قلب مشتاقان جا دارد بقیع
تربت پاکش بود بر بی نوایان کیمیا
ای گرفتار بلا خاک شفا دارد بقیع
همچو خود مظلوم مرقد شد امام اربعه
صادق وسجاد و باقر مجتبی دارد بقیع
مرقد زهرای اطهر قره تالعین رسول
آشکارا نیست بلکه در خفا دارد بقیع
از غم پهلوی بشکسته امام منتظر
در گلوی بی کسی گریه ها دارد بقیع
(لطفیم) یارب به من فرصتی ده یک شبی
تا ببینم که چه سان حال و هوا دارد بقیع
 
 
 
 
 
 
 
 
 
15
 
هادی قربانی
 
 
 
 
 
16
 
   نام ---رایت عبادی
نام شعری---رایت
 
آقای رایت عبادی 1352خورشیدی درروستای منامون خلخال متولدشد دارای تحصیلات عالیه می باشد در دانشگاه رشت مشغول به کار بوده و شعر آذری را در قالب غزل در حد عالی می نویسد. تلاش نمودم در مورد عبادی بیشتر بنویسم ولی اطلاعاتی کمتری از ایشان به دست آوردم. تنها به درج یک غزل از دوست عزیزم رایت عبادی بسنده می كنم .
 
 
غزل
 
  اولدوردی خمارلیق منی گزدیر مئی ساقی
قورتار مئی قویماقالا  جرعه ده باقی
اویناق ائلییک عرصه ي میخانیه بیز مست
تا بلکه گوتوردوک آرادان تخم نفاقی
آذر ائلی یک اهل کرم دیر بیزیم ائللر
ساخلالا کرم اهلی گوز اوسدونده قوناغی
آسوده اولار خاطری آشفته م اولونجه
ال وئرسه وصالی اوپرم باللی دوداقی
هر چند سالیب فاصله زاهد آرامیزدان
لعنت اولا هر کیمسه یاراتدی بو فراقی
آلاتماگینان خالقی یاماقلی چولا زاهد
زهد اولسا یاماق من بیلرم فن یاماقی
دعوت ائله خلق الهی آرامش صُولحه
قویما سونه جهلیله نظامین اوت اجاقی
تزویر ائلمه خالقا بیلیرسن اولاجاقدان
هیچ کیمسه امام اولماسا بیلمز اولاجاغی
گلزار وطن عین حرم حورمتی واردیر
دوست اولماسا بیگانه گئچنمز یولاجاقی
(رایت) سفر آخرتی ائتمه فراموش
تک تک هامّی عقبا سفری نین گئدراغی
 
 
17
 

 
 
 
      
نام--- صابر عبادی
 
 
سال1347 در مشکین شهر اردبیل متولد شد. بنا به دلایلی درس و مشق را در پنجم ابتدایی کنار گذاشته وارد بازار کار می شود.عبادی مثل سایر هم قطاران خود روی به مهاجرت گذاشته ساکن رشت می گردد. عضو انجمن ادبی شاعران آذری زبان استاد شهریار (اینجه باخیش) گیلان بوده شعری از ایشان را در شاًن مادر به نجوا می نشینیم .
 
(آنام دیر آنام)
 
گوزومون ایشیقی باشیمین تاجی
سوزلری شیریندی نه اینکه آجی
یاددان چیخماز قدیم تندیری ساجی
 
یادینا سالانیم آنام دیر آنام
قایدیما قالانیم آنام دیر آنام
 
دیزیمه طاقتدیر کونلومه جاندیر
نقدریامان اولسا جانیما جاندیر
عومرون اوزون ائله تانریم آماندیر
 
قاپیمی چالانیم آنام دیر آنام   
قایدیما قالانیم آنام دیر آنام
 
چاغیراندا جان جان دییر سوزومه
راضی اولماز داش توخونا گوزومه
محبتله گوزون تیکر گوزومه
 
یانیمی آلانیم آنام دیر آنام
قایدیما قالانیم آنام دیر آنام
 
شکردن شیریندیر هر بیر کلمه سی
کونلومی شاد ايلر دئییب گولمه سی
روحا سیغال وئرر گئدیب گلمه سی
 
جنتیم جنانیم آنام دیر آنام
قایدیما قالانیم آنام دیر آنام
 
باغچاداکی گولدن گوزلدی اوزی
بال نیه لازیم دی شیریندی سوزی
دردیمه درماندی او خمار گوزی
 
وار یوخدا اولانیم آنام دیر آنام
قایدیما قالانیم آنام دیر آنام
 
دانیشاندا بال سوزلر دوداقدان
ایی گلر اوتوردوقی اتاقدان
گوروم الله تز سالماسین ایاقدان
 
جیرانیم طرلانیم آنام دیر آنام
قایدیما قالانیم آنام دیر آنام
 
اولدورر اوزونی آخسا گوز یاشیم
دیزلرینی دویر آغریسا باشیم
ائوه گئج گلنده گئجه قارداشیم
 
ساچلارین یولانیم آنام دیر آنام
قایدیما قالانیم آنامدیر آنام
 
(عبادی) آنادیر آغیزلار سوزی
اولادینان اوتور آغلییار گوزی
دانیشسا دیلینه باسمایین گوزی
 
لایلاییم چالانیم آنام دیر آنام
قایدیما قالانیم آنام دیر آنام
 
 
18
 
 
 

 
 
 
نام---شمسعلی مجیدی    
نام شعری---شمسعلی
 
در سال 1356 در روستای تکله دشت مغان متولد شد تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم ادامه داده و مثل سایر هم وطنان خود روی به مهاجرت نهاده و بعد از اتمام دوران سربازی وارد بازار کار شده و تشکیل زندگی می دهد.
مدت 10 سال است به شعر روی آورده در محافل ادبی فرهنگی حضور پیدا کرده و یکی از اعضای فعال انجمن ادبی شاعران آذری زبان استاد شهریار (اینجه باخیش)  گیلان می باشد. حالیه ساکن رشت هستند.
 
(یار فراقیندا)
 
یاتمادیم صوبحه قدر یار فراقیندا بوگون
گزیرم شام و سحر تا کی سراغیندا بوگون
آتارام تورومی منظوری شکار یله سووا
ویرارام چادریمی دریا قیراغیندا بوگون
گئدرم بلکه قبول ائلییه بیر لحظه منی
راضیام پیلته کیمین یانسا چرا غینده بوگون
منه کیم یوخ جاوابی بوردادی معلوم اولاجاق
گورسنر عشق و محبتلی ایراغیندا بوگون
اونا قربان وئررم جانیمی هر آن اولسا
منی لن اولسا اگر یار ماراغیندا بوگون
 
(اهل ادب)
 
ایها الاهل ادب عشق خدادن دانیشاق
زور سوزی آت یره گل صولح و صفادن دانیشاق
مرحم جاندی بیزه ذاتا حقیقت سوزلر
غم و هجران نه دی گل تویدان حنادن دانیشاق
نه سیاست ندی غمخانه نه تكنو اوخوماق
بال کیمین موسیقیدن شهد و شفادن دانیشاق
اوزوی ویرمایره هی دئیسن آی قوجالیق
دور ایاقه اوخیاق نئی دن نوادن دانیشاق
بوزوسن اوز گوزوی گور نیه اوخشورصیفتین
آتماجا آتما سوزی زیر بنادن دانیشاق
دیواری ایری قویوبسان منی دومسوک لییسن
هانسی مذهب ده یازیب بیزده اوجادن دانیشاق
آدیوی  ائیله قویوب ویرما اوزون ساده لیگه
باخگینان دوره بره روز غزادن دانیشاق
زوریلن سالدی باشا بیزلری بو چاووشلار
نیه لازیم بئله بیز پرت و پلا دن دانیشاق
قوربانام علم و ادب صاحبی نین منصبینه
حاققا خاطیر اوتورا چون و چرادن دانیشاق
منه قیشقیرماگینان سوزلری آهسته دئنن
گل اوتور یولداش اولاق خیر دعادن دانیشاق
(شمسعلی) منطقی سوز خوش گلر هر کس دانیشا
بیر درین عاقلیووا سال صلح صفادن دانیشاق
 
 
 
 
 
 
19
 
 
 
حسین قلیزاده برندق
 
1359 خالخالین  برندق کندینده آنادان اولو ب ایلکه تحصیلاتینی کتده آلارکن اولوب قالان اورتاق درسینی خالخال شهرینده داوام ائتمیشدی سونرادان عالی تحصیلاتینی دانشکده هنر اهواز  گرافیک رشته سینده سونا یتیریپ ایندیسه گیلانین صومعه سرا شهرینده معلیم لیک پئشه سینده چالشیر حسین بئی اوزی دئمیشکن بیرایل بوندان قاباخدان شعیره اوزگتیریپ ایک یازدیقی شعری من اوخویاندا ائله بیلیردیم  کی بو شاعر نچه ایللردی شعر یازماقا باشلاییب من امینم کی بیر آذربایجان ادبیاتیمزدا حسین بئی قلیزاده بیر اولدوز کیمی پارلیاجاق گنج تورک شاعریمیز  شعیردن علاوه گرافیک رساملیق ایشیندده چالشیر ایندی سه گیلاندا آذربایجان بیر لیگی (اینجه باخیش) شعر اوجاقنین امکداشیدی
غزل
 
کؤرپوسوز چای دیر گؤزوم یوخدور اوتای دان یول بورا
بیر گمی ایستیر چکه اول سئللی چِِــــــــای دان یول بورا
پنجره چوخداندی سالخاخدیریریندن آی بولوت               
بیر قاریشیان دور اونو قویموشدوم آی دان یول بورا
قیش یامان قیش دیر بو ایل گول کؤینک اوستونده سولور
بیر کیشی ایستیر سالا بیلدیرکی یای دان یول بورا
خــان چوبان، الدن بیر ایش گلمیر سنه یاردیم ائدم
آغلارام شاید سالا سئللر سارای دان یول بورا
چوخ چیچکلریالقیز اؤلدو داشلار آلتیندا بو گون
قوی اؤلک سس سیز گولوم،یوخدور هـارای دان یول بورا
 
غزل
عزیز آنالارا اتحاف
 
آنـامین تر- تر اؤپوشلر دوداغیندان سوزولور
مین قلم نازلی باخیش گؤز واراغیندان سوزولور
 
داشا دء‌یمیش سو کیمین تئللری آغ رنگه چؤنوب
یئتمیش ایلدیر اوجــا شر-شر داراغیندان سوزولور
 
اوزو گول تک قیزاریب گون قاباغیندا ، هردن
یئل ده‌ییریایلیغی نین گول ساچاغیندان سوزولور
 
گونه اوخشاتدیم عزیزلر آنامی ایسراغا گون
باشیمین کولگه‌سی باخدیم آیاغیندان سوزولور
 
سول الیمدن یاپیشیبدیر گئدیریک یان با یانا
گوزگو سولدان یئرییر داشدا ساغیندان سوزولور
 
بیــلمیرم باشدا نه گیزلین سؤزو واردیر آنامین ؟!!
بیر دنیز گؤز یاشی گؤردوم یاناغیندان سوزولور
 
باخیرام پنجره‌دن گاه داغا گاه‌دان کوچه‌یه
سانکی آخشام چـاغی گوندوز شافاغیندان سوزولور
 
بیلیرم بوغدا گولو دئمده وغملر سارالار
اما باخسان اجلین شرم اوراغینـدان سوزولور
 
ساخسی گولدان آلیرام بوغدا گولوم خوش گؤره‌سن
سو باشیندان تؤکولور زیغ چاناقیندان سوزولور
 
چوخ تئز اندیم قوجاقیندان یره افسوس افسوس
ایندی دای آرزولاریمدیر قوجاغیندان سوزولور
 
غزل
 
ترلی چیخما سویوغا قونچا گولوم ، شاخدا یاماندیر
آسقیرارسان جیریلار کؤینه‌یین اینینده آماندیر
 
قویگینان بیر نئچه ساعت قالا اؤربندین اوزونده
زندگی پرده‌نین آلتیندادی، اوستونده یالان دیر
 
آنامین یایلیغی نین گوللرینه آند اولا ای گول
یاز دا بو دار نفسین گل - گئدیشیندن نیگراندیر
 
منه باخما نفسیم ایستی‌دیر ای گول دؤشوم ایچره
بیر کؤزه‌رمیش اوره‌گیم وار ؛ اودو جان ، اود یاغی قاندیر
 
هله سن کولگه‌لر آلتیندا گزرکن ؛ داریخیرسان!!!
قاپیمیزدان ایکی آتدیم ائله گئت گؤر نه خزاندیر؟!
 
ساخسی گولدان کیمی چاتلار دوداغین ایوان ایچینده
داغ- داشا چیخماق ایچین ایندی بنؤشه‌م نه زماندیر؟
 
ایسترم یول گئدسن نازینی یئل داغ داشا چیرپسین
اما نئیلیم آیاغین آلتی گولوم تئیخا تیکاندیر
 
کاش بیله‌یدین گؤزلیم بیر قاپی‌سیز دونیا دؤشونده
کاش بیله‌یدین بو اوجا دروازالی دونیا هایاندیر !!!
 
یله وئرسین تئلینی سَللم الینده دارایارلار
هیچ دئمز لر او اوزو سَللمین ای قونچا طیفاندیر
 
یاخچی سن تئز بیتیریرسن بو یالان عومرو گؤزل گول
یوخسایایدان سورا باشلاردا چؤکن آرزو دوماندیر
 
عیبرت آل بو قارا گوندن ، سوزه باخ ترلی بنؤشه‌م
باشلاما کاس یاشامی باشلاما بیرگون قوتاراندیر
 
 
 
 
 
20
 

 
 
 
نام---فاطمه قسمتی کرنق
نام شعری---آتـیش    
 
سال 1363 در شهرستان رشت متولدشد تحصیلات خود را تا مقطع فوق لیسانس ادبیات فارسی و در مهندسی صنایع غذایی ادامه داده و بعدها بنا به دلایل شخصی از کار دولتی کناره گرفته وارد بازار کار شدند.
خانم قسمتی یکی از فعالین فرهنگی منطقه محسوب شده همکاری نزدیکی با کانونهای فرهنگی ادبی داشته در بیشتر جراید محلی آذربایجان غربی وگیلان فعالیت نموده اند . خانم (آتیش) ساکن رشت بوده در هنرکده خوشنویسی خود مشغول کار می باشد تا جایی که من خبردارم ایشان در یک خانواده‌ي فرهنگی  رشد و نمو یافته شعر را با شیرینی حلاوت به فارسی و ترکی می گویند. حزن اندوهی که در سروده های ترکی ایشان مشاعده کردم خیلی متاثر شدم. آینده‌ي روشنی برای ایشان می بینم با شوق و جدیت به طرف قله های معرفت و شعر قدم بر می دارند.
حالیه یکی از اعضای انجمن ادبی شاعران آذری ز بان استاد شهریار(اینجه باخیش) استان گیلان محسوب می شوند. مجموعه شعری از سروده هایش در آینده نزدیک منتشر خواهد شد.  
 
غزل
 
هریرده سنی آختاریرام هار داسان ای گول
چوللرده چمنده گزیرم هارداسان ای گول
آواره یم عشقونده سوزوم وصلیده یوخدور
اولدورمه منی چون اولورم هارداسان ای گول
گل دای منی اینجیتمه توانیم گئدیب الدن
گل گل گوزلیم جان وئریرم هارداسان ای گول
من شمع وجودیم سنه خاطیر آلیشیب دیر
یاندیریا اوزوم چون یانیرام هارداسان ای گول
گوزیاش توکولور دفتریم اوسده ینه ده من
عشقونده کتابلار یازیرام هارداسان ای گول
انصاف مروت کی ایتیب ملک جاهاندا
ساتما منی جانیله وارام هارداسان ای گول
من های باخیرام های باخیرام یولارا اما
بیهوده سنه اینتظارام هارداسان ای گول
ناز ائیلمه گل گل چچکیم تک منی قویما
گور من نقدر یالواریرام هارداسان ای گول
دای بس دیر عذاب ائتمه بو مستانه نی (آتیش)
قویموریاشییام دای قاچیرام هارداسان ای گول
*بو شعرده قافیه بولوم لری دوزوم بوفورمادا چیخماغینان شاعره عایدیر اوزی بیلرکدن بئله دوزوب.
 
مخمس
 
توتولوب قلب گنهکاریم آقا باخ منه بیر
آچیلیب غم چچکی رنگی قارا باخ منه بیر
قارالیب هر نه بساط بصری ده کی اولور
آپاراریسان آقا لیلانی هارا باخ منه بیر
 
یارالاندیمیارالاندیمیارالاندیم مولا
 
سرکویون دولودور سوت جامی مرحم ایله
بالا اللر اوجالیب دیر گویه غم موسم ایله
یارا چوخ وارد اولوب محضرووه درک ائلیین
آتاسیزلیق بو قارانلیق ده چتین دیر غم ایله
 
یارالاندیم یارالاندیم یارالاندیم مولا
 
دئدیلر شیره جانین چیخیبان جان توکولور
دئدیلر زینب زهرا داریخیر قان توکولور
قیزلارین باش یولوب دای سنی آغلاتدی آقا
نه قارانلیق گئجه دیر بس ناواقت دان سوکولور
 
یارالاندیم یارالاندیم یارالاندیم مولا
 
غزل
 
بیلمیرم چوخ بی وفاسن عشقی دن چوخ  بی خبر
گوزیاشیم نالان توکور چوخ بی اثردیر بی ثمر
سن منیم یادیمدا هیچ واقت اولمادین عالم بیلیر
کی من اوز عمرومده سن سیز قالمیشیدیم بی نظر
من بوجور دیوانییم عشقونده من افسانییم
 عاشقم پروانییم مستانییم بیر مختصر
مجنونوم اولسان اگر بیرجه تک لیلا منم
کاش مجنونوم اولایادین حالیم اولمازدی بتر
من بئله حال پریشان سن بئله خوش حالداسان
تانری ایندی هم منی همده سنی گورمور مگر
گئجه گوندوز هیچ منه فرق ائیله میر سن اولماسان
چوخ چتین سن سیز منه آیلار گئچر ایللر گئچر
(آتیشم) من کی سوزوم دیلده آلوودور معنی سی
حیف اولا عشق آتشیندن هاممی ائیلر الحذر
 
 
21
 
بهنام صداقت  حور
1356گونش ایلینده اردبیلین نمین شهرینین حورماحالیندا دوغولوب گورپه چاغلاریندان عایله سیله بیرگه رشت شهرینه کوچمک مجبوریتینده قالمیش بهنام بئی صداقت عالی تحصیلیدی فارسجا شعری اولدوقیجا یرلی یاتاقلی یازیر ساده دیلینن دئسم یاشینا باخمیاراق بوگون کی ینی فارس غزلی نین آدلیم شاعیری سایلیر نچه دوستلارلا بیرگه اوستاد شهریار ادیناگیلان(رشت انزلی)(اینجه باخیش) تورک شاعیرلرانجمن ادبی سینده چالیشیر دوسلارین اوز ویرماسیلا بیردنه ده تورکی غزل یازیب ایندی سه تورکی غزلی بیر فارسجا شعیرله سیزه اتحاف ائلمگ ایستیرم
 
غزل
سارای سارای دولوب عشق ایله تک لیگونده بیز اول
آراز قوئشولما بو نامردلره اوزون دنیز اول
دور آیریلیق سیراسیندان چکین قوشول اوزووه
سهندی نن ساوالان آرخاسیندا دیز به دیز اول
آراز چوخ عشق آپاریبسان اولوبدی دریا قدر
سارای لاناندا عاشق قیزلاراوئما کینه سیز اول
بیز ایتمیشیک ایچیمیزده تاپ آی آخار کونولوم
وقارلی ائل اوز ائلوندی باخیشدا تر تمیز اول
اوتور دیز اوسده اگر قایدانین دیلی نین بیلی سین
آراز تک آذری لر حورمتینده سینه خیز اول
 
 
22
 
 
 
 
 
 
نام---بابک طاهری    
نام شعری--- بابک
 
در سال 13 در بخش نمین اردبیل متولد شد در اوان كودكي بابك، خانواده اش به انزلی مهاجرت نموده در این شهر سکونت دارند. فعلا در حال تحصیل بوده مدارس عالی را طی می کند.
آقای طاهری به غیر از شعر و شاعری با هنر سینما و تئاتر نیز سر و کار دارد. جزء هیئت رئیسه‌ي انجمن ادبی شیدای انزلی و هم چنین عضو انجمن ادبی شَاعران آذری زبان استاد شهریار( اینجه باخیش) گیلان می باشند و کارگردان و بازیگر نمایشنامه‌ي «آیین شایین» بوده که سال جاری در سالن آمفی تئاتر اداره‌ي فرهنگ وارشاد اسلامی انزلی  روی صحنه رفت.
 
(آدمک...آی پدر)
 
باران که می زند
دل که می گیرد
کوچه که طوفانی ایست
و زمین سخت به دنبال پناهی محکم
آدمک می ترسد
وتنش می لرزد
وسرش گرم بماند چه کند ...مغلوب است
من که از پشت شبی دغدغه باران می بینم
نگران منتظرم حاصل امسال به یغما نرود
دود سیگار پدر پنچره را می گیرد
که من از دیدن آبادی همسایه پریشان نشوم
نکند عاشق همسایه شوم
به همان مزرعه ی گم شده درآب و علف
یا به مردی که شب از غصه ی نابودی گندم نالید
آدمک...آی پدر
نکند ضعف کنی
نشود بیماری ...
پاسبانی باش که همسایه دیواری
با کلنگی به کمین منتظر خواب تو است
 
23

 
 
 
 
 
نام---نیلوفر محمدی   
 
سال1363 از پدر مادرخلخالی متولد شد ساکن انزلی  درحال تحصیل در مقطع دانشگاه بوده با آقای مجید زیرک ازدواج نموده که آقای زیرک هم یکی از جوانان مستعد در عالم شعر هستند. نیلوفر به دو زبان ترکی فارسی شعر سروده عضو انجمن های ادبی شاعران آذری زبان (شهریار) و (شیدا) همچنین بانوان اهل قلم پروین انزلی می باشد.
 
(آواره‌ي من)
 
ای گولوم قیلما روا سن سیز قالام آواره من
هیچ بیلیرسن سندن اوتری اولموشام بیچاره من
                             گل یتیش فریادیما قویما قالا سن سیز باری
تا نقدری باغلییام سن سیز باشیما قاره من
 
(خالخالمین)
 
خالخالیمین گوزل اریک باغلاری
دره لری تپه لری داغلاری
 باش اءیبدی بارلانان آغاجلاری
یادیم دادی یاخچی یاشیل دوزلری
                          دیلیمده دیر شیرین شیرین سوزلری
 
 ( تنهایی)  
 
امروز
که بی تو بودن را قدم می زنم
به اندازه کف پاهایم چه راحت مرا
سر می کشد تنهایی
آنگاه ضربانهای قلبم
تاول می زند جای پاهایم
وتو
هنوز اول انتظار ایستاده نشسته ای
 
(بی خبری)
 
آموختم از تو روش بی خبری را
بردم ز دلم حسرت بی بار و بری را
    بر کوچه ي عشقت گذر افتاد گذشتم
یارای نشستن نبود رهگذری را
 
(بت)
 
روزی بتی خواهم ساخت از پیکرت
و شبی خواهم شکست چون ابراهیم
وقتی که دستی دیگر لذت نوازش کردن
پیکرت را ببرد
 
(ویترین)
 
دستان یخ زده ات
چشمان گرد گرفته ام
پاهای سنگی ات
قلب ترک خورده ام
 
و حسرت عشق خاک
خورده ات در ویترین شیشه ای
که نوشته بود
لطفا دست نزنید
 
24
 
محمد عزتی اردی
 
1372گونش ایلینده ار دبیلین اردی کندینده دوغولوب ایلک تحصیلاتینی کتده اردبیلده قوتاران کیمین عمران کاردانی رشته سینده دانشگاها گئدیر بیر ایکی ایلدیر شعیر یازیریازدیقی غزللر خداآفرین یادا آیری درگی لرده چاپ اولونور ایندی سه گیلان تورک شاعیرلربیرلیگی اوستاد شهریار آدینا(اینجه باخیش)انجمنی له امکداشلیق آپاریربو گنج شاعیر پارالاق اولدوزکیمین پارلاماق ایستیر
 
غزل
 
آچ سوزون ای دل تنها من بیماره دئنن
آتش عشقی سپیب خرمن دلداره دئنن
گوزلرون غملیدی بیلمیر نجه باخسین گوزومه
سینه ووه یق نفسی یوم گوزی یکباره دئنن
قوتارام محنت الینن اولام آسوده اگر
اوندا گئت سوزلری نی زهرلی بیر ماره دئنن
سوزلرون قت کیمی دیر قوی دوداقون اوسدونده
دانیش ای نازلی صنم شهد شکر پاره دئنن
بیری اربابیدی آنجاق پولا هیچ پول دئمییر
سنده یوخسولف سان اگر دردینی دیناره دئنن
دوزموشم دردوغمه دهریده یوخدور بیلنیم
دردی درد اهلی بیلر دردی اولاناره دئنن
ندیر ای عارف دانا غم ومحنت چاراسی
سنده معشوقی گزیب سوزلرین آشکاره دئنن
بی خبرلر نه بیلیر مئی ندی مئی جامی ندیر
مئی مندن خبر آل لذتی میخواره دئنن
 
غزل
 
مجنون دییر هر لحظه ده لیلا گزیرم
بیر یاریم اولا گوزلری شهلا گزیرم
توتدوم سوراغین قطره نی گلدی یره دوشدی
بیر قطره آبم دئدی دریا گزیرم من
بیر بال چیبی نی قوندی گوله وئردی جوابیم
واضحدی بلی شهد مصفا گزیرم من
بو دهریده هر کیمسه نی گوردوم خبر آلدیم
بیر عده دئیلر هله دونیا گزیرم من
بیلمم کی بو دونیا ده نه وار وورقونی اولدوز
بیر منطق وبرهان هویدا گزیرم من
اوخشاتما منی زاهیده ای عاقل ودانا
گور هیچ دئیرم جنته اعلا گزیرم من
دونیا منه زیندانیدی مولا بویوروبدی
چون شیعه ام آری ره مولا گزیرم من
عقد ائلمرم جنت ودونیاایله حاشا
عقد اولسا اگر عقد ثریا گزیرم من
ای انجمن شعیرده حضار گرامی
بیر مجلس شعر اولسا مهیا گزیرم من
 
 
 
 
 
25
کیوان قدیر نژادگنج کیوان قارداشیمیزایندی سه رشتده یاشایر هردن بیر گیلان تورک شاعیرلرین استاد شهریار آدینا(اینجه باخیش)اینجه صنت اوجاغینا گلیر جدیت له داوام ائله سه گلجکده یازماغاچوخلی سوزلری واردیر شعیر قالیبنده
 
غزل
 
یوسفی حیران قویوب اوج گوزلیکده حسین
گول توکور دونیایه گویا باغ جنتدن حسین
چوخ حسین آدی گلیبدی عالمه چون آنلادیم
هیچ بیری اما اولانماز شان شوکتدن حسین
بیرده نه زهرا گلر دونیایه نه شیر خدا
پرورش الحق تاپیب دامان عصمتدن حسین
درریدن باشدیبو زهرا مکتبیین پرورده سی
آی کیمین دور گورسنیر نور امامتدن حسین
صولتیندن سیرتیندن مورتضایه اوخشیور
معرفت دریاسی دور سیماو سیرتدن حسین
آغلاسین آغلا حسینون جان وئرن اوقاتینا
دونمه دی بیر لحظه ده راه شهادتدن حسین
گول گوزلدیر آلتی آی عومر ائیلییر اما سولار
تا جاهان واردی ولی دوشمز گوزلیکدن حسین
 

 
 
 
نام ---بهبود مرادی   
نام شعری--- ائلچی بئی
 
در سال 1343 خورشیدی در خلخال متولد و پس از اتمام تحصیلات به انزلی مهاجرت نمود درحین جوانی دچار عشق نافرجام گردید. همین امر باعث شد دچار سردرگمی و افسردگی گردد. در عین حال با آثار بزرگانی هم چون سعدی وحافظ از جمله اشعار استاد شهریار(حیدر بابایه سالام) ارتباط بر قرار کرد بلکه راه بن بست رفته‌ي خود را باز یابد. همین امر باعث شد با ادبیات ترکی و فارسی آشنا یی داشته باشد بعد از سربازی ازدواج نموده و وارد بازار کار شد. شعر و شاعری را بصورت جدی از سال 1370 آغاز نموده و در شعر ترکی نام «ائلچی بئی» را برای خود انتخاب نمود.
افتخار درک حضور اساتیدی همچون (وجه الله رمضانی وجی)، (یوسف حسین زاده) را داشته و در زبانهای ترکی و فارسی گاهي گیلکی شعر سروده و در جراید کشور به چاپ می رساند. مرادی در واقع یکی از فعالین فرهنگی این شهر محسوب شده خدمات زیادی در زمینه‌ي اشاعه‌ي فرهنگ و هنر داشته اند  جزء هئیت رئیسه‌ي انجمن شیدای انزلی و از موسسین انجمن ادبی شاعران آذری زبان استاد شهریار(اینجه باخیش) استان گیلان هستند. سروده های ایشان شامل مجموعه‌ي اشعار منظومه‌ي ترکی(غم نامه ائلچی) در سال و 1379مجموعه‌ي شعر ترکی غزلیات (آسیلی گوزلر) در سال 86 13چاپ دوم در سال 1390 سومین کتاب شعر (چاو) ترکی در سال 1386 شامل چند منظومه و اشعار سربست و (دفتر شعر) فارسی در 76 صفحه در 1389 مجموعه شعر ترکی (خینالی داشلار)درسال 1390 و هم چنین ترجمه‌هایی از اد بیات ترکی ازبکی دارنددیوان ترکی(نوادر الشباب)670صفحه دیوان ترکی آستان قدس در 126صفحه امیر علشیر نوایی در 126 صفحه دیوان ترکی (ثانی جغتایی)برگردان تذکره شاعران تورک عثمانی در 252 صفحه و..........  
 
 
(سیرا سیرقا)
 
ائله قاریشیبدی یوخوم گئجه لر
یاسدیغیم باشیمی قویونونا آلمیر
صبح هارای چکیرم بونون الینن
هر نه قیشقیریرام بویونونا آلمیر
 
یارام یاوایرده درد یاوایرده
آچیب اوره گیمی گورسدنمیرم
ایسده سیز کونلومی آرایان باخین
درد وار آچیغینی مس دیینمیرم
 
آخی نجور دئییم درد منده دئیر
دولموش بولودلارین یاغیشیندا دیر
سارایلار داغیدان ائولری یخان
آلا گوزلولرین باخیشندا دیر
 
شاعرین دنیز کیمین چایلار درد کیمین
آخیب بیربیرینه قوئوشان زامان
آرزیدان دانیشار گلئی دن دییر
سئوگی سئوگیسینه یوئوشان زامان
 
هر سنی گورنده گوزومی یومودوم
ائله بیلیردیم گوزومده سن سن
باتدیم قارانلیقا ظلمت ایچینه
اوردا دا گوردوم کی اوزومده سن سن
 
کاسام بالاجادی پیالام دایاز
اوزومو اوزومه یغا بیلمیرم
ای منیم عومرومون ینی وارلیقی
سن لیگی اوزومه سیغا بیلمیرم
 
(تبریز حسرتیم)
 
فلک چنگه لیب کونلومون باشین
کدردیرناقینان دارادی تارلام
 
ای منیم کدریم تبریز حسرتیم
گونومو سوروشسان قارادی تارلام
 
خمار باخیشلارین آلدی دوزومو
دیللردن دیللره سالدی سوزومو
ائله ایتیرمیشم اوزوم اوزومو
 
بیلمیرم بوراسی هارادی تارلام
 
اورگیم آچیلمیر دانیشام گوللم
آغزیمدا بوغولموش شیرین بیردیللم
حسرت گوزلرینه دولان نیسگیلم
 
گوزومون گیله سی یارادی تارلام
 
دیدرگین دوشموشم اوزوم اوزومنن
دار گلیر اءینیمه بیچیلن کفن
خان چوبان اولموشام باخدی قارا من
 
سئله تاپشیردیغیم سارادی تارلام
 
غزل
 
رفتند دوستان زدورم یکی یکی
تنها گذاشتند حضورم یکی یکی
نیست آن مجلس گرمی که داشتیم
سردی گرفت دور تنورم یکی یکی
 شب بود ماه ستاره چو بخت من
پر بود آسمان به نورم یکی یکی
دلخوش به دور کودکیم بودایدریغ
چون موی ریختند غرورم یکی یکی
عمری چنین روز سیه روزیم نبود
کم کم اضافه شد به جورم یکی یکی
هرگز فلک روی خوشی را بمن نداد
سنگ اجل شکست بلورم یکی یکی
شد در سر قرار باش من از مرکب خیال
از کوچه باغ عمر عبورم یکییکی
 
(پیام دوستی)
 
می دیل پوره زغصه زمانه
آقصه بو می شعر ره بهانه
آتشمه می دیل کشه زبانه
 
جان برر ای ذره تو گوش بوکون
می تلخ دردره ایپجه هوش بوکون
 
دفتر عمره اروزه وا گودم
طالع بخته بیدمه تا گودم
مرغ دیله سینه دورون جا گودم
 
مرغ نبو بولبول پر کیفته بو
چند بهاری اونا در چفته بو
 
انزلی چی رشتی دینیاچالی
هی تو مره طعنه زنی خالخالی
چند کلمه حرف دارمه تو والی
 
    من اگه داشتم اویه دام دانه
   پا نوگودوم جان برر تی خانه
 
رو بوكوده اگر شیمی گیلانم
تاول دست امره بوخورده نانم
مینت هیچ کسه نوبورده جانم
 
    عیبه تره بینان بوشو تی کاره
یا کی نیشی سر بیگرم دوباره
 
می دیل داره تی حرف جان گلایه
هنوز گویی تورکان عجب لایه
 بلا چییه تی گردنه طلایه
 
 گیلک توی ملک بویی در عالم
 تی امره جان بیکیفته اون نهالم
 
می چوم داره تی سبز رنگ رنگه
كوهه بیدین هنوز خوره قشنگه
(میرزه) بیکیفته اوروزه توفنگه
 
     من اونه هی جان برر گوفتیمی
(میرزیه) دسته همته گیفتیمی
 
جنگل شیره همه یاور بومه
خوابه واناشدیم بایه هرگز چومه
تا سحره دءلی دءلی گوفتیمه
 
دست قضایه نبه ک بوكودن
    (میرزه) بی خواسته امره روكودن
 
خالخالیام تی امره هم قرارم
خزان نییم تی برکه ره بهارم
تی خانیه حلب نی بم حصارم
 
چی فیکر كونی مگر هچین وچینه
    می حرفه گوش بوكون می حرف همینه
 
برنجی کی خوری می دسته رنجه
آدریا کی نهه نهفته گنجه
شیمی خورد خوراک اگر برنجه
 
    گندم نان كنیم خوریم آدم
    فکر نوكونی تی امره خانه زادم
 
تی سرنوشت تی امره روبرایه
آدشت دشت خرمی تره پنایه
مره کی نان فاده امی خودایه
 
    عیبه بوشو تهمت بیجا نزن
بیگیفته بخته تی شینه پا نزن
 
تو که داری عقده دل تورک جان
ایبجه بینیش فکر بوكون تی میان
چوم واكونا عالم فندیر فلان
 
    تورک عرب غیریه صوحبت نیه
    حورمته قائل بوبون انسان کیه
 
دریای طوفان جلو فوش آیه
(ائلچی) شعران تره دل خوش نایه
هر که بوبو می جای ره جوش آیه
 
    شوفره گوفتن ناتانیم تاکسی چی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 8:50  توسط اینجه باخیش  | 

یالنیز

                  باش ساقلیقی

شاعر محترم جناب غلامحسین ابراهیمی پـَـرگو (یالنیز)

کیمدی   داغلار اوستونه   داغلار قویان

  عائله    ریفاهیــــنده    اوزون    یوران

آتادور    عشق و تلاشلار     گؤزه سی 

 یارادان   مـَـلـَـکده ده  ایش  هوه سی

                                                                                                                                                                   (دانیال)

همراه و همگام با شما دوست عزیز ،

در سوگ از دست دادن پدر گرامیتان متاثر و اندوهگین شدیم

از آفریدگار بزرگ و متعال خواهان علو درجات برای آن مرحوم و صبر و شکیبایی  برای بازماندگان آرزو می کنیم 

        ازطرف انجمن  ادبی شاعران ترک زبان گیلان  (اینجه باخیش)

                  تسلیت

شاعر محترم جناب غلامحسین ابراهیمی پـَـرگو(یالنیز)

آنکه بگذاشت کوه را بر پشت کوه 

  آسود فرزند و گشت  خود در ستوه

او پدر بودو چشمه ای ازنور و کار 

جنـتان ساخت، عوقبا یش  باشکوه                                                                                      (دانیال)

خبر درگذشت پدر گرامیتان ، ما را اندوهگین ساخت ، از خداوند منان آرامش ابدی برای آن مرحوم و صبرشکیبایی برای باز ماندگا ن محترم آرزومند هستیم

      انجمن ادبی بانوان اهل قلم پروین انزلی


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1392ساعت 17:45  توسط اینجه باخیش  | 

اطلاعیه

      اطلاعیه                                                                                                   1392/7/10

                           به نام خداوند اندیشه و زیبایی

به اطلاع علاقمندان شعر و ادب زبان آذری می رساند که انجمن شعر و ادب شهریار گیلان در روزهای

سه شنبه هر هفته در محل ساختمان خاتم الانبیای اداره ارشاد اسلامی شهرستان رشت فعالیت

خویش را به صور اموزشی و شعرخوانی ادامه می دهد

عزیزان علاقمند می توانند در روزهای سه شنبه ی هرهفته از ساعت 9 تا 11 صبح واز ساعت 5 تا 7

بعد از ظهر مراجعه نمایند

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1392ساعت 10:23  توسط اینجه باخیش  | 

دفتر و اتاق کار

               بنام خداوند اندیشه و  زیبایی                             تاریخ 1392/7/9

    آغاز به کار انجمن شعر وادب شهریارگیلان در محل اداره اشاد اسلامی رشت            

پیرو پی گیری های دبیر با همراهی هئیت امنای انجمن شعر و ادب شهریار گیلان و با نظر مثبت آقای مهندس جعفرزاده نماینده مردم فهیم رشت در مجلس شورای اسلامی ،


آقای ثقتی رئیس اداره ی ارشاد رشت ،  با در اختیار گذاشتن اتاق و دفتر کار درمحل ساختمان خاتم الانبیای رشت به انجمن شعر و ادب شهریار گیلان موافقت نمودند ،

که از این به بعد اتاقی در اختیار انجمن شعر و ادب خواهد بود که بنا بر برنامه  های مناسب  در بعد شعر و ادب زبان محاوره ی خودشان که عموما ترکی و فارسی و گیلکی می باشد ، فعالیت شعری و هنری و ادبی داشته باشندگفتنی است که این انجمن تعداد قابل توجهی اعضای فعال دارد که هم اکنون آثارشان درمطبوعات مورد توجه و چاپ بوده  ، و تعدادی ، کتاب هایی را نیز به مرحله ی چاپ و انتشار رسانده انداعضای این انجمن از سال ها پیش برنامه های ادبی شان را ضمن میهمانی در منازل همدیگر برگزار می کردند.وامید که برای اینده دامنه ی فعالیتشان ، هرچه بیشتر شده و مایه ی افتخاراتی برای هم زبانی ها و هم استانی ها  و ایران و  جهان بوده باشند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 10:43  توسط اینجه باخیش  | 

شهریار


بویوک شهریارین اولومونه

غیاث لطفی :

ادیبان و سخنورلر ائدیب بیر بیرسفر گئتدی 

                               قویوب هجرانلارین دائم اورکلرده اثر گئتدی

قالیب پروانه لرآواره. اولموش شمعلر خاموش 

                                باتیبدیر ماتمه ائللر بوگون صاحب نظر گئتدی

تماما ایرانین اهلی  ائلیلر ضجه  وشیون 

                           که گویا شهر تبریزدن بویوک اهل هنر گئتدی

چیخاق هیهات ماتمنن  دئیللر شهریار اولدی 

                            هما تک باغ عرفاندان   آچوبدور بال پر گئتدی

 بیزیم داغلار یتیم اولدی  گییب حیدر بابا قاره  

                   چیچکلر سولدی  آچماز گول او  داغلاردان ثمر گئتدی

گییردی ال یاشیل داغلار  دومان گلمیش گئییب قاره 
                       عجب بیر گونلری ایمیش یوخدور ایمکان بار وبرگئتدی

عزیزان اهل علم ایچره بو بیر اعظم موصیبت دور     

                         ائدیبدور   اهل ایرانی    عموما دیده تر گئتدی

علی المرتضی نین عاشقی دونیانی ترک ائتدی   

                        یاتوب توپراقلارآلتدا عاشق شوریده سر گئتدی

یاز  الان دفتره «لطفی» دئنن ای ایهاالحضار  

        گلننر قبرینین اوسده اولوبلار دیده تر گئتدی

                                                                                                                                    

     سید نجم الدین دانیالی:

 

 

به مناسبت گرامیداشت 27 شهریور روز شعر وادب   و سالروز وفات  شاعر بزرگ سید محمد حسین بهجت تبریزی استاد شهریار

قوللوق اوسته قوللوق قالار [2]                                                                                          

1- آرازئدئم  هر بیر گؤلدن  داشئیدئم

     قاباغئمدا  اولان سددن     آشئیدئم

             من بوغدییا  همده گوله   چاشئیدئم

             آمما شاهلار   دئدی  منه  سن لال اول

              نجابتـــیم    دئدی گینه     سن بال اول

 

2-  گول سونبوللر  بیـــتیرئیدیم  وطنه

      چورَک سویی  گتـــیرئیدیم   وطنه

      ساغلئقلاری   یئتــــیرئیدیم     وطنه

      آمما ظالم     دئدی منه      سن لال اول

      اوره ک دئدی   گؤزللیغه     سن خال اول

 

3- اوجالدئدئم     گؤیـــلره من      بوخاری

چوخالدئیدئم     وئرگیــــلری     چئخاری

          یئند یرئیدیم    یاغئــش تکین    سئخاری

           آمما حاکم      دئدی منه     سن لال اول

            صبریم دئدی    رستم گله    سن زال اول

 

4- وئردئلار چوخ    صدمه لری      بارئما

دئد یلر چوخ       یامانلاری       قارئما

           گوندردیلر       آفت   دَیه         نارئما

           من نن چورَک    یه ِییب منی      دویدیلر

           دانئشاندا     لال اول  دئییب       سویدیلر

 

5- بیر سکچه ده   گر سو اولسا    سو چئخار

           گر اولسا سوت  یقیین بیل کی   بو چئخار

            بال اولسا گر       دورو بَره        او چئخار

               آمان آللاه       بیزه یامان        دئدیلر

      آمما بیزدن     شیرین بالی       یئدیلر

 

6- تا کی اولدی      اللی یئددی     انقلاب

           دیل ظولومون   یئردن گوتدی     انقلاب

           دیل یازئسئن       آزاد ائتدی      انقلاب

              گرک کی بیز   آزادلئقی        ساخلییاق

              تکرار یولون    هر بیر ظولمه     باغلییاق

 

7- بیر بولدوزر   دیل یوللارئن    صاف ائـــــتدی

           سرو آغاجی    بوتون ایراندا   بیـــــــــــتدی

   ائل  دیلینده    آزادلئغــــــئنا  یئـــــــــــتدی

             بو ایشیچین      کولگه سالار     شهرییار

              قوللوق اوسته   قوللوق قالار     شهرییار

   

8- ایندی دئیــئِر    آراز سوزون     اوز دیـلی

اوره ک سؤزون   معنی ائدر      سئل یئـلی

          یازی  یازر       اوز دیلیـــنده      هر    ائــلی

             شهرییار کی  بئجرددی گول      شعیرده

             گول بار وئرئر      بیزیم دئیش       دئیرده

      

9- اؤ قوللوق کی     بهجت شعیره   یایـــدی

خدمتلری     ایرانــنییا       چون     آیــــدی

میللت اؤنون   قدرین  تقویمده    سایـــدی

عؤؤلن گونون    قؤیــــدی میللت       بو آددا

شعر و ادب     فارسی گونی       قال  یاددا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1392ساعت 17:46  توسط اینجه باخیش  | 

بیر شعر دانیالی دن و بیر شعرده گرگرلی ارازبئی ذن

گرگرلی آراز

شاعر قارداش من دیلکم آرزیام
آرازام  سال فصیللرین یازییام
گویلرینده  دورناسییام غازییام
گلدی  نامه ن اوخودوقجا آغلادیم
اوره گیمی پارچا پارچا داغلادیم

سن ایتمیشدین گور هارادان تاپمیشام
گوز یاشیمی سئوینجیمه قاتمیشام
شیرین لیگین شربتینی دادمیشام

سنی گوردوم ائله بیلدیم اوزومسن
حیاتیمدا منیم ایکی گوزوم سن
ائله بیلکی  مین ایللردی بورداسان
آذربایجان توپراقیندا نورداسان
کامانیمین سه سینده سن شورداسان
ائلچی بئی ین قوربان اولوم جانینا
یئتیشدیردی آخیر  قانی قانینا

سید نجم الدین دانیالی:

 عصرین ایمامینا تقدیم

   تئز اول گل (1)

             قلم یازیر

1-  ساده ائلون    بورولمامئش   تئز اول گل

ظولم ساعاتی قورولمامئش   تئز اول گل

 

2-  اولار بیزده    قانات آچئب    گون گؤرق

بئل بوکولوب  قوجالمامئش   تئز اول گل

 

3-    یؤلا باخماق    بـتر بیزی     یؤروبـدی

گؤزلرکؤکدن  سارالمامئش   تئز اول گل

 

4-  ظولم لشگری   ظولمون ائده    مشقـیــنده

شر هاواسئن   او چالمامئش   تئز اول گل

5-  آزاده نـــــی     آزادلئـــــقی        ازرلر

آزاده لر      توتولمامئش     تئز اول گل

6-- قلم یازر     ظولمون قددین    تا بوکه

بو آرزی یئرده  قالمامئش   تئز اول گل

 

7--پرچم اســــــر     «عجل علی ظهورک»

بو سؤزلر تا   قارتالمامئش   تئز اول گل

 

8-- ظالم وئران      یارالاردان      قان آخر

قان داماردان  یؤخ اولمامئش  تئز اول گل

 

9-- بحرین  عمان  تونس  ظالیم    یئخماخدا

توانلاری     قوتولمامئش      تئز اول گل

 

10-  سن سـِو َنم  یالوارئرام  تئز اول گل

صولحون آدی  پؤزولمامئش  تئز اول گل

                                         پاییز 1390

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1392ساعت 10:12  توسط اینجه باخیش  | 

جلسه 43

 جلسه 43

در تاریخ 15/4/92 در محل منزل مسکونی یکی ازز اعضا از ساعت 9/5 تا 12شب برگزار گردید و  طبق روال ماه های پیش عمل گردید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392ساعت 9:54  توسط اینجه باخیش  | 

جلسه ی 42

طبق برنامه ی اعلان شده در روز جمعه به تاریخ 17 خرداد

با شرکت اعضایی از انجمن شعر و ادب پروین و همچنین اعضایی از انجمن شعر وادب شهریار گیلان و دیگر میهمانان بر سر مزار شاعر شیرین سخن واگاه وجه الله رمضانی ادای احترام کرده و هرفرد با تفعل به کتاب «وجی نین غزللری» قطعه ی غزلی را در جمع حاضرین قرائت و در کنار شاعر ازاده از باغ و بولاغ استاد به میوه چینی پرداخته و  همه باهم از لذت میوه های شیرین و غزلواره ی استاد لذت طعم عالی ثمر شاعرانه  را به عیان چشیدند  

سپس شب شعر  را در منزل یکی از اعضای انجمن شعر و ادب شهریار گیلان ادامه داده و بدین وسیله با بال شعر وادب در اسمان های دیار زیبا پرواز مستانه ی عشاق را به تمرین و مشق جلوه نمایی کردند

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1392ساعت 14:56  توسط اینجه باخیش  | 

سالگرد وجی

بسمه تعالی

به مناسبت پنجمین سالگرد درگذشت مرحوم

                   شاعر شیرین سخن

                 وجه الله رمضانی « وجی»

در ساعت 18 روز جمعه مورخه ی 17/ 3/ 92

بر سر مزارش ادی احترام کرده سپس در شب شعر شرکت خواهیم کرد

                                                           انجمن شعر و ادب شهریار گیلان

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1392ساعت 22:40  توسط اینجه باخیش  | 

وجی نین ایل دونومی

اوجورکی شیرینلیق بالدان آیریلماز سیز دادان هم یاددان چیخماسوز

                                                  

استاد وجی نین اؤلوم گونونون ایل دونومون نن اوتری

جومعه گونی خردادئن 17 سینده 

ساعات 7 دن 8/5 قدر

شاعیرلر و یازیچیلر  و دوسلار احترام ادا ائله مغدن اوتری قبری اوسته یئغیشیب

و خاطیرین عزیز سایاجوق

                               انجمن شعر و ادب شهریارگیلان

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1392ساعت 16:24  توسط اینجه باخیش  | 

زندگی نامه ی4


+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 15:59  توسط اینجه باخیش  | 

زندگی نامه 3


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1392ساعت 14:10  توسط اینجه باخیش  | 

جلسه ی شماره ی 40


جلسه ی شماره ی 40

روز یکشنبه به تاریخ 15/2/1392

جلسه ی شب شعر ماهانه در محل منزل یکی از اعضا تشکیل و شرکت کنندگان اشعار خودشان را به سمع و نظر حاضرین رسانده و در صورت لزوم نقد و بررسی لازم انجام گرفت

در این جلسه به سرکار خانم قسمتی که از زیارت مکه برگشته بود به رسم یادمان هدایایی از طرف انجمن اهدا گردید و کتاب های اهدایی اقای سامانی که به اعضای انجمن هدیه داده  بود تحویل گردید همچنین  گزارش ماهانه انجمن  و گزارش روزنامه های پنجره نو و نقش قلم از سفر انجمن به همایش شعری خلخال به سمع ونظر حاضرین رسانده شد

و استاد ایرج قسمتی نیز با نواختن اهنگ و خواندن اشعار ،

زیبایی عروج و پرواز با بال ادب و هنر را برای حاضرین مهیا نمودند

و در پایان در مورد حق عضویت سالانه صحبت هایی انجام گرفت  

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 15:1  توسط اینجه باخیش  | 

شرکت در همایش شعری خلخال


شرکت در همایش شعر استانی شهرستان خلخال

به دنبال دعوت انجمن شعر خلخال

روز پنج شنبه به تاریخ 29 فروردین  1392 ساعت شش صبح با مینبوسی به همراهی دوستان شاعر استاد باقر نقوی و آقایان طلوعی و رضایی و عزتی و خانواده ی آقای محمدعلی مزدی و خانواده ی اینجانب دانیالی به سمت خلخال به محل اجرای همایش شعری استان اردبیل راهی شدیم


در راه یعنی در شهر انزلی استاد بهبود مرادی را به همراه خانواده یشان سوار مینیبوس کردیم و پس از گذشتن از شهر رضوانشهر از طریق جاده پونل به سمت شهر مقصد در حالیکه هوای مسیر ابری وبارانی ومه گرفته بود حرکت را ادامه دادیم 

در بین راه حدود ساعت ده برای صرف صبحانه که پیش بینی لازم انجام گرفته بود ماشین را نگه داشته و پیاده شدیم وباهم به قهوه خانه ای رفته و در حالیکه از شدت سرما همگی سردمان شده بود خودمان را به بخاری بزرگ فهوه خانه نزدیک کرده و با بهره مندی از طعم آتش هیزمی آن ، لذت استفاده ی گرمای دلچسب را در بدن سرد و لرزان خودمان احساس کردیم  و صبحانه را را که عبارت از هلیم بود بر روی بخاری گذاشته و گرم کرده و 15 نفر همسفر صرف نمودیم .

پس از صرف صبحانه ی خوب جاده را پیش رو گرفته و در حالیکه به زیبایی های اطراف خیره می شدیم و طبیعت زیبای کوه و دشت و سبزه و برف وجنگل را مدام از جلوی چشمان تیزبین شاعرانه عبور  می دادیم ، به راهمان ادامه دادیم

تا اینکه در ساعت حدود 11 راهمان را به سمت گردشگاه ازنوی خوجین شهرستان خلخال پیش گرفتیم بر حسب حسن اتفاق  اقای معصومی رئیس اداره ی ارشاد خلخال برایمان زنگ زد تا در مورد مقاله های ارسالی اینجانب اعلان وصول نماید و بنده نیز در مورد حضور انجمن شعر و ادب شهریار گیلان بنا به  دعوت  انجمن شعر خلخال از مجموعه ی ارشاد خلخال به اطلاع ریاست اداره رساندم

بعد از حدود بیست دقیقه شاعران محترم استاد یدالله پور عبدالحسین و آقایان رحیم نظری و استاد خانم حمیده عنایت زاده و به همراه چهار پنج نفر دیگر و همچنین اقای حسام دانیالی و خانم منیژه دانیالی  برای استقبال انجمن  شهریار به محل ازنو آمدند 

پس از پذیرایی و سلام علیک اولیه به سمت خلخال رفته ، و ناهار را در محل تفرجگاه اندبیل صرف کردیم و بعد عازم اداره ی  ارشاد جهت شرکت در امر هدف و بهانه ی مسافرت یعنی شرکت در جلسه ی همایش شدیم

که ضمن حضور و معرفی در کنار شاعران میهمان از شهرهای :  نمین ،  اردبیل،  نیر،  هیر ،سرعین، کوثرگیوی و هشجین و همچنین شاعران میزبان یعنی خلخال ،

در مراسم شعر خوانی که از ساعت حدود 2/5 تا 6/5 طول کشید،  اساتید سخن با دعوت مجری برنامه خانم محمدپور به محل سن رفته و به قرائت پرشور اشعار خویش پرداختند 

در ضمن اجرای برنامه همه ی شرکت کننده ها یی که از شهرهای مختلف امده بودند شعرهای  خودشان را که بیشتر زمینه ی اجتماعی داشتند، خوانده

و همچنین آقای معصومی رئیس اداره ی ارشاد نیز در جمع شاعران شرکت نموده و ضمن تشکر از حضور شاعران از مورد نقص  احتمالی پذیرایی عذر خواهی نمودند

در ضمن شاعران محترم اقایان بهنام صداقت و حسین قلیزاده نیز از انجمن شعر شهریار گیلان در متن اجرای برنامه به ما پیوستند


در پایان به عناوین اشعار اعضای انجمن شهریار اشاره می کنم

اقای طلوعی شعری در مورد عاشورای امام حسین  (ع )

استاد نقوی سه شعر با عناوین «اغوش مادر» و «دلواپس» و «مکتب پروانه »

استاد مرادی دو شعر با عناوین   «یکی یکی »  و  «یاز منی»

دانیالی دبیر انجمن شعر وادب شهریار ضمن بیان 3 نکته بشرح

1- عرض سلام و ابلاغ حداقل بیست نفر دیگر اعضای انجمن شهریار که دل و قلبشان با برنامه  ی شعر  خلخال بوده ولی توفیق حضور ندارند وما که به نمایندگی از جانب ایشان با یک مینیبوس آمدیم 

همچنین از طرف انجمن شعر و ادب پروین که اقای ابراهیمی از جانب ان انجمن در ساعت 12 شب زنگ زده و تقاضا نمودند که سلام انجمن پروین را به جمع شاعران ابلاغ دارم

2- عذر خواهی شخصی خودم نسبت به نقص اشعارم،

  الف)از اساتید که نتوانسته ام درس را درست تحویل دهم

ب)و آیندگان که به اندازه ی ی لازم تلاش نکرده و بدهکار ایشان می باشم  

3- تشکر از مجموعه ی ارشاد خلخال راجع به آماده کردن و اجرا و پذیرایی همایش شعر استانی و خارج استانی و همچنین راجع به امر استقبالی که در بدو ورود صورت گرفت .

سپس دو شعر با عناوین: « تئز اول گل »  و « باهالئقی سیندئراق » خواندند

قلیزاده دو شعر با عنوانهای  «ترلی بنؤیشه»  و «ای غم نازا قویما»

عزتی یک شعر با عنوان«دئـــنن»

صداقت یک شعر با عنوان «بیز اول»

در ضمن یاد اور می شوم که در ابتدای شروع مسافرت دوستان بنا بر وضع اب و هوای سرد و بارانی و مینبوس بی بخاری و عدم حضور دیگر دوستان گله مند بودند

اما پس از حضور در شهرستان خلخال و بهره مندی از زیبایی ها و اب وهوای افتابی و بهاری خلخال و مشاهده شکوفه ها و دیدار نمایشی از بهشت الهی ،

  همه ی غر زدن های شروع مسافرت جای خود را به تعریف و تمجید و بیان زیبایی از مشاهدات سفر  بخشید

و در نزدیکی های مسیر رسیدن به رشت هزینه ی سفر را محاسبه و ما بین همسفران تقسیم نمودیم

و در پایان راه همه با بیان اینکه :

خاطره زیبای مسافرت امروز را هرگز فراموش نخواهیم کرد

ابراز رضایت  نمودند 

از دوستان خواهشمندم  ضمن مطالعه  حتمن نقایص گزارش سفر را یاد اوری نمایند که به کمکشان عمل رفع عیب از گزارش  صورت گیرد           وار اولون  

  دبیر انجمن 


+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 9:4  توسط اینجه باخیش  | 

جلسه ی 39


جلسه ی 39

در روز یکشنبه به تاریخ 1392/1/18از ساعت 9/5 شب تا پاسی از آن ، شب شعر باشکوه انجمن شعر و ادب

شهریار گیلان در محل منزل یکی از اعضا تشکیل گردید

و شرکت کنندگان که متشکل  از اعضا و  تعدادی از علاقه مندان بودند با خواندن اشعار خویش به زبان های ترکی

و فارسی  سبب پرواز  شیفتگان شعر وادب شدند،

و به یقین که این  پروازهای عاشقانه در آسمان های زیبا و پرگل ادبیات روحی دیگر به شرکت کنندگان می دهد

گفتی ا ست که در ضمن خواندن اشعار،  امر نقد و بررسی نیز انجام گرفت تا باعث رشد سطح پرداختن به

پروازهای شاعرانه برای شرکت کنندگان میسر گردد





+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1392ساعت 22:51  توسط اینجه باخیش  | 

نقد کتاب در کوچه باغ آرزو ی استاد فائق


 

نقد در کوچه باغ ارزو

 

مقاله ی ذیل را آقای بهبود مرادی ارسال داشته اند

                    نگاهی گذرا به

                                           دفتر شعر

 )                                   در کوچه باغ آرزو)

استاد فائق خلخالی

 

بنام بزرگی که بزرگانی را به صدر مجلس می نشاند

استاد جواد معراجی  فائق خلخالی شاعر وادیب ونویسنده کتاب ارزشمند« فرهنگ موضوعی تاتی به فارسی » است.

افتخار آشنایی من با استاد فائق مدت زیادی نیست اما در همین اندک زمان ایشان پنچره ای نو از خودشان به بسوی روشنایی در من ایجاد کرده اند تا اینکه بر خود عهد کردم مطالبی در مورد این پیر چلّه نشین تحریر کرده باشم

استاد فائق خلخالی متولد 1335 خورشیدی بوده  و بعد از 30 سال انجام وظیفه در کسوت مقدس معلمی و تربیت شاگردان بی شماراز اداره آموزش پرورش بازنشست شدند .خلخالی الاصل و ساکن شهرستان رشت هستند .

همچنین ایشان عضوفعال انجمن ادبی استاد شهریار(اینجه باخیش)شاعران آذری زبان مقیم گیلان می باشد. سخن گفتن در مورد کتاب ارزشمند (فرهنگ موضوعی تاتی) ایشان کمی برایم سخت بوده به همین خاطرسراغ کتاب شعر(در کوچه باغ آرزو) رفتم با اندک جراتی دل به دریا زدم نگاه گذرا داشته باشم. کتاب فوق شامل دوبیتی های استاد فائق در 176صفحه بصورت جیبی در سال 1389 توسط نشر بلور رشت منتشر شده است محتوای کتاب پر از سروده های شاعر خیال پرداز ماست که جهان بینی خود را در دل سروده های زیبایی بیان نموده است، از تعاریف زیبایی های طبعیت گرفته تا عقاید مذهبی واجتماعی ،از اخلاقیات پند واندرز . آنچه که در این مجموعه برای من جالب تر بنظر رسید ، آن است که تمام این دوبیتی ها با کلمه ایکاش شروع میشود .این کلمه ،حزن و اندوه شاعررا به مخاطب منتقل می کند ویا به نوعی با حنجره ی درد آلود به هم نوعانش مراجعه می کند. وسعت خیالی که شاعر دارد که شاید آسمان و زمین تنگ آید اما باز هم شاعر خوش گوی ما برای رسیدن به آن نوری تمام موجودات برای آن بخاطر آن زنده میشوند زنده می مانند وزنده میمیرند.

              (دوبیتی)

کاش می شد تا ثریا پیش رفت

تا به عمق هر چه دریا پیش رفت

                   پله های دانش وپرهیز را

با قدم های مهیا پیش رفت

همین که بهم رسانیدن ثریا به دریا در حیطه تخیل شاعرانه هست لاغیر. اگر همین تشبیه را به آدم عامی بدهید بعید است چنین تعابیر ناممکن را داشته باشد. سوز و ساز زمستانی که  همه را به تنگ آورده شاعر با خونسردی ملایمت کبکهای وحشی  را به چشمه سارها فرا می خواند چرا می داند پرستوها نیز خواهند آمد

            (دوبیتی)

کاش می شد با بهار آغاز شد

با پرستو همدل وهمراز شد

                 با شقایق با بنفشه با سمن

طاعتی کرد از نسیم و بازشد

همانطوری که می دانید گلها و سبزه ها بیشتر ازهمه دلتنگ شگفتن هستند. آن که می تواند زودتر از گلهای بهاری به روی ما بخندد ،خیال بهار انگیز شاعر نغمه پرداز ماست

اما در مورد باورهای دینی شاعر همواره سعی دارد خود را به مرتبه ای از تزکیه برساند که قبول درگاه حضرت دوست باشد

                (دوبیتی)

کاش می شد در نیایش با خدا

قبله از نور و وضویش از صفا

                 سر به مهر عشق بر سجاده ای

تارش از اخلاص وپودش از وفا

همان طوری که می دانید انسان در ذات و اندرون خود گم شده ای دارد ،همه به زبانی دنبال آن می گردند تا اینکه آلام درونی خود را التیام بخشند .گاهی سر به میخانه می زنند تا ازخم عشق این گمشده پیمانه ای بزنند و از خود بدر شوند

            (دوبیتی)

کاش می شد درد نِی از نِی شنید

معنی هر های را ازهِی شنید

                راز و رمز غلغل میخانه را

ازلب سرخ سبوی مِی شنید

 گاهی پیشانی برسجاده محراب نیاز کرده ،ملال درونی خود را با دانه های اشک شوق برای حضور طلبیدن دوست عطر آگین می کند، شاید به دلتنگی رسیدن به معشوق کمی تسکین داده باشد.

             (دوبیتی)

کاش می شد در هوای روی تو

جان فدا می کردم اندر کوی تو

                  می گرفتم از برای صید دل

تاری از گیسوی عنبر بوی تو

حتی در سر سجاده هم از بوی گیسوی یار سخن می گوید چرا که یارخود را عریان می بیند بویش را استشمام می کند در مورد اخلاقیات اجتماعی پند واندرز که می دهد .خوش دارد که کسی در زنجیر نباشد از آنجاست فریاد می زند که دل زنگار زده ی خلق غافل اندکی صاف بشود.

           ( دوبیتی)

کاش می شد با گذشت وآشتی

صد شرر بر تار و پود کینه زد

               انس الفت را به سینه مهر کرد

خط باطل بر غم  دیرینه زد

برای جامعه که غرق در دست ابزار و وسیله دنیایی است، فریاد می زند ،می آشوبد ، ناله سر می دهد و التماس می کند.

              (دوبیتی)

کاش می شد درد را ترسیم کرد

کم تفکر در زر و در سیم کرد

                  جمع و ضرب درد را از یاد برد

درد را تفریق یا تقسیم کرد

در باور شاعر ما دردمند آن نیست که مریض ورنجورشده ، شاید درد اصلی آن که همه درد بی دردی گرفته اند ،غافل از خود چون کودکان با اشیای بی ارزش زمانه چنان خود را غرق کرده اند که فرصت با خود بودن از دست داده اند و یا به نوعی از خود بیگانه شده اند، اینجاست که کاروان گمشده را به راه می خواند و از بیراهه رفتن بر حذر می دارد.

           (دوبیتی)

کاش می شد تکیه بر چاووش کرد

پند اندرز وخطایش گوش کرد

               در سیه بازار گرم هرج ومرج

نیل گشت و فتنه ای خاموش کرد

یا د رمورد دچار شدن انسان به زیاده طلبی و ناسیری واسارت با حزن و اندوه می گوید :

           (دوبیتی)

کاش می شد خلوتی با دل نمود

شرح احوال شقایق ها شنود

              در مزار سرخ گلهای شهید

یک غزل در وصف آزادی سرود

همچون طبیب نسخه ای برای بی مهری کسانی دارد که پدر مادر خود را به سرای سالمندان سپرده فرصت عیادت را از دست داده اند

              (دوبیتی)

کاش می شد این سخن تفهیم کرد

از مقام مادران تکریم کرد

                 صد سبد گل از درخت عاطفه

پیش پای مادران تقدیم کرد

 در نهایت آشفتگی وبی خوابی در کشاکش روشنایی وظلمت ،آخرین صفحات کتابش را با الهام از خداوندگار سخن مولانا ، با این دوبیت به آخر می رساند.

    

کاش می شد لطف ایزد برسرم

در ثمر بخشی دفتر مستدام

ورنه این دفتر بجز الفاظ نیست

بس سخن کوتاه باید والسلام

آخرین قافیه های شعر نا سروده فردای خود را ردیف نموده ، تکیه بر میز کار  خوابش می برد تا فردا دوباره درد وغم فردای جامعه خود را با قافیه های ناتراشیده  صیقلی داده باشد.

فروردین 92

ائلچی خلخالی

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1392ساعت 17:13  توسط اینجه باخیش  | 

مطالب قدیمی‌تر